رضا رئیس دانا:مدافعان واقعی حقوق بشرعلیه فضای قطبی

در شرایطی که دو نیروی اصلی داخلی و بین المللی ناقض حقوق بشر از دو سو، ذی نفع چرخش اوضاع به سمت قطبی شدن و ناچار کردن طرف ِ دیگر به انتخاب هستند، مقابله با این فضا یکی از مهم ترین وظایف همه ی مدافعان واقعی حقوق بشر و آزادی خواهان و عدالت طلبان است. روا نیست به بهانه ی فشارهای آمریکا و بهره برداری های ابزاری کارگزاران ایرانی اش در حوزه ی سیاست خارجی با ایران، بر نقض حقوق انسانی از طرف جمهوری اسلامی چشم پوشی کنیم.

در شرایطی که دو نیروی اصلی داخلی و بین المللی ناقض حقوق بشر از دو سو، ذی نفع چرخش اوضاع به سمت قطبی شدن و ناچار کردن طرف ِ دیگر به انتخاب هستند، مقابله با این فضا یکی از مهم ترین وظایف همه ی مدافعان واقعی حقوق بشر و آزادی خواهان و عدالت طلبان است. روا نیست به بهانه ی فشارهای آمریکا و بهره برداری های ابزاری کارگزاران ایرانی اش در حوزه ی سیاست خارجی با ایران، بر نقض حقوق انسانی از طرف جمهوری اسلامی چشم پوشی کنیم.

سمت و سوی حرکت رویدادهای سیاسی در ایران و مرتبط با اوضاع کشور ما می رود تا گسلی عمیق در زمینه ی مبارزه برای حقوق بشر را فعال کند؛ گسلی که تا حالا مزاحم همسویی گسترده و همگانی در زمینه های عمومی مبارزه با نقض حقوق بشر بوده و زمینه ای بوده است برای این که همسویی در مبارزه علیه نقض حقوق بشر در ایران به کمپین های موردی محدود بماند و فراگیر نشود.

حقوق بشر همیشه هم از جانب دولت های غربی و هم از طرف جمهوری اسلامی، به درجات مختلف ابزار اعمال فشار سیاسی و امتیازگیری از هم بوده و همیشه هم قربانی همین موضوع شده است. البته تابع کردن ملاحظات حقوق بشری از مصالح و منافع خاص سیاسی، بیماری عمومی همه ی دولت های سرمایه داری است، ولی به طور مشخص، در رابطه با کشور ما، بدون این که بخواهیم که به نقش همه ی بازیگرها بی توجه بمانیم، دو پای اصلی قربانی کردن حقوق بشر جمهوری اسلامی و آمریکا هستند. هر زمان که تنش در رابطه ی ایران و آمریکا بیشتر شده و خطر تجاوز نظامی از سوی آمریکا بالا گرفته، تحرک طیف نیروهای حامی سیاست های آمریکا در حوزه ی حقوق بشر هم بیشتر شده و به قولی فیلشان یاد حقوق بشر کرده است! حالا درست وارد چنین دوره ای می شویم؛ دوره ای که تحولات سیاسی هم در ایران و هم در آمریکا  نسبت به دوره ی اوباما در جهت افزایش تنش ها پیش می رود. در ایران سر رفسنجانی را که در واقع مهره ی اصلی جناح ائتلاف دولت بود زیر آب کردند. هنوز هفتم او فرا نرسیده که دفترهای مشاورانش را در تهران و شهرستان ها بسته اند و از قرائن این طور به نظرمی آید که حملات بیشتری هم در راه است. جمعی از اصلاح طلبان که البته هرگز اعتقادی به حقوق بشر هم نداشتند، در واکنش به عواقب سیاست تهاجمی جناح رقیب دولت، بعد از مرگ رفسنجانی و صعود ترامپ به قدرت، نامه ای نوشتند و در آن خواستار وحدت ملی شدند.

دست کم در کوتاه مدت شاهد تضعیف دولت روحانی که طرفدار کنار آمدن با کدخدای جهان است، هستیم. در آمریکا هم، اعضای کابینه ی منتخب ترامپ در تندرو بودن در سیاست هایشان در رابطه با ایران شاخص هستند. مثلا رکس تیلرسون وزیر خارجه در کمیته سنا گفته است که ایران تهدیدی برای جهان و منطقه است. ترامپ هنوز وارد کاخ سفید نشده، علائم تغییر را در شلیک تیرهای اخطار نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس به سوی چهار شناور نیروی دریایی سپاه شاهد بوده ایم. نامه ای هم منتشر شده که در آن به ترامپ توصیه می شود که رابطه ی گرم و صمیمانه ای با گروه های خاصی از اوپوزیسیون ایرانی برقرار کند. جان بولتن که یکی از نئوکان های طرفدار تجاوز نظامی به ایران است، به ترامپ توصیه کرده که به خصوص با «مجاهدین» گرم بگیرد.

دوباره به سمت فضایی می رویم که در آن جمهوری اسلامی سعی می کند مبارزات سازمان یافته و مستقل علیه نقض حقوق شهروندی را حتی بیشتر از دوره ی مذاکرات «برجام»، تحت عنوان اعمال «نفوذی» ها و «عوامل استکبار» در هم بکوبد. سرکوب و بگیر و ببند را در حوزه های وسیعی به بهانه ی تهدید دشمن خارجی شدت بدهد، و نظامی گری، تقویت تسلیحاتی، ماجراجویی های منطقه ای، و بهره برداری از اختلافات آمریکا و اتحادیه ی اروپا در نحوه ی رویکرد نسبت به برجام، نسبت به سیاست های منطقه ای، و نسبت به نقض حقوق بشر را به اهرم رویارویی در برابر فشارهای آمریکا  تبدیل کند. از طرف مقابل، تا جایی که گفته می شود، در کنار فشار بر جمهوری اسلامی در زمینه ی تسلیحات موشکی، بهره برداری از نقض حقوق بشر در کانون توجه آمریکا است. در جمهوری اسلامی هم آن چه که همیشه به وفور جریان دارد و هرگز هم از شدت و حدت آن کاسته نمی شود، نقض حقوق بشر است. مثلا در همین دو هفته ی اخیر دست کم سی نفر را در زندان های مختلف کشور اعدام کردند، فشار بر زندانیان سیاسی همچنان ادامه دارد، و سرکوب اقلیت های ملی و مذهبی پیگیرانه دنبال می شود.

در شرایطی که دو نیروی اصلی داخلی و بین المللی ناقض حقوق بشر از دو سو، ذی نفع چرخش اوضاع به سمت قطبی شدن و ناچار کردن طرف ِ دیگر به انتخاب هستند، مقابله با این فضا یکی از مهم ترین وظایف همه ی مدافعان واقعی حقوق بشر و آزادی خواهان و عدالت طلبان است. روا نیست به بهانه ی فشارهای آمریکا و بهره برداری های ابزاری کارگزاران ایرانی اش در حوزه ی سیاست خارجی با ایران، بر نقض حقوق انسانی از طرف جمهوری اسلامی چشم پوشی کنیم. و روا نیست که به بهانه ی انتقاد از نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی بر اهداف تجاوزکارانه و توسعه طلبانه ی امپریالیستی ِ آمریکا و کارگزاران خودفروش ایرانی اش چشممان را ببندیم. تسلیم به این نوع قطب سازی ها ، فعالان حقوق بشر را یا به زائده ای از نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی تبدیل می کند، یا به احمد چلبی های خدمتگذار سیاست های هیئت حاکمه ی آمریکا.

 استواری و ایستادگی بر ارزش های حقوق بشری، بدون ملاحظه کاری و بد و بدتر کردن های مصلحت گرایانه، در خدمت این ظرفیت است که جنبه های مختلف مبارزه با نقض حقوق بشر را تقویت کند و آن را به سطح پیکار عمومی ضد دیکتاتوری برای رهایی ارتقا بدهد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: