مریم محسنی:به یاد مبارزان کارگری

نیما کوهبنانی جوان هم که زندگی اش را  وقف دفاع از مبارزان کارگری و زحمتکشان کرده بود، و وکالت شان را در بیدادگاههای رژیم برعهده می گرفت، زیر بار ضایعه قلبی تاب نیاورد.

نیما کوهبنانی جوان هم که زندگی اش را وقف دفاع از مبارزان کارگری و زحمتکشان کرده بود، و وکالت شان را در بیدادگاههای رژیم برعهده می گرفت، زیر بار ضایعه قلبی تاب نیاورد.

خبر آمد که کورش بخشنده در اثر ایست قلبی درگذشته است . دوست و هم رزم عزیزی در رثای او نوشت که کورش برای تشکل مستقل سراسری کارگری مبارزه می کرد. واقعیت اینست که  کورش بخشنده  تا دم مرگ زیر فشار مرگبار دستگاههای امنیتی بود. دستگاههایی که در مبارزه او برای حقوق کارگری جرم بزرگی کشف کرده بودند،  که کوروش را  مستحق زجرکش کردن کرده بود. و تنها کورش بخشنده  نبود که بالاخره زیر فشار مرگبار نیروهای سرکوب قلبش از تپش ایستاد، نیما کوهبنانی جوان هم که زندگی اش را  وقف دفاع از مبارزان کارگری و زحمتکشان کرده بود، و وکالت شان را در بیدادگاههای رژیم برعهده می گرفت، زیر بار ضایعه قلبی تاب نیاورد. در شرایطی که کرکس های قدرت از هر سو به طبقه ما هجوم آورده اند  و از فقر و فلاکت و تهیدستی و بی حقی آحاد طبقه ما ارتزاق می کنند،  در حالی که به کوچک ترین اعتراضی از کارگر شکایت می کنند ،  تا در دادگاههای اسلامی حکم شلاق به جرم طلب دستمزد معوقه برایشان صادر کنند ، نیما کوهبنانی، وکیل جوان و شجاعی بود که بی باکانه برای حقوق کارگران در بیدادگاههای رژیم می جنگید. جای نیما کوهبنانی  به سادگی پر نمی شود، .همچنان که در دوره انفجار آسیب های اجتماعی و رشد اعتراضات کارگری، جای خالی صبری آشناگر فعال کارگری و زنان از شهر سنندج که در اثر نارسایی کلیه از میان ما رفت،  به سادگی پر نمی شود. این جان های عزیزی که از دست رفتند، حتی اگر یقین داشته باشیم که مثل رفیق مان شاهرخ زمانی سربه نیست نشده باشند ، باز هیچ تردیدی نیست که فشارهای ظالمانه دستگاه سرکوب رژیم در چهارچوب سیاست زجرکش کردن فعالین کارگری، در مرگ غم انگیزشان موثر بوده است. همین فشارهاست که اکنون  جعفر عظیم زاده در زندان اوین احساس  می کند . گناه جعفر عظیم زاده چیست؟ جعفر را  به خاطر پافشاری بر حقوق کارگران و گرفتن طومار از کارگران کارخانه ها زندانی کردند . جعفر عظیم زاده رهسپار زندان شد تا به همه کارگران آگاه، فعالین کارگری و همه کسانی که دل در گروی جنبش کارگری دارند ، یاد آوری کنند، که هیچ دفاعی از حق کارگر تحمل نمی شود. می خواهند بگویند، هر تلاشی برای متشکل کردن طبقه کارگر در جهت برخورداری از دستمزدی که بتوان با آن زندگی کرد، مجازاتش زندان است. ما تا کنون در برابر سرکوب فعالان کارگری و کنش گران جنبش های هم سرنوشت با کارگران خاموش نبودیم، رنج شان رنج ما بود و مطالبات انسانی شان مطالبات ما. الان در شرایطی هستیم،  که بیش از این باید تلاش کنیم تا پژواک صدای یاران اسیرمان باشیم؛ و در کنار خانواده های عزیز از دست داده، ازآنها حمایت کنیم. هر قدر هم که رنگارنگ باشیم از یک طبقه ایم؛ از یک خانواده ایم؛ دشمن مشترک داریم و مجبوریم به هم تکیه کنیم. تنها با اتحاد و گسترش همبستگی  طبقاتی می توان اردوی کارفرمایان،  سرمایه داران و رژیم حامی آنها را درهم شکست.

جمعه ۲۲ آبان ۱۳۹۴ برابر با ۱۳ نوامبر ۲۰۱۵

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: