چرا گروگان گیری ؟

روشن است که در چنین شرایطی مسئولیت سازمان های انقلابی طرفدار کارگران و زحمتکشان درهمبستگی و یاری رسانیدن به سازماندهی و مبارزات هدفمند استثمار شدگان حایز اهمیت بسیارزیادی است که باید با پشتکار، حوصله و جهت مند پیگیری شود.

روشن است که در چنین شرایطی مسئولیت سازمان های انقلابی طرفدار کارگران و زحمتکشان درهمبستگی و یاری رسانیدن به سازماندهی و مبارزات هدفمند استثمار شدگان حایز اهمیت بسیارزیادی است که باید با پشتکار، حوصله و جهت مند پیگیری شود.

سایت سیاسی،خبری خاوران:بدون تردید در مخیله ی بهرام سروش کارگر ردیف شرکت واحد ، گروگان گیری پیمان سنندجی مدیر شرکت واحد به عنوان آخرین راه حل مطرح شده است .او چه باید می کرد ؟ از کدام مرجع و سازمان باید طلب کمک می کرد ؟ سندیکا را که غیر قانونی اعلام کرده اند .اتحادیه ی سراسری کارگری هم که وجود ندارد .سازمان های دولتی که همه بر ضد کارگران هستند . خانه ی به اصطلاح کارگر در واقع خانه ی کارفرمایان است .نمایندگان فربه مجلس که از مدیران و سرمایه داران حمایت می کنند .حزب سیاسی انقلابی – کارگری منسجم و توانایی هم که در دسترس نیست تا برای چاره جویی مورد پرسش قرار گیرد .پس این کارگر باید چه می کرد ؟ آخر تا کی سرافکنده ، جلوی زن و بچه به خانه برگردد و بگوید امروز هم نشد و کاری نتوانستم بکنم .آیا در این شکی هست که این گروگان گیری از فرط استیصال و درماندگی بوده است ؟ آیا در این شکی هست که بهرام با اطلاع از پشتیبانی ماشین عظیم سرکوب جمهوری اسلامی و دفاع آنها از سرمایه و مدیران سرمایه از قبل ، عاقبت عمل خود را می دانسته و فقط خواسته مدیر شرکت واحد برای چند ساعتی هم که شده طعم تلخ ترس را بچشد و جامعه هم بداند زیر پوست آن چه می گذرد .
خمینی با شعار های زیبا برای کارگران به ایران آمد ، و مژده داد که آب را مجانی می کنیم ، مسکن را مجانی می کنیم ، اتوبوس را مجانی می کنیم .از اغنیا می گیریم و به فقرا می دهیم .35 سال پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی ، ایران به یکی از بزرگترین نمایش گاه های تبعیض طبقاتی تبدیل شده است .آگهی های فروش اعضای بدن روی دیوار های خیابان هایی نقش بسته است که گران ترین اتوموبیل های لوکس که در شهرهای اروپایی هم نظیرش را کم می بینید در رفت و آمدند. طی سه دهه جمهوری اسلامی سازمان های سیاسی مترقی را سرکوب کرده است .سنگ را بسته و سگ را رها کرده اند .شکنجه گران و بازجویان فعالین کارگران را استنطاق می کنند ، سندیکاهای کارگری را غیر قانونی اعلام کرده و فعالین آن را زندانی می کنند .
همکاران بهرام می گویند مدیریت شرکت واحد از یک تیم قوی وکلا بهره می برد و شکایت کارگران راه به جایی نمی برد. کارگران توان مالی استخدام وکیل زبردست را ندارند .در چنین شرایطی بهرام چه باید می کرد ؟ خیلی راحت است که بعضی فعالین سیاسی چپ در خارج دستور می دهند که کارگران باید سازمان های مستقل خود را تشکیل بدهند .از این آقایان باید پرسید شما برای آنها در طی این سال ها چه کرده اید ؟چه اقدامی برای ایجاد سازمان انقلابی کارگری کرده اید ؟چه برنامه ای برای آموزش سیاسی و ارتقاء آگاهی آنها تدارک دیده اید ؟ امثال بهرام ها زیاد هستند .گفته می شود همین شرکت واحد طی مدیریت پیمان سنندجی، 3000 کارگر را اخراج کرده است .سرنوشت آنها چه شده است؟ چه باید کرد تا آنها همچون بهرام نا امید نشوند و بدانند هم سرنوشتان زیادی دارند که آینده را نامشخص و نامعلوم می بینند و نگران از دست دادن شغلی هستند که تنها بخشی از نیاز های روز مره زندگی شان را تامین می کند و در آمد هایشان بسیار پایین تر از خط فقر است .
بطور قطع نابودی زندگی یک کارگر اخراجی، دل تمامی کارگران شاغل را به درد می آورد. اخراج و بیکاری، شتری است که امکان دارد روبروی در خانه ی هر کارگری بخوابد. در شرایط فاشیستی حاکم بر جامعه ی ما که جاسوس های جمهوری اسلامی در هر کوی و برزن و هر واحد تولیدی و خدماتی حضور دارند و سازمان به اصطلاح کارگری مثل خانه ی کارگر ، در واقع خانه کارفرمایان و محل ریختن توطئه برای درهم شکستن اتحاد کارگران و جلوگیری از شکل گرفتن سازمان های توده ای کارگری مثل سندیکا و اتحادیه هستند ، کارگران انقلابی می بایست با ایجاد صندوق های مخفی کمک به اعتصابات و کارگران اخراجی ، پیوند های های خود را مستحکم تر کنند .میلیون ها کارگر مثل بهرام سروش در شرایط بحران اقتصادی حاکم بر جامعه در خطر از دست دادن شغل به سر می برند .این کارگران باید بدانند که برای ایجاد یک جامعه ی بهتر ، چاره ای جز گذر از مناسبات سرمایه داری نیست. باید بدانند که وظیفه ی اصلی دولت و ماشین سرکوب اش حفظ این مناسبات ظالمانه است. کارگران باید بدانند که امیدی به مجلس و دولت و نهادهای مذهبی نباید ببندند. آنها همه در استثمار و دزدی سرمایه های کشور سهیم هستند. نباید بهرام سروش ها را تنها گذاشت .آنها هم طبقه ای های ما هستند .
روشن است که در چنین شرایطی مسئولیت سازمان های انقلابی طرفدار کارگران و زحمتکشان درهمبستگی و یاری رسانیدن به سازماندهی و مبارزات هدفمند استثمار شدگان حایز اهمیت بسیارزیادی است که باید با پشتکار، حوصله و جهت مند پیگیری شود.
زنده باد تشکل های مستقل کارگری
زنده باد سوسیالیسم
سایت خاوران
دهم سپتامبر 2013

یک پاسخ to “چرا گروگان گیری ؟”


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: