اعلامیه سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) به مناسبت سی امین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی

جنبش فراگیر و مستقل دادخواهی شهیدان،

جویباری از جنبش عمومی مردم ایران

سی سال از فتوای خونین روح الله خمینی برای قتل عام هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ گذشت. سی سالی که درد و رنج این جنایت هولناک را بازماندگان و خانواده های آن جان باختگان با پوست و گوشت خود لمس و تحمل کرده اند و گاه چه غریبانه! امروز که طلیعه های بیداری بزرگ در جریان است، باید بر این نکته تاکید کنیم که آن فتوای خونین، رعدی در آسمان بی ابر نبود. آن فتوا، بیان لخت و عور حاکمیتی بود که در هنگام سرزا مردن انقلاب مردم ایران، اقتدارش را با کشتار بیشرمانۀ افسران ارتش شاهنشاهی در بالای بام مدرسه علوی به شیوه محاکمه های صحرائی به رخ کشاند و این شیوه حکمرانی فاشیستی در زیر هلهله های شادی انقلاب مردم، توجه و تعمق کافی به دنبال نداشت. حاکمیت سیاسی سربرون آورده از انقلاب شکست خورده مردم که در برابر سئوال «فاشیسم، کابوس یا واقعیت» واقعیت فاشیسم اسلامی را بر جامعه حاکم گردانده بود، از همان ابتدا فضائی را بر جامعه حاکم کرد که شاملوی بزرگ، هوشیارانه آن را در ۳۱ تیرِ ۱۳۵۸ به تصویر کشانده بود:

سی سال از فتوای خونین روح الله خمینی برای قتل عام هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ گذشت. سی سالی که درد و رنج این جنایت هولناک را بازماندگان و خانواده های آن جان باختگان با پوست و گوشت خود لمس و تحمل کرده اند و  گاه چه غریبانه! امروز که طلیعه های بیداری بزرگ در جریان است، باید  بر این نکته تاکید کنیم که آن فتوای خونین، رعدی در آسمان بی ابر نبود. آن  فتوا، بیان لخت و عور حاکمیتی بود که در هنگام سرزا مردن انقلاب مردم ایران، اقتدارش را با کشتار بیشرمانۀ افسران ارتش شاهنشاهی در بالای بام مدرسه علوی به شیوه محاکمه های صحرائی به رخ کشاند و این شیوه حکمرانی فاشیستی در زیر هلهله های شادی انقلاب مردم، توجه  و تعمق کافی به دنبال نداشت. حاکمیت سیاسی سربرون آورده از انقلاب شکست خورده مردم که در برابر سئوال «فاشیسم، کابوس یا واقعیت» واقعیت فاشیسم اسلامی را بر جامعه حاکم گردانده بود، از همان ابتدا فضائی را بر جامعه حاکم کرد که شاملوی بزرگ، هوشیارانه آن را  در ۳۱ تیرِ ۱۳۵۸ به تصویر کشانده بود:

 

آنك قصابانند

بر گذرگاه ها مستقر

با كنده و ساتوري خون آلود

حاکمان اسلامی که سلف داعشیان امروزند، با کنده و ساطوری خون آلود، تمامی دهۀ خونین شصت را به قتل عام جوانان از جان گذشته مردم در چهارگوشه کشور مشغول بودند. کشتار در ترکمن صحرا، تیرباران ها در کردستان، تمام کش کردن ها و اعدام ها در تهران و شهرستان ها، کار روزانۀ ساتور بدستان اسلامی بود. اما تنها دهۀ خونین شصت و قتل عام زندانیان سیاسی، بیان تمامی جنایات جمهوری اسلامی نیست. در پی آن، شاهد قتل های زنجیره ای بوده ایم؛ صدها تن از روشنفکران و فعالان سیاسی در داخل و خارج کشور توسط تیم های ترور جمهوری اسلامی به قتل رسیدند. این رودخانۀ  خونین جنایات حاکمان جمهوری اسلامی، شهدای جنبش ضد استبدادی ۱۳۸۸  و قربانیان «مرگ های خاموش» در زندان هایی قرون وسطائی را نیز در کارنامه خود دارد. و حالا با خیزش شورانگیز مردم در دی ماه ۱۳۹۶، شاهد «خودکشاندن» زندانیان سیاسی و کشتارهای مخفیانه در زندان ها و بیرون از زندان ها هستیم. در شرایطی که جنگل شکوهمند مردم ایران به حرک درآمده و قلعۀ استبداد به وحشت مرگ گرفتار گشته، باز شاهد پر شدن زندان ها از فعالان کارگری، کنشگران صنفی معلمان، دختران خیابان انقلاب،  دانشجویان پرشور، جوانان کرد و عرب و بلوچ،  دراویش نجیب این مرز و بوم، معتقدین به آئین بهائی، مدافعان محیط زیست، وکلای شجاع و شرافتمند و جوانان شورشی که خیابان ها را به تسخیر خود در می آورند، هستیم. زندانیانی که در بدترین شرایط قرار دارند و تامین جانی در زندان های قرون وسطائی جمهوری اسلامی ندارند. فراموش نباید کرد که تمامی جناح های رژیم، همین امروز هم از آن فتوای خونین و مجریان آن دفاع می کنند. تجلیل از جنایتکارانی همچون صادق خلخالی و اسدالله لاجوردی  و یا نقش امروزین سید ابراهیم رئیسی و مصطفی پورمحمدی تردیدی باقی نمی گذارد که همان جنایتکاران در قدرتند و می توانند باز هم دست به جنایت بزنند.

امروز که جویبارهای جنبش مردمی از هر گوشه این سرزمین دربند به حرکت درآمده، جنبش دادخواهی این خون های پاک که در طول چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی بر زمین ریخته شده، می تواند به جویبار قدرتمندی در کنار دیگر جویبارهای اعتراضی مردم ایران تبدیل گردد. اما جنبش دادخواهی برای این که بتواند به نیروی تاثیرگذار تبدیل گردد، باید هم فراگیر باشد و هم مستقل. جنبش دادخواهی برای آنکه فراگیر و عمومی  باشد باید که از دغدغه های فرقه گرایانه پرهیز کند. جنبش فراگیر دادخواهی نمی تواند تنها جنبش شهدای چپ باشد، نمی تواند تنها جنبش مادران خاوران و پارک لاله باشد. باید که مادران کُرد، بهائی، دراویش و مذهبی مخالف استبداد دینی را نیز در بر بگیرد. می توان و باید راه های این همگرائی و ارتباط میان بخش های مختلف جنبش دادخواهی را پیدا کرد و به ایجاد یک جنبش فراگیر کمک رساند.

اما جنبش دادخواهی نه تنها باید فراگیر باشد بلکه باید مستقل نیز باشد. جنبش مردم ایران بدون تاکید براستقلال خود، بدون تکیه بر قدرت لایزال کارگران، زحتمکشان و مردم زجرکشیده این کشور و بدون ایستادن روی پاهای خود نمی تواند به سرانجامی خوش دست یابد. همین امر در باره تمامی جویبارهای این جنبش نیز صدق می کند و جنبش دادخواهی نیز از این قاعده مستثنی نیست. نمی توان از جنبش مستقل دادخواهی سخن گفت و هم زمان  از کنفرانس اسلامی و شیوغ مرتجع عرب برای دادخواهی خون شهیدان این مرز و بوم درخواست کمک کرد. .نمی توان ادعای دادخواهی خون شهیدان این مملکت را داشت و در این راستا «بنیاد» و «نهاد» های گوناگون  با بودجه های دولت های امپریالیستی سازمان داد. نمی توان مدعی دادخواهی خون شهیدانی همچون قاسملو ، شرفکندی و دیگر رهبران و فعالان کُرد  یا هزاران شهید مجاهد که بر خلاف رهبران سازمان شان دل در گرو آزادی و استقلال ایران داشتند، بود و هم زمان  به نژادپرستانی چون دونالد ترامپ، مایک پمپئو ، جان بولتن و نتانیاهو و مرتجعانی چون بن سلمان دخیل بست.

سازمان ما، که همواره از آزادی های بی قید و شرط سیاسی ، از آزادی های بی هیچ حصر و استثناء و از آزادی عقیده و بیان همگان  با تمام توان دفاع کرده،  وظیفه خود می داند که در برابر پایداری  و شجاعت ستایش برانگیز خانواده های عزیز از دست داده در تمامی کشتار های  چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی سر تعظیم فرود آورد. ممکن است با عقاید بسیاری از کسانی که جان بر سر عقیده خود گذاشته اند، همسوئی و همدلی نداشته باشیم یا در جبهه مخالف آن ها قرار داشته باشیم؛ اما وظیفه خود می دانیم که از آزادی عقیده و بیان آنها قاطعانه دفاع کنیم. بدون چنین دفاعی نمی توان  شرایط شکل گیری یک جنبش قدرتمند توده ای که در راستای آزادی، دمکراسی و سوسیالیسم راهپیمائی می کند را تسهیل کرد. تنها از این طریق است که می توان بر شکست های پیاپی جنبش های سیاسی، دمکراتیک و اجتماعی مردم ایران در یک صدسال اخیر نقطۀ پایان گذاشت و در شرایط بیداری تازه ای که در حال شکل گیری است، با اتکا به درکی  روشن از فردائی که خواهان ساختن آن هستیم، از پرش در تاریکی حذر کنیم.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، دمکراسی و سوسیالیسم

هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

چهارشنبه ۷ شهريور ۱۳۹۷ برابر با ۲۹ اگوست ۲۰۱۸

……………………………………………………………………..

 

“دهانت را مي بويند…

مبادا كه گفته باشي «دوستت مي دارم»

 

دلت را مي بويند…

 

روزگار غريبي ست، نازنين

و عشق را

كنار تيرك راه بند

تازيانه مي زنند.

 

عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد…

 

در اين بن بست كج و پيچ سرما

آتش را

به سوخت بار سرود و شعر

فروزان مي دارند.

 

به انديشيدن خطر مكن…

 

روزگار غريبي ست، نازنين

آن كه بر در مي كوبد شباهنگام

به كشتن چراغ آمده است.

 

نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد…

 

آنك قصابانند

بر گذرگاه ها مستقر

با كنده و ساتوري خون آلود

 

روزگار غريبي ست، نازنين

و تبسم را بر لب ها جراحي مي كنند

و ترانه را بر دهان.

 

شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد…

 

كباب قناري

بر آتش سوسن و ياس

 

روزگار غريبي ست، نازنين

ابليسِ پيروزمست

سورِ عزاي ما را بر سفره نشسته است.

 

خدا را در پستوي خانه نهان بايد كرد…”

 

۳۱ تیرِ ۱۳۵۸― احمد شاملو

https://www.youtube.com/watch?v=4nob6Flks9o

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: