سایت راه کارگر:در خاموشی رفیق تراب حق شناس ، رزمنده فداکار جنبش کمونیستی

راه کارگر درگذشت این رفیق کمونیست و وفادار به آرمان رهایی مردمان را به خانواده وهمه رفقا و یاران رفیق تراب در جنبش کارگری وچپ تسلیت میگوید. ما او را همچون همه رزمندگان سرفراز جنبش کارگری و کمونیستی در نبردی که علیه نابرابری ،استبداد ،اشغال ،ارتجاع ،سرمایه داری و امپریالیسم جریان دارد و خواهد داشت بیاد خواهیم آورد.

راه کارگر درگذشت این رفیق کمونیست و وفادار به آرمان رهایی مردمان را به خانواده وهمه رفقا و یاران رفیق تراب در جنبش کارگری وچپ تسلیت میگوید. ما او را همچون همه رزمندگان سرفراز جنبش کارگری و کمونیستی در نبردی که علیه نابرابری ،استبداد ،اشغال ،ارتجاع ،سرمایه داری و امپریالیسم جریان دارد و خواهد داشت بیاد خواهیم آورد.

رزمنده اندیشمند کمونیست رفیق تراب حق شناس ،پس از چندین دهه مبارزه علیه سرمایه داری واستبداد ،جهان ما را واگذاشت ، اما نامش مانند سرودی بلند ورسا در جنبش بزرگ مردمان ایران وخاورمیانه برای برابری وآزادی خواهد ماند و هرجا سرود همبستگی مردمان خاورمیانه و فلسطین هست نام تراب خواهد درخشید. .رفیق تراب تا اخرین لحظات زندگیش به سوسیالیسم و آزادی ومبارزه رهایبخش مردمان باور داشت ودر تاریکترین و دشوارترین لحظات کوشید شمعی روشن در دست رزمندگانی باشد که به افق رهایی باور دارند . او در همه لحطات زندگیش برای همبستگی مردمان ، دفاع از حق مقاومت و مبارزه برحق ستمدیگان علیه اشغالگران مبارزه کرد و آثار درخشانی در دفاع از خلق فلسطین برجای گذاشت.

روز دوشنبه 5 بهمن ماه 1394 برابر با 25ژانویه 2016 رفیقمان تراب حق شناس ،پس از پنج سال مبارزه با بیماری آی ،ال، اس درگذشت. ادامهٔ مطلب »

تصاویر «برده‌داری مدرن» و شرایط اسفناک کارگران خارجی در قطر

نوشته شده در خبر. Leave a Comment »

١٩٣ سال زندان برای ٢٤ تن از شهروندان بهایی در ایران

این درحالی است که سخنگویان جامعه بهایی ایران گفته‌اند که درسال‌های اخیرهیچ گونه فعالیت تبلیغاتی گروهی یا فردی درایران نداشته‌ایم.ظاهراً محاکمات در شهرگرکان در سال گذشته میلادی 2015، به انجام رسیده است.بنا براحکام صادره از سوی قاضی قنبری، خانم‌ها و آقایان "فرح تبیانیان"، "پونه ثنایی"، "مونا امری"، "پریوش شجاعی"، "تینا موهبتی"، "هنا عقیقیان"، "شهره صمیمی"، بیتا هدایتی"، "وثاق سنایی" و "هناکوشک باقی" هریک به ٩ سال زندان محکوم شده‌اند.

این درحالی است که سخنگویان جامعه بهایی ایران گفته‌اند که درسال‌های اخیرهیچ گونه فعالیت تبلیغاتی گروهی یا فردی درایران نداشته‌ایم.ظاهراً محاکمات در شهرگرکان در سال گذشته میلادی 2015، به انجام رسیده است.بنا براحکام صادره از سوی قاضی قنبری، خانم‌ها و آقایان «فرح تبیانیان»، «پونه ثنایی»، «مونا امری»، «پریوش شجاعی»، «تینا موهبتی»، «هنا عقیقیان»، «شهره صمیمی»، بیتا هدایتی»، «وثاق سنایی» و «هناکوشک باقی» هریک به ٩ سال زندان محکوم شده‌اند.

رادیو فرانسه:یک دادگاه در جمهوری اسلامی ایران در استان گلستان، ٢٤ تن از شهروندان این کشور را مجموعاً به ١٩٣ سال زندان محکوم کرد.در احکام صادره، «عضویت در تشکیلات غیرقانونی و تبلیغ علیه نظام»، همچنین «همکاری با دول متخاصم از طریق کمک و فعالیت مؤثر»، «پیشبرد هدف‌های فرقه‌گرایانه و ضداسلامی و ضد شیعی دولت‌های مستکبر و متخاصم»، ذکر شده است.محسن قنبری، قاضی شعبه ٢ دادگاه انقلاب گرگان، مرکز استان گلستان، همچنین در احکام صادره دلایل خود را مبنی بر مجرم شاختن شهروندان را «تبلیغ برای بهائیت و علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق مشارکت در اجرای طرح روحی (درس اخلاق) در استان گلستان» دانسته است.شهروندان محکوم پائیز سال 2012 توسط دستگاه‌های اطلاعای حکومت در شهرهای گرگان، گنبد و مینودشت، دستگیر و پس از بازجویی با سپردن وثیقه آزاد شده بودند. ادامهٔ مطلب »

شاخه زنان ی.پ.س در بوتان: همچو آرین میرکان مقاومت می‌کنیم

شاخه زنان «یگان‌های مدافع مدنی, ی.پ.س» در شمال کردستان با اعلام خودمدیریتی, تشکیل شد و سازماندهی خود را روز به روز با شعار «جامعه برابر» گسترش می‌دهد. «لیلا بوتان» عضو شاخه زنان ی.پ.س گفت …

 

مرکز خبر – فرات:شاخه زنان «یگان‌های مدافع مدنی, ی.پ.س» در شمال کردستان با اعلام خودمدیریتی, تشکیل شد و سازماندهی خود را روز به روز با شعار «جامعه برابر» گسترش می‌دهد. «لیلا بوتان» عضو شاخه زنان ی.پ.س گفت زنان برای مبارزه علیه اشغالگری, تجاوزگری و برده‌داری, حاضرند.در نصیبین, محاصره ارتش ترکیه و حکومت نظامی چند ماه از ادامه دارد. مقاومت مردمی برای خودمدیریتی هم در شهر گسترش می‌یابد. بدنبال تشکیل نیروی ی.پ.س, شاخه زنان آن هم تشکیل شد. «لیلا بوتان» عضو شاخه زنان ی.پ.س گفت که پیوستن زنان در صفوف آنها روز به روز افزایش می‌یابد و در مورد اهداف و نقش شاخه زنان, با خبرگزاری فرات مصاحبه کرد. ادامهٔ مطلب »

فراخوان مشترک سه حزب کمونيست کارگرى ٫ حزب کمونيست ايران و حزب حکمتيست … در مضحکه انتخابات رژیم اسلامی شرکت نکنید

اگر خواهان پایان دادن به فقر و فلاکت اقتصادی و این همه مصائب و بی حقوقی ها هستید، اگر خواهان آزادی و برخورداری از یک زندگی مرفه و آسوده هستید، اگر خواهان پایان دادن به تبعیض و بیحقوقی زن و دخالت مذهب در حکومت و در زندگی خود هستید، به پای صندوق های رأی حکومت نروید و همه جا تبلیغ کنید که نباید در این نمایش شرکت کرد.

اگر خواهان پایان دادن به فقر و فلاکت اقتصادی و این همه مصائب و بی حقوقی ها هستید، اگر خواهان آزادی و برخورداری از یک زندگی مرفه و آسوده هستید، اگر خواهان پایان دادن به تبعیض و بیحقوقی زن و دخالت مذهب در حکومت و در زندگی خود هستید، به پای صندوق های رأی حکومت نروید و همه جا تبلیغ کنید که نباید در این نمایش شرکت کرد.

در مضحکه انتخابات رژیم اسلامی شرکت نکنید
آنچه به نام انتخابات در ایران زیر حاکمیت رژیم اسلامی جریان دارد، کوچکترین ربطی به حق رأی و حق انتخاب آزادانه آحاد جامعه ندارد. این مضحکه با هیچ استانداردی انتخابات نیست. نه فقط بخاطر شورای نگهبان و هزار فیلتر که حتی خودی های رژیم را هم تصفیه میکند، بلکه مهمتر به این خاطر که آزادی احزاب و مطبوعات و فعالیت سیاسی برای مردم و مخالفین و حتی منتقدین نیم بند حکومت هم وجود ندارد. تحت اختناق لیستی از سرسپرده ترین حامیان حکومت و ولی فقیه را جلو مردم میگذارند تا با رأی مردم برای خود مشروعیت بخرند. از نظر مردم نه این رژیم و نه این باصطلاح انتخاباتش کوچکترین مشروعیتی ندارند.
کارزار «انتخابات» دو ارگان «مجلس شورای اسلامی» و «خبرگان»، در واقعیت عرصه کشمکش جناحها و دارودسته های رژیم اسلامی بر سر تقسیم قدرت و گرفتن سهم از حاصل استثمار طبقه کارگر و توده های زحمتکش وغارت منابع و ثروت جامعه است. این بار ماهیت و فرم این معرکه گیری از همیشه آشکارتر در برابر چشمان مردم قرار گرفته است. خامنه ای در مقام ولی فقیه رژیم در اوج وقاحت از مردم و حتی مخالفین نظام میخواهد که در این مضحکه آشکار شرکت کنند و بر ادعای مشروعیت رژیمش مهر تایید بکوبند. روحانی و اعتدالیون و اصلاح طلبان حکومتی نیزعلیرغم رد صلاحیت های گسترده هم جناحی هایشان، از مردم میخواهند در این نمایش شرکت کنند.کلیه دار و دسته های حکومت علیرغم جدال و کشمکش حادی که با یکدیگر دارند، در یک چیز مشترکند: کشاندن مردم پای صندوق ها و مشروعیت خریدن برای حکومت منحوس شان. ادامهٔ مطلب »

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران «راه کارگر» به مناسبت خاموشی رفیق تراب حق شناس مبارز خستگی ناپذیری که سرفراز زیست و ایستاده مُرد

سازمان ما خاموشی این رفیق خستگی ناپذیر را به همه مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم، و به ویژه به رفقای نازنینی که بدون خستگی در دشوارترین دوره های بیماری طولانی تراب، شبانه روز در کنار او ماندند، تسلیت می گوید. هیچ شک نباید داشت که نام و یاد تراب حق شناس در راه پیمایی با شکوه مان به سوی نور همیشه با ما  خواهد بود و به ما نیرو خواهد داد.

سازمان ما خاموشی این رفیق خستگی ناپذیر را به همه مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم، و به ویژه به رفقای نازنینی که بدون خستگی در دشوارترین دوره های بیماری طولانی تراب، شبانه روز در کنار او ماندند، تسلیت می گوید. هیچ شک نباید داشت که نام و یاد تراب حق شناس در راه پیمایی با شکوه مان به سوی نور همیشه با ما خواهد بود و به ما نیرو خواهد داد.

«اگر کودکانم را از لباس عید محروم کنی

اگر یارانم را با چهره ای دروغین بفریبی

اگر هزار دیوار بکشی،

اما

ای دشمن آفتاب…

من سازش نخواهم کرد

 و تا آخرین تپش در رگانم

مقاومت خواهم کرد»

این قطعه ای از شعر سمیح القاسم شاعر نامدار فلسطینی است به نام » پیامی از بازار بیکاری» که تراب حق شناس به فارسی برگردانده است. اما این زبان حال خود تراب حق شناس هم بود و پیامی از او به همه «دشمنان آفتاب». او بی هیچ اغراق  تا آخرین تپش در رگان اش مقاومت کرد و هرگز به خستگی و ناامیدی تن نداد و در حالی که تمام بدن اش از گردن به پائین سنگ شده بود، تا آخرین لحظه، از وظیفه اش سخن گفت، به وظیفه اش اندیشید و از وفاداری اش به انبوه زحمتکشان و ستمدیدگان و بی کسان نیرو گرفت.تراب از مبارزانی بود که فعالیت های شان را صمیمانه با باورهای مذهبی آغاز کردند ولی از برکت حس تعلق به زحمتکشان و حساسیت به سرنوشت انسان، به کمونیسم گرویدند. او یکی از نخستین اعضای «سازمان مجاهدین خلق ایران» و یکی از موسسان «سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» بود و هرگز دفاع فعال از آرمان بزرگ سوسیالیسم را رها نکرد و در عین حال همیشه کوشید با اندیشۀ پویای مارکسیستی همگام شود و با دید انتقادی به بیراهه هایی که به نام مارکسیسم پیموده شد، نگاه کند. او یکی از پرکارترین نویسندگان و مترجمان کمونیست بود که می کوشید حاصل کارش را در اختیار فعالان و مبارزان چپ ایران بگذارد. تراب حق شناس همچنین یکی از پیگیرترین مدافعان جنبش رهائی مردم ستمدیده فلسطین بود و شاید بیش از هر کس دیگری در شناساندن این جنبش و آشنا کردن ایرانیان با آن زحمت کشیده است. ادامهٔ مطلب »

حسن مرتضوی:مرثيه‌اي براي تراب

سر مزار پوران رفتيم. كنار رفتم. روي قبر نشست، سرش را به سنگ فشرد و گريست و زمزمه مي‌كرد. زمزمه‌هاي عاشقانه... من نمي‌توانم باور كنم تراب رفته است... شما به من بگوييد چطور مي‌توانم باور كنم كه او رفته است آخر چطور؟ دريغا دريغا

سر مزار پوران رفتيم. كنار رفتم. روي قبر نشست، سرش را به سنگ فشرد و گريست و زمزمه مي‌كرد. زمزمه‌هاي عاشقانه…
من نمي‌توانم باور كنم تراب رفته است… شما به من بگوييد چطور مي‌توانم باور كنم كه او رفته است آخر چطور؟ دريغا دريغا

3 سال پيش بود. دست‌ها آويخته، گردن فرو رفته، سري بس بزرگ، كاپشني كمابيش كهنه و شلواري كه پاچه‌اش كمي كوتاه‌ بود. كفش‌ها مندرس. كنار تيري در ايستگاه فطار پاريس ايستاده بود. هيچ تصويري از او در ذهنم نداشتم. هيچ چيز. بنا بود او مرا بيابد. از دور با سرش اشاره كرد. آن سر نازنين گنده با ابروهاي كلفت سفيد. شب قبلش گفته بودم قربان شكل ماهت. گفت شكلم اصلا ماه نيست. اما واقعا سيمايش ماه بود و زيبا. او را در آغوش گرفتم. تا ديد گفت عين همه ايراني‌ها راه مي‌روي. خيس عرق بود. دستهايش حركتي نداشت. گويا هر دو را بريده باشند. بي‌اختيار به آنها نگاه كردم. رد چشمانم را گرفت. گفت كاريش نمي‌شه كرد. مرد هميشه مسلح حالا بي‌ابزار است. با آن بيماري كه كم كم ردش را بر قامتش گذاشته بود، تند تند راه مي‌رفت. جست و چالاك مي‌نمود. من مسحور شخصيت تاريخي كشورم شده بودم: سعي مي‌كردم هر لحظه را در خاطره‌ام ضبط كنم. نگاه تيزش، آشنايي‌ عميق‌اش با متروي پاريس كه بسياري را سردرگم مي‌كند، آشنايي با تك تك محلات، كتابفروشي‌ها، تئاترها، بناهاي يادبود، اظهارات دقيق درباره خصوصيات فرهنگي مردم فرانسه و سياست‌هاي حكومت آن…

به خانه‌اي وارد شديم كوچك با انبوهي كتاب و مجله. مرتب و سازمان‌يافته چيده شده بودند. كتابهاي چاپ ايران همه جا به چشم مي خورد. اتاق مشتركش با پوران به همان شكل مانده بود كه از مرگ پوران باقي مانده بود. در آن اتاق مي‌خوابيد. وسايل كهنه‌ي خانه با پنجره‌اي مشرف به حياط و چيدمان ساده‌ي آنها آرامشي را ارزاني مي‌داشت و آن صدا…. آن صداي گرم و نبرومند كه در انطباقي كامل با آن سر بزرگ بود… وه چه حس خوش و اطمينان‌بخشي به آدم مي‌داد. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: