خون پاریس به خاورمیانه پیوند خورد

اندوه ما از این فجایع جهانی است، درد ما هم جغرافیا ندارد و مرزی نمی شناسد، از این فجایع دل مابه درد می‌آید و با اشکی پنهان، خشم خود را برای مبارزه به کار می‌بریم، اینها درد مشترکی است که آتش مبارزه بر علیه قدرت و سرمایه را در دلمان دامن می‌زند چرا که می‌دانیم محور تمامی این وقایع در همه جای دنیا همان طور که برای مردم مرگ، فقر و بردگی است برای صاحبان قدرت، رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده در جهت سودآوری بیشتر است،

اندوه ما از این فجایع جهانی است، درد ما هم جغرافیا ندارد و مرزی نمی شناسد، از این فجایع دل مابه درد می‌آید و با اشکی پنهان، خشم خود را برای مبارزه به کار می‌بریم، اینها درد مشترکی است که آتش مبارزه بر علیه قدرت و سرمایه را در دلمان دامن می‌زند چرا که می‌دانیم محور تمامی این وقایع در همه جای دنیا همان طور که برای مردم مرگ، فقر و بردگی است برای صاحبان قدرت، رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده در جهت سودآوری بیشتر است،

زنانی دیگر:سیستم سود و سلطه جغرافیا ندارد و مرزی نمی شناسد.  در نبود پررنگ آلترناتیوی  انقلابی و عملکردهای رفرمیستی غالب  که خود تحکیم کننده‌ی قدرت‌های حاکم هستند، دنیا جولانگاه  سرمایه‌ی جهانی شده و زمین به میدان تاخت وتاز خونین سرمایه و بنیادگرایی بدل گردیده، در این شرایط جریاناتی چون داعش، طالبان، بوکوحرام که ساخته و پرورده‌ی مستقیم و غیر مستقیم نئولیبرالیسم‌اند با پرچم اسلام به قطب‌های جذب کننده‌ی جوانان ناراضی در خاورمیانه و افریقا، کشورهای اروپایی و همه جای دنیا تبدیل می‌شوند. در پاریس خون انسان‌های بیگناه بر سنگفرش خیابان‌ها جاری می‌شود، هم زمان در چند نقطه مردم عادی در سالن کنسرت و ورزش در کوچه و خیابان به رگبار بسته می‌شوند، این واقعه چندان بی‌شباهت به واقعه ی یازده سپتامبر آمریکا نیست و بی شک  همان  بهره‌برداری‌ها را برای غرب به دنبال  خواهد داشت،  خاورمیانه تکه تکه شده در چنگال دولت‌های ضد مردمی و بنیادگراهای مزدور مسلح  اسیرشده،  زیست محیط و زیرساخت‌های آن نابود شده و  زنان آن به بردگی جنسی کشیده شده‌اند، انفجار بمب در خیابان‌های بیروت، جنگی چند ساله در عراق  و آخرین خبر: گورهای دسته جمعی زنان ایزدی پس از آزادسازی شهر سنجار، در افغانستان هیچ روزی بی‌جنایت به پایان نمی‌رسد ویکی از این جنایات به خون کشیده شدن رخشانه و زخم های پیکر اوست، بحران مهاجرت و آمار بالای مردم جان به لب رسیده‌ای  که برای زنده ماندن به استقبال مرگ می‌روند،  مهاجرین بی‌خانمانی که در اروپا آواره شده‌اند یا در کمپ‌های وحشتناک استرالیا دست به خودکشی می‌زنند، درد آوارگی و بی خانمانی صدها مهاجر  سوری، عراقی، افغانی. در آفریقا فقر، گرسنگی، بیماری و دزدین دختران برای بردگی جنسی به  رویدادهای عادی تبدیل شده،  در ترکیه اجساد تکه تکه شده‌ی جوانان کرد سوسیالیست در جشن صلح و همیاری به آسیب دیدگان و ستم  تاریخی به کردها، در ایران فقر و فحشا و بیکاری، کودکان ‌کار که در خیابان‌ها  از سرما می لرزند و قربانی بی پناه ایدز و اعتیاد می‌شوند،  فحشای دخترکان دوازده ساله، خودکشی‌های پی در پی نوجوانان، رنج مادرانی که فرزندهایشان اعدام می‌شوند یا به علتی واهی به  حبس‌های طولانی محکوم می شوند و….

اندوه  ما از این فجایع  جهانی است، درد ما هم جغرافیا ندارد و مرزی نمی شناسد،  از این فجایع دل مابه درد می‌آید و با اشکی پنهان، خشم خود را برای مبارزه به کار می‌بریم، اینها درد مشترکی است که آتش مبارزه بر علیه قدرت و سرمایه را در دلمان دامن می‌زند چرا که می‌دانیم  محور تمامی این وقایع در همه جای دنیا همان طور که برای مردم مرگ، فقر و بردگی است  برای صاحبان قدرت، رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده در جهت سودآوری بیشتر است،  سرمایه‌داری بربریت و انحطاط را به پیش می‌برد، این وقایع نه صرفا یک اقدام تروریستی از طرف بنیادگرایان که حاصل گندیدگی نظامی منحط  است. داعش و سایر جریانات واپس‌گرای دینی که  دست پرورده‌ی نظام حاکم برای حل بحران‌های ساختاری سرمایه‌اند از نارضایتی مردم بویژه جوانان چه در خاورمیانه‌ی به جنگ کشیده شده و چه در اروپایی که سال‌هاست با سیاست‌های استعماری، فاشیستی و نژادگرایانه اقلیت‌ها و مهاجرین را در رده‌های پست اجتماعی نگه داشته و تحقیر می‌کند استفاده کرده و نیروی انسانی لازم برای عملیات نظامی و انتحاری خود را جذب می‌کند. غرب هم با دامن زدن به جو نژادپرستی، مهاجرستیزی، افزایش بودجه نظامی، تقویت نیروهای انتظامی و پلیسی، کنترل شدیدمرزها، دستگیری گسترده در فرانسه آلمان بلژیک و همه جا، غالب کردن فاشیسم، نژادپرستی، فضای پلیسی، امنیتی و سیاست‌های راست افراطی سرکوب و سلطه در جهان از این شرایط خود ساخته استفاده کرده و سیاست‌های ضد انسانی و سود محورانه  را چه در کشور‌های خود و چه در جهان  به پیش می‌برد و برای رسیدن به این اهداف و سیاست‌ها، سلاخی شدن مردم عادی کوچه و خیابان درهیچ جای دنیا برایش مهم نیست. مهم برایش این است که دنیا، ملت‌ها و دولت‌ها را روزبروز به نفع سرمایه‌داری، نئولیبرالیسم و سیاست‌هایش دوقطبی کند، به‌گونه‌ای که دو بدیل بیشتر پیش‌رو نداشته باشند: یا سرمایه‌داری و سیاست‌های نئولیبرالیستی آن و یا بنیادگرایان ارتجاعی و از گور برخاسته.

نئولیبرالیسم  در مسیر  شکل دادن به بردگی نوین جهانی به بن بست رسیده، حال بیرق جنگ برافراشته و با اعلام حکومت نظامی کابوس مرگ را مستولی نموده، این فجایع در واقع جنگ جهانی غیر متمرکزی است که  از جانب حاکمین سرمایه شکل گرفته و یکی از اهداف آن ایجاد جو رعب و وحشت در میان مردم و جلوگیری از اقدامات اعتراضی  است، ما نود ونه درصدی ها بااین اعلام جنگ متقابلا اعلام مبارزه می‌کنیم مبارزه بر علیه سرمایه و سیستم سرمایه ساخته اعم از دینی وغیر دینی که جهان را با سرعت به نابودی می‌کشاند، مبارزه بر علیه کشتارو بی‌عدالتی، مبارزه بر علیه جنگ، علیه تروریسم،  علیه سرمایه از هر نوع آمریکایی، فرانسوی، ایرانی، علیه بنیادگرایی از هر نوع آن اسلامی شیعی و سنی، مسیحی و یهودی، مبارزه بر علیه تخریب زمین و محیط زیست، مبارزه بر علیه هر گونه تبعیض و ستم بر مردم بر زنان و کودکان، تاریخ گواه ماست برای مبارزه و پیروزی و برای رهایی.

                                                                                    زنانی دیگر

                                                                                    آبان ٩٤

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: