رفیق پرویز عزیز ما خاموشی گرفت

ما خاموشی نا بهنگام پرویز عزیز را به همسر و فرزندانش ، رفیق گرامیمان نسرین و دیگر اعضای خانواده و همه راه کارگریها تسلیت می گوییم و در اندوه آنان شریک میباشیم . یادش گرامی و راه سرخش پر رهرو باد .

ما خاموشی نا بهنگام پرویز عزیز را به همسر و فرزندانش ، رفیق گرامیمان نسرین و دیگر اعضای خانواده و همه راه کارگریها تسلیت می گوییم و در اندوه آنان شریک میباشیم .
یادش گرامی و راه سرخش پر رهرو باد .

رفیق پرویز برادران در روز ۱۲ آبان قلب بزرگش از حرکت باز ایستاد. و ما با بهت و نا باوری مجبوریم بپذیریم که چهره مهربان و زلال وهماره خندان او را دیگر در برابرخود نخواهیم داشت.

رفیق پرویز در سال ۱۳۳۵ در کرمانشاه در خانواده ای سیاسی بدنیا آمد . پدرش از افسران اخراجی حزب توده بود که سپس به دبیری در دبیرستانهای کرمانشاه روی آورد . پدر رفیق پرویز ارتباط نزدیکی با روشنفکران و فعالین سیاسی ضد رژیم سلطنتی داشت و همواره تلاش می کرد دانش آموزان خود را با مطالعه و افکار مبارزاتی آشنا کند. پرویز در چنین فضایی رشد کرد و از همان دوران نوجوانی به افکار کمونیستی و مبارزاتی گرایش شدیدی پیدا کرد.

پرویز در سال ۱۳۵۴ وارد دانشگاه رازی شد و در رشته فیزیک به تحصیل پرداخت. با آغاز مبارزات ضد سلطنتی در سالهای پایانی رژیم شاه، او همراه با مردم در مبارزات انقلابی و اعتراضی فعالانه شرکت داشت و با آزاد شدن زندانیان سیاسی در سال ۱۳۵۷ بر اثر مبارزات مردم، پرویز شبانه به تهران رفت و یکی از نویسندگان مردمی و سرشناس را که به پشتوانه قیام مردمی آزاد شده بود؛ به کرمانشاه آورد که با استقبال پر شور مردم روبرو شد.

بعد از انقلاب ۵۷ و استقرار رژیم جمهوری اسلامی، رفیق پرویز در صفوف مبارزین جنبش چپ جای خود را پیدا کرد و در اشکال گوناگون به مبارزه با بی عدالتی و سرکوب پرداخت. او در این راه از هیچگونه فداکاری فروگذار نمی کرد . به گواهی بسیاری ، پرویز همیشه در همه جه حاضر بود: چه در فعالیت مبارزاتی و چه در یاری رساندن به دیگران در حل مشکلات شخصیشان .
پرویز در سال ۵۹، با از دست دادن پدر بیمارش تنها مسول خانواده شد و مجبور شد برای اداره زندگی خانواده به کارهای گوناگون بپردازد.
در سال ۶۴ و در آن سالهای خفقان و بگیر و ببند رفیق پرویز با جسارت تمام به صورت مخفی، پسر دوونیم ساله خواهرش را به پایگاه سازمان ما در کردستان عراق رسانید. کودک خرد سالی که حاصل زندگی مشترک وبسیار کوتاه خواهرش و رفیق جانباخته مان رحمت خشکدامن بود .
رفیق در مدتی که با رفقای ما همراه بود و از نزدیک تلاش ها و فداکاریهای آنها را شاهد بود، خود را به سازمان نزدیکتر احساس کرد و رسما به صفوف سازمان ما پیوست و با انگیزه بیشتری به کار یاری رسانی و اقدامات عملی پرداخت .
سرانجام پرویز در سال ۷۳ به آلمان آمد و در شهر هانور پس از پذیرش پناهندگی ساکن شد. از این زمان به بعد وی یکی از اعضای فعال سا زمان ما در شهر هانور بود. او در فعالیت های بیرونی، تظاهراتها ، حرکات حمایتی از مبارزات مردم ایران ، بویژه حمایت از مبارزات کارگری سهم به سزایی داشت و در این راه هیچگاه پرویز از اختصاص امکانات تدارکاتی و مالی خود دریغ نورزید .

با رفتن پرویز سازمان ما رفیقی همراه ، صدیق و فداکار را از دست داد. پرویز رفیقی متواضع و فروتن، ساده و بی ادعا و کمونیستی صادق و ایستاده بر سر پیمان بود.
ما خاموشی نا بهنگام پرویز عزیز را به همسر و فرزندانش ، رفیق گرامیمان نسرین و دیگر اعضای خانواده و همه راه کارگریها تسلیت می گوییم و در اندوه آنان شریک میباشیم .
یادش گرامی و راه سرخش پر رهرو باد .

سرنگون باد رژیم سرمایه داری اسلامی ایران
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر
۱۷ آبان ۱۳۹۵

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: