محمد رضا شالگونی:فیدل کاسترو کسی که تا آخرین نفس به عدالت اجتماعی وفادار ماند

با مرگ فیدل کاسترو یکی از شاخص ترین چهره های پیکارهای طبقاتی یک صد سال اخیر جهان ما خاموش شد. او به لحاظ تأثیرگذاری بر جنبش های توده ای چپ در قرن بیستم ، بی تردید در ردیف افرادی بود مانند لنین ، مائوتسه دون ، هوشی مین و (رفیق و همرزم خودش) چه گوارا. بنابراین کارنامه سیاسی او ، خواه ناخواه ، نموداری است از ترازنامه سوسیالیسم قرن بیستم ، به ویژه در کوبا

با مرگ فیدل کاسترو یکی از شاخص ترین چهره های پیکارهای طبقاتی یک صد سال اخیر جهان ما خاموش شد. او به لحاظ تأثیرگذاری بر جنبش های توده ای چپ در قرن بیستم ، بی تردید در ردیف افرادی بود مانند لنین ، مائوتسه دون ، هوشی مین و (رفیق و همرزم خودش) چه گوارا. بنابراین کارنامه سیاسی او ، خواه ناخواه ، نموداری است از ترازنامه سوسیالیسم قرن بیستم ، به ویژه در کوبا

با مرگ فیدل کاسترو یکی از شاخص ترین چهره های پیکارهای طبقاتی یک صد سال اخیر جهان ما خاموش شد. او به لحاظ تأثیرگذاری بر جنبش های توده ای چپ در قرن بیستم ، بی تردید در ردیف افرادی بود مانند لنین ، مائوتسه دون ، هوشی مین و (رفیق و همرزم خودش) چه گوارا. بنابراین کارنامه سیاسی او ، خواه ناخواه ، نموداری است از ترازنامه سوسیالیسم قرن بیستم ، به ویژه در کوبا :

۱ – ارزشمندترین دست آورد انقلاب و نظام سیاسی – اجتماعی کوبا (که علیرغم شکست عمومی الگوی سوسیالیسم قرن بیستم) همچنان الهام بخش مانده ، سیستم تأمین اجتماعی کوباست. نقش شخص فیدل کاسترو در استقرار این سیستم و دفاع پیگیر از آن در دشوارترین دوره های سوسیالیسم کوبا تعیین کننده بوده است. غالب مردم کوبا و بسیاری از چپ های امریکای لاتین فیدل کاسترو را با اسم کوچک او می نامند. فیدل در معنای لغوی ، یعنی وفادار. و کاسترو در تمام دوران مبارزه و حکومت اش نشان داد که آدم بسیار وفاداری بود ، اما نه ضرورتاً به نزدیکان و حتی افراد خانواه اش ، بلکه بیش از همه به عدالت اجتماعی. کوبا به لحاظ اقتصادی هنوز کشور فقیری است و در شش دهه گذشته بیش از هر کشور دیگری در محاصره اقتصادی بی رحمانه امپریالیسم امریکا ضربه دیده ، اما دولت کوبا در بدترین شرایط کوشیده است از حقوق برابر شهروندان کشور برای داشتن حداقل تغذیه لازم ، آموزش، بهداشت و مسکن پاسداری کند. و در این زمینه دست آوردهای بسیار ارزشمندی دارد که حتی دشمنان کاسترو نمی توانند آن را انکار کنند. ادامهٔ مطلب »

بیانیه ‌کانون نویسندگان ایران: هجدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده

در هجدهمین سالگرد قتل جانباختگانِ راه آزادی، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، کانون نویسندگان ایران بار دیگر اعلام میکند که با آرمانهای پاک و آزادیخواهانه ی یاران از دست رفته ی خود برای دست یابی به آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا، بر همان پیمان است که بود، هرگز حتا یکدم از دادخواهی در نمیگذرد و تا محاکمه و مجازات آمران و عاملانِ جنایتهای سه دهه ی اخیر و برچیده شدن تمامی بساطِ شکنجه و آزار و آزادی کُشی دمی از پای نمینشیند.

در هجدهمین سالگرد قتل جانباختگانِ راه آزادی، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، کانون نویسندگان ایران بار دیگر اعلام میکند که با آرمانهای پاک و آزادیخواهانه ی یاران از دست رفته ی خود برای دست یابی به آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا، بر همان پیمان است که بود، هرگز حتا یکدم از دادخواهی در نمیگذرد و تا محاکمه و مجازات آمران و عاملانِ جنایتهای سه دهه ی اخیر و برچیده شدن تمامی بساطِ شکنجه و آزار و آزادی کُشی دمی از پای نمینشیند.

هجده سال از خزان هولناک سال۱٣۷۷ گذشت. اما روشنایی هنوز در پرده های تو در تو و تاریکِ ابهام زندانیست. هر چند در آن پاییز مرگبار شاخه ها و برگ های قتلهای سازمانیافته و سیاسی- عقیدتی نمایان شد، اما ریشه های رویکرد ارتجاعی کشتار و حذف مخالفان و دگراندیشان نه تنها همچنان برجا مانده است بلکه سیر آن را میتوان تا نخستین سالهای پاگرفتن حاکمیت جدید پی گرفت. حذف فیزیکی مخالفان و منتقدان در بسیاری از شهرها به گونه ای شکل گرفت که رعب و وحشت را در بدنه ی جامعه بپراکند. پیام نمایندگان ستم روشن بود: هر صدای آزادی خواهانه ای را در گلو خفه می کنیم! سپس برای زمینه سازی فرهنگی – تبلیغاتی ساخت برنامه های تلویزیونی بر ضد روشنفکران مستقل در دستور کار قرار گرفت. دور تازه ی سرکوبِ آزادیخواهان با برنامه های ننگینی چون»هویت» از سوی کارگزاران امنیتی در سیمای جمهوری اسلامی آغاز شد .آن گاه نوبت به احضار و تهدید نویسندگان، شاعران و همه ی روشنفکران مستقلی رسید که درپی تجدید فعالیت نهاد مستقل اهل قلم، کانون نویسندگان ایران، بر آمده بودند. طرح ناکام به دره انداختن اتوبوس حامل نویسندگان در سفر ارمنستان و ربودن یکی از فعالان کانون، این چرخه ی وحشت افکنی را به اوج های تازه ای رساند. ادامهٔ مطلب »

مقاله ای از ایناسو رامونه، مدیر پیشین لوموند دیپلماتیک و مولف بیوگرافی کاسترو: «فیدل کاستروئی که من می شناختم»

”فیدل کاسترو“ در کشورش و در سرتاسر آمریکای لاتین از اقتداری برخوردار بود که رُویه های چهارگانه ای به شخصیت وی می بخشید: نظریه پرداز انقلاب، فرمانده پیروزمند نظامی، بنیانگذار یک دولت ـ ملت و تدوین گر سیاست کوبا. هرچند به دشمنان او خوش نیاید، ”فیدل کاسترو جایگاه ویژه ای در معبد جهانی خدایگانانی یافته است که برای عدالت اجتماعی به نبرد برخاستند و همبستگی خود با مظلومان زمین را به ثبوت رساندند.

”فیدل کاسترو“ در کشورش و در سرتاسر آمریکای لاتین از اقتداری برخوردار بود که رُویه های چهارگانه ای به شخصیت وی می بخشید: نظریه پرداز انقلاب، فرمانده پیروزمند نظامی، بنیانگذار یک دولت ـ ملت و تدوین گر سیاست کوبا. هرچند به دشمنان او خوش نیاید، ”فیدل کاسترو جایگاه ویژه ای در معبد جهانی خدایگانانی یافته است که برای عدالت اجتماعی به نبرد برخاستند و همبستگی خود با مظلومان زمین را به ثبوت رساندند.

”فیدل“ درگذشت، اما جاودانه خواهد زیست. کمتر کسانی از افتخار راه یافتن به تاریخ و افسانه هنگام حیات خویش برخوردار گردیده اند. ”فیدل کاسترو“ که در ۹۰ سالگی چشم بر جهان فروبست یکی از آنان و واپسین «غول سرافراز» سیاست بین الملل بود. او به نسل شورشیان اسطوره ای ــ ”نلسون ماندلا“، ”هو شی مین“، ”پاتریس لومومبا“، ”امیوکار کبرال“، ”چه گوارا“، ”کارلوس ماریگلا“، ”کامیلو تورس“، ”مهدی بن برکة“ ــ تعلق داشت، که پس از جنگ جهانی دوم و در دورانی که آغاز جنگ سرد میان اتحاد شوروی و ایالات متحده نقش خویش را بر آن برجای می نهاد، با بلند پروازی و به امید تغییر جهانی نابرابر و زخم خورده از تبعیض، به جستجوی آرمان عدالت برآمدند و خود را به آوردگاه کارزار سیاسی درانداختند.

”فیدل کاسترو“ در طول دوران حکومتش (۲۰۰۶ ـ ۱۹۵۹) به رویارویی با ده رئیس حمهور آمریکا قد برافراشت (”ایزنهاور“، ”کندی“، ”جانسون“، ”نیکسون“، ”فورد“، ”کارتر“، ”ریگان“، ”بوش پدر“، ”کلینتون“،”بوش پسر“). به رهبری او کوبا، کشور کوچکی با مساحت یک صد هزار کیلومتر مربع و جمعیتی ۱۱ میلیونی، توانست سیاستی برازنده قدرتی بزرگ را در مقیاس کره خاک بپروراند و در گذار بیش از پنجاه سال به زورآزمایی با ایالات متحده برآید، که رهبرانش نه موفق شدند او را براندازند، نه توانستند از میان بردارند و نه حتی سر سوزنی انقلاب کوبا را به سمت و سوی دیگری بکشانند. ادامهٔ مطلب »

حزب کمونیست کارگری حکمتیست(خط رسمی):مرگ کاسترو

جهانیان از آمریکای لاتین تا آسیا و آفریقا و اروپا، کوباي کاسترو، و کاسترو کوبا را با آمریکای ترامپ و ترامپ آمریکا، قیاس میکند؛ در حالی که با انزجار به پیشواز ترامپ می رود، کاسترو را با احترام بدرقه می کند.

جهانیان از آمریکای لاتین تا آسیا و آفریقا و اروپا، کوباي کاسترو، و کاسترو کوبا را با آمریکای ترامپ و ترامپ آمریکا، قیاس میکند؛ در حالی که با انزجار به پیشواز ترامپ می رود، کاسترو را با احترام بدرقه می کند.

مرگ کاسترو در سن ۹۰ سالگی، بار دیگر سایه او، چه گوارا، انقلاب کوبا و دستآوردهای بزرگ این جزیره کوچک دریای کارائیب را باز برفراز سر جهان به حرکت در آورد.

مرگ کاسترو، علیرغم تلاشهای نوستالژیک جنگ سردی میدیای دست راستی در غرب، بار دیگر برتری اخلافی، ایدئولوژیکی و انسانی کوباي «کوچک»،  منزوی و ۵۰ سال تحت محاصره اقتصادی بر رقبا و  ابرقدرتی چون آمریکا،  و بر بخش اعظم قدرت های اقتصادی و نظامی جهان، در مقابل چشم جهانیان قرار داد.

برتری کوبا در تامین بهداشت و آموزش همگانی بر رقبایی چون آمریکا و بر تعداد زیادی از کشورهای اروپایی، آنهم در سخت ترین شرایط تحریم اقتصادی و تحمیل فقر و توطئه و جنگ آمریکا با آن، مرگ کاسترو را به پایان زندگی نماد مهمی از این برتری، مرگ یکی از برجسته ترین شخصیت های تاریخ نیم قرن گذشته تبدیل کرد.

جهانیان از آمریکای لاتین تا آسیا و آفریقا و اروپا،  کوباي کاسترو، و کاسترو کوبا  را با آمریکای ترامپ و ترامپ آمریکا، قیاس میکند؛ در حالی که با انزجار به پیشواز ترامپ می رود، کاسترو را با احترام بدرقه می کند. ادامهٔ مطلب »

نامۀ گلرخ ابراهیمی ایرایی به همسرش آرش صادقی و به نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر

از کلیه نهادهای حقوق بشری تقاضامندم در برابر مرگ خاموش همسرم واکنش نشان داده و مانع از بروز اتفاقی بی بازگشت شوند. گلرخ ابراهیمی ایرایی (همسر آرش صادقی) بند نسوان زندان اوین”

از کلیه نهادهای حقوق بشری تقاضامندم در برابر مرگ خاموش همسرم واکنش نشان داده و مانع از بروز اتفاقی بی بازگشت شوند.
گلرخ ابراهیمی ایرایی (همسر آرش صادقی)
بند نسوان زندان اوین”

آزادگان، سرفرازان تاریخ اند و آن‌چیزی که هرگز به بند کشیده نمی‌شود آزادگی‌ست.

باید بمانی تا طلوع صبح آزادی را در کنار پرچم افراشته‌اش، به شوق نظاره کنیم.

در میان حجم سختی که قصد فرسودن‌مان را دارد، روز به روز مقاوم‌تر می‌شویم و با هر دم و بازدم، گامی بیشتر به فردایی که برای آمدنش، بی‌هم بودن را تاب می آوریم، نزدیک می‌شویم.
کمی آنسو تر از منی، پشت همین دیوار های آجری و شاید این روزها با مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کنی و من بی‌خبر از حال تو.
عشقت را در تار و پود وجودم مرور می‌کنم و بیش از پیش به این باور می‌رسم که تو از سربلندترین‌هایی.
می‌دانم بی‌عدالتی ای که در حق‌مان روا شده را با در دست گرفتن جانت فریاد می‌کنی. فردایی که بی‌تاب آمدنش هستیم از راه خواهد رسید.
باید بمانی تا طلوع صبح آزادی را در کنار پرچم افراشته‌اش، به شوق نظاره کنیم.
استقامتت ستودنیست آرش جانم.
باید بمانی که جان عزیزت را بیش از لمس آزادی عاشقم.
همراه همیشگی‌ات گلرخ

خطاب به نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر ادامهٔ مطلب »

احمد منتظری به ۲۱ سال حبس تعزیری و خلع لباس محکوم شد

احمد منتظری، فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی با انتشار فایل صوتی منتسب به پدرش و انتشار اسناد رسمی و اسرار نظام به ۲۱ سال حبس تعزیری و خلع لباس محکوم شد.

احمد منتظری، فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی با انتشار فایل صوتی منتسب به پدرش و انتشار اسناد رسمی و اسرار نظام به ۲۱ سال حبس تعزیری و خلع لباس محکوم شد.

رادیو فرانسه:احمد منتظری، فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی با انتشار فایل صوتی منتسب به پدرش و انتشار اسناد رسمی و اسرار نظام به ۲۱ سال حبس تعزیری و خلع لباس محکوم شد.دفتر آیت‌الله منتظری، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: «پیرو پخش فایل صوتى آیت الله العظمی منتظرى درباره اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ پس از احضار و بازجویی های مکرر از احمد منتظری و نیز تشکیل دادگاه و ارائه دفاعیه، وی در تاریخ ۱۳۹۵/۹/۷ به دادسرای ویژه روحانیت قم احضار و حکم دادگاه به وی ابلاغ گردید».در این بیانیه که در پایگاه اینترنتی آیت الله منتظری منتشر شده، آمده است: «بر اساس این حکم آقای احمد منتظری به اتهام اقدام علیه امنیت ملى به تحمل ده سال حبس تعزیرى و به جهت انتشار فایل صوتى داراى طبقه بندى سرى به تحمل ده سال حبس تعزیرى و به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل یک سال حبس تعزیرى جمعاً به تحمل ٢١ سال حبس تعزیرى محکوم شده است».بر پایه همین بیانیه، در حکم دادگاه تاکید شده است که با توجه به شرایط سنی آقای منتظری و فقدان سابقه محکومیت کیفری، شش سال حبس از مجموع محکومیت‌های حبس وی اجرا خواهد شد و خلع لباس وی از دائم به مدت سه سال تعلیق می‌یابد.

این حکم تا ٢٠ روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهى در محاکم دادگاه ویژه روحانیت می باشد. ادامهٔ مطلب »

نظرها و واکنش ها در باره سیلی زدن مامور شهرداری به صورت زن دستفروش فومنی – مریم محسنی

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: