ملاقات نسرین ستوده با فرزندان خود (فیلم)

عیدی نعمتی:در بیست وپنج استان کشور سیل جاری است.

قایق ها را چپه می کندمردمانی گم شده اندبا دهکده هایی که گویا هرگز نبوده اندپرتو ماه بر کپل اسب ها نمی افتداسب ها در سیل می گریندوطن روی ریل بیداد به قبرستان های تازه می رسد.

جنگل خواری
کوه خواری
آدم خواری
سیل
مادران و فرزندان می برد
زنده ها می گریند
به یاد خاطره ها
و انسان هایی که دیگر نیستند
وطن روی ریل بیداد
به قبرستان های تازه می رسد.
در گمیش تپه
سیل ادامهٔ مطلب »

کانون نویسندگان ایران: سیل؛ فاجعه تا سقف خانه

باز هم یاری مردم!
مستقل از دلایل اتفاق و ریشه‌های آن اکنون با خود اتفاق روبرو هستیم؛ با هستی بر آب شده‌ی بخشی از مردم این سرزمین. فوری‌ترین و لازم ترین اقدام کمک رساندن به آن‌هاست. «مقامات» و «مسئولان» از پشت تریبون‌ها و در مصاحبه‌ها از «کمک فوری» و «حل سریع مشکلات» و «حمایت از مردم سیل‌زده» دم می‌زنند (و در کدام حادثه دم نزده‌اند؟! نتیجه؟). به تجربه اما می‌دانیم باز هم خود مردم هستند که ناچار باید به داد مردم سیل‌زده برسند و دست یاری به آنها بدهند. همان‌طور که به کمک مردم زلزله‌زده‌ی بم و آذربایجان و کرمانشاه و… برخاستند. این کار هم‌زمان به دو سطح مختلف اشاره دارد: سطح بالای انسانیت مردم، و سطح پایین حقوق انسانی و مدنی آنها.
کانون نویسندگان ایران

مردم چند استان‌شمالی همچنان درگیر مشقات سیل هستند و معاون استان‌دار گلستان، میرمحمد غراوی، در گفتگو با رسانه‌ها هشدار داد که شهرستان گمیشان با خطر موج دوم سیلاب روبه‌روست.
به گزارش خبرگزاری‌ها مردم شهرهای سیل‌زده در استان‌های گنبد و گلستان همچنان درگیر سیل ویران‌گر چند روز اخیر هستند و از سوی مسئولان کمک چندانی به آنها نشده است. تاکنون مرگ یازده نفر، خرابی و زیر آب رفتن صدها خانه، آب‌گرفتگی چندین شهر و هزاران محل مسکونی و بی‌خانمانی ده‌ها هزار نفر گزارش شده است.
معاون استاندار گلستان همچنین با اشاره به اینکه در حال حاضر «دوسوم آق‌قلا و حدود ۱۰ روستای این شهرستان را ۱۰ تا ۵۰ سانتی متر آب فرا گرفته» گفت رفت و آمد در این مناطق فقط با قایق امکان پذیر است.
در یکی از گزارش‌های محلی گفته شده است که ساکنین ۲۰ روستای حاشیه گرگانرود در شهرستان گمیشان و سیمین‌شهر آماده خروج از خانه‌ها هستند.
معاون استاندار گلستان، روز جمعه دوم فروردین با اشاره به اینکه بیش از نیمی از شهر آق‌قلا و ۱۰ روستای این شهرستان را آب فراگرفته، هشدار داد که شهرستان گمیشان با خطر موج دوم سیلاب روبه‌روست. ادامهٔ مطلب »

وقتی اب ما را برد : ویدئوهائی از درد و رنج سیل زدگان گلستان و مازندران (فیلم)

وضعيت بازار شب عيد و {نداشتن} قدرت خريد مردم (فیلم)

رضا سپیدرودی:صدای اسماعیل بخشی و سپیده قلیان باشیم

صدای مستقل خودمان را با همصدایی هر چه وسیع تر رسانه های همسو رساتر کنیم.
ما به شبکه رسانه های همسو نیاز داریم…

پیش از هر چیز فرا رسیدن نوروز را به مردم عزیز ایران، به کارگران و زحمتکشان، و به یاران و همسنگران تبریک می گویم و با همه دشواری ها، امیدوارم سال 98 سال رهایی از مشکلات و رنج هایی باشد که طبقه بزرگ ما با آن دست به گریبان است. گوشه ای از این رنج ها در وضعیتی نهفته است که برای اسماعیل بخشی و سپیده قلیان پیش آورده اند.  اسماعیل بخشی را گروگان گرفته اند و رهایش نمی کنند.  سپیده قلیان را شکنجه می دهند و دست از سر خودش و یارانش در زندان برنمی دارند؛ 60 روز گذشته و آنها هنوز در زندانند. شکنجه گران نمی توانند جسارت آنان را در اعتراض به شکنجه خودشان ببخشند. آنان عادت کرده بودند که افراد و چهره ها و شخصیت ها را برای «حفظ نظام» نابود کنند و پویش بزرگ اعتراض به شکنجه در برابر خویش نیابند. آنها کاردآجین کردن، خفه کردن با طناب، سوزاندن در ماشین، قتل از طریق شیاف پتاسیم، سربه نیست کردن با آدم ربایی، ، دار زدن های دسته جمعی زندانیان سیاسی در اوج جنون ایدئولوژیک و وحشت سقوط خویش و حتی خفه کردن در استخر را گذرانده اند، ولی خشم و مقاومت و اعتراضی از آن نوع که دادخواهی اسماعیل بخشی در جامعه برانگیخت را شاهد نبوده اند. علت این است که این بار شکنجه، توجه توده های اعماق را به میانجی کنشگران جنبش های مطالباتی برانگیخته و پایه اجتماعی گسترده ای را حساس کرده است، بدون آن که به تناسب درجه برانگیختگی و حساسیت از اهرم های نیرومند رسانه ای و سازمانگری برخوردار باشد. ادامهٔ مطلب »

شادباش نوروزی هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) به مناسبت فرارسیدن بهار و نوروز همیشه پیروز

سازمان ما فرارسیدن بهار و نوروز را به کارگران، زحمتکشان، توده های تهیدست کارد به استخوان رسیده و همه مردم آزاده ایران و همه آنهائی که نوروز را پاس می دارند، تبریک می گوید. ما یک بار دیگر اعتقاد عمیق و خلل ناپذیر خود بر شکست ناپذیر بودن مردم و توان لایزال شان برای بر پائی حاکمیت مردمی متکی به ارگان های قدرت توده ای بر ویرانه های جمهوری اسلامی را مورد تاکید قرار می دهیم و امیدواریم که سال نو، سال گسترش مبارزات انقلابی و شکوهمند مردم ایران علیه استبداد دینی و سال شکوفا شدن ایده های انسانی آزادی، برابری، و همبستگی انسانی باشد.

شکوفه های بهاری امسال، که بهار جنبش مردمی در راه هست، زیبائی و جلوۀ دیگری دارند. اگر جوانه های زیبای طبیعت، زمستان سرد و یخبندان را در هم شکسته اند، جوانه های مبارزات شکوهمند کارگران، زحتمکشان و توده های کارد به استخوان رسیده مردم ایران در «هفت تپه»، «فولاد اهواز»، «هپکو و آذرآب اراک»؛ در تحصن معلمان سراسر کشور و گردهم آئی های بازنشستگان و مالباختگان؛ در اعتصابات شکوهمند کامیونداران و کامیون رانان، در اعتراضات جسورانه «دختران خیابان انقلاب»، در فریاد «العطش» مردم خوزستان، در اعتراضات مدنی مردم کردستان، در فریاد «آب، آبِ» مردم اصفهان، و صدها مورد دیگر، می روند به گل بنشینند تا زمستان سیاه و یخبندان نفس گیر جمهوری اسلامی را از میان بردارند. اگر شعار «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» در سال ۹۶ پایان یک دوره را اعلام کرد، شعار « کارگر، معلم، دانشجو، اتحاد اتحاد» به نگین شعارهای سال ۹۷ تبدیل شد تا بر اتحاد و همبستگی رزمنده تاکید ورزد. سالی که جنبش کارگری کشورمان نه تنها حق خود برای مشارکت در اداره کارخانه ها را به سرلوحه خواست های خود تبدیل کرد، بلکه شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» را نیز از آنِ جنبش اعماق کرد تا نشان دهد دفاع از آزادی، حقوق بشر و حقوق شهروندی نیز یکی از خواست های اساسی مردمان این مرز و بوم است، همانگونه که ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺭاﻳﮕﺎﻥ ، ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ و ﺑﺎ ﻛﻴﻔﻴﺖ نیز حق نونهالان و آینده سازان ایران است. ادامهٔ مطلب »

چهارشنبه سوری سال ۹۷، کرمانشاه: فریاد «مرگ بر بسیجی» (فیلم)

شادباش نوروزی کانون نویسندگان ایران

کانون نویسندگان ایران با آرزوی برچیده شدن بساط سانسور و آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، فرا رسیدن سال نو را به مردم ایران و ملت ها و اقوام دیگر که نوروز را پاس می دارند شادباش می گوید و برای آنان آزادی، صلح، امنیت، رفاه و شادمانی آرزو می کند.

نوروز جشن شکوفایی طبیعت و شادمانی انسان، جشن رقص و روشنایی و لبخند، برای واپس راندن سیاهی و اندوه و نومیدی است. از این رو نیاکان ما در قلمرو فرهنگ ایرانی که گستره ای بسیار فراتر از مرزهای فعلی کشور ما دارد، نوروز را به سان نماد زندگی نو جشن می گرفته اند و این سنت دیرینه را تا به امروز پاس داشته اند.

این روزها مردم ما در شرایطی به استقبال نوروز می روند که سفره ها و جیب هایشان خالی تر از همیشه است. گرانی و تورم سرسام آور، اکثریت آحاد جامعه، یعنی کارگران، کشاورزان، معلمان، پرستاران و … را به زیر خط فقر رانده است. رشد تصاعدی قیمت کاغذ و سقوط شمارگان کتاب و مطبوعات، صنعت بی رونق چاپ و نشر را از نفس انداخته و امنیت شغلی و معیشت شاغلان این صنعت و نویسندگان و روزنامه نگاران را به طور جدی به مخاطره افکنده است. در چنین شرایطی، انتشار پایان ناپذیر اخبار اختلاس ها ی نجومی و غارت منابع مالی و طبیعی کشور، نمکی است که بر زخم مردم پاشیده می شود، بی آن که گرهی از کار فروبسته ی آنان بگشاید. صاحبان قدرت به جای چاره جویی برای صنعت نشر و جلوگیری از تعطیلی فعالیت ها و مشاغل فرهنگی، بر تداوم سیاست سانسور پافشاری می کنند. به جای حمایت از جریان آزاد اطلاعات که عاملی مهم در افشای دروغ وُ ریاکاری و جلوگیری از فساد است، روزنامه نگاران و نویسندگان را از بیان حقایق بازمی دارند یا به بند می کشند. و این مصداق همان مثل مشهور است که می گوید: سنگ را بسته و سگ را رها کرده اند. ادامهٔ مطلب »

کمون پاریس همیشه زنده است‌ ! رحمت خوشکدامن

کموناردها را کشتند، به سیاه‌چال‌ها انداختند، به تبعیدگاه‌ها روانه کردند. اما نتوانستند راهی را که آنها به کارگرانِ جهان نشان‌دادند، از بین ببرند. از اینروست‌که ما فریاد می‌زنیم: «نام کارگرانِ پاریس، با کمون‌شان، برای همیشه به عنوان پیام‌آور پرافتخار جامعه‌ی نوین با احترامِ تمام یاد خواهد شد. خاطره‌ی کشته‌شدگانش، سرشار از احترام در قلب طبقه‌ی کارگر برای همیشه باقی خواهدماند؛ و آنان‌که دست به نابودی‌اش زدند از هم اکنون به چرخ عذاب و مذمت تاریخ بسته شده‌اند و دعای همه‌ی کشیشان‌شان با هم نیز برای آمرزش گناهان‌شان کفایت نخواهد کرد.» (۴)زنده باد کمون!

از کمون بیاموزیم‌!

نسخه‌ی چاپی (پی دی اف)

درسپیده دم ۱۸ مارس ۱۸۷۱ کارگرانِ پاریس با شهامتی بی‌نظیر و قهرمانانه در وضعیتی استثنائی با فریادهای زنده باد کمون حکومت بورژوازی را سرنگون می‌کنند. کمیته مرکزی گارد ملی که در آن لحظه  ۲۱۵ گردان متشکل را تحت فرمان خود داشت، تمام قدرت را در دست می‌گیرد و فرمان تسخیر تمام مراکز مهم دولتی را صادر می‌کند. بورژوازی و نماینده‌اش «این فسقلی بدنهادِ تی‌یر» به ورسای متواری می‌شوند و از آنجا برای بازپس‌گردانیدن حکومتِ ازدست‌رفته‌شان تلاش می‌کنند.

کمیته مرکزی گارد ملی در اولین جلسه خود در تالار شهرداری که چند ساعتی از تصرف آن نگذشته بود، سرنگونی دولت بورژوازی را اعلام، و در اولین قطع‌نامه‌ی خود فرمان لغو حکومت نظامی و آزادی تمام زندانیان سیاسی را صادر می‌کند. کمون، در فاصله بسیار کوتاهی که در قدرت بود، می‌تواند با قاطعیتی باورنکردنی اقدامات وسیعی را بر علیه نظام ضد انسانی بورژوازی و ماشین سرکوب بوروکراتیکش انجام دهد. کمون از همان روزهای اول پایه‌های قدرت دولتی بورژوازی را نشانه می‌گیرد. ادامهٔ مطلب »

روبن مارکاریان:نگاهی به تناقض حرف و عمل در منشور مشترک ائتلاف «همبستگی برای آزادی و برابری در ایران»

نیروهائی که از مداخله مستقیم و غیر مستقیم قدرت های خارجی در ایران حمایت یا استقبال می کنند و متقابلا همه آنهایی که در مقابل تاخت و تازهای قدرت های خارجی، به طور صریح یا ضمنی در کنار جمهوری اسلامی قرار می گیرند و به بهانه های مختلف با مبارزات مردمی برای براندازی آن مخالفت می کنند، در برابر خواست و اراده مردم ایران ایستاده اند. منشور ائتلافی ده جریان تلاش کرده است که با هردو گرایش مرزبندی کند اما همان طور که در بالا نشان دادیم در برابر یک تناقض بزرگ میان گفتار و کردار ایستاده است.

ده جریان سیاسی که در(آبانماه ۱٣۹۷– ۱۶ نوامبر ۲۰۱٨) با انتشار بیانیه ای اعلام موجودیت کرده بودند با برگزاری مراسمی درشهرهانوورآلمان در (۱۴ اسفند ۱۳۹۷ برابر با ۲۳ فوریه ۲۰۱۹)مبانی همکاری خود را تحت عنوان» همبستگی برای آزادی و برابری در ایران» بار دیگر اعلام کردند. این ده جریان متشکل از هفت حزب و سازمان متعلق به ملیت های ایران و سه جریان سراسری است.( ۱)

بیانیه انتشار یافته شامل یک مقدمه و در ادامه آن یک منشور مطالباتی است. در مقدمه بیانیه ائتلاف ده گانه مبانی برنامه ای خود را به عنوان یک تشکل جمهوری خواه طرفدار»نظام پارلمانی «( دمکراسی لیبرال) تعریف می کند.

ائتلاف ده جریان  دارای چند ویژگی در مقایسه با طیف های دیگر جمهوری خواه می باشد. تاکید بر سرنگونی کلیت رژیم جمهوری اسلامی، طرح فدرالیسم به عنوان یک راه حل برای مسئله ملی، مخالفت با دخالت نیروهای خارجی در امور مربوط به حق تعیین سرنوشت مردم ایران و آلترناتیو سازی توسط قدرت های خارجی و بالاخره تاکید بر اهمیت اشکال مسالمت آمیز و مدنی مبارزه . با توجه به حضورنیروهای مناطق ملی ایران موارد بالا را باید از ویژه گی های قابل مکث این ائتلاف بشمار آورد. در ادامه مقدمه، منشوری که عنوان » طرح مشترک ما»  را دارد مطالبات مشترک ائتلاف ده گانه را مطرح می کند که دراین نوشته به برخی از نکات مهم آن می پردازیم. ادامهٔ مطلب »

به یاد کارل مارکس

مرگ او ضایعه بزرگی برای پرولتاریای رزمنده اروپا و امریکا و برای تاریخ خواهدبود که ابعاد آن را نمی توان تخمین زد . با مرگ او جای خالی او بزودی برای همه ما محسوس خواهد بود ……. نام او و کارهایش برای قرنها پایدار خواهد بود..از سخنرانی انگلس بر مزارمارکس/

« ..در روز چهارده مارس ۱۸۸۳ ساعت 2,45 دقیقه بزرگترین اندیشمند از اندیشیدن بازایستاد . تنها دو دقیقه او را تنها گذاشته بودیم ، وقتی که به اطاقش برگشتیم ، او آرام روی صندلی اش بخواب رفته بود ، اما برای همیشه .
مرگ او ضایعه بزرگی برای پرولتاریای رزمنده اروپا و امریکا و برای تاریخ خواهدبود که ابعاد آن را نمی توان تخمین زد . با مرگ او جای خالی او بزودی برای همه ما محسوس خواهد بود …
…. نام او و کارهایش برای قرنها پایدار خواهد بود..از سخنرانی انگلس بر مزارمارکس/

چپ نوین و خودگردانی کارگری در یوگسلاوی بوریس کنس‌لایتر، ترجمه‌: کاووس بهزادی

سمت‌گیری اعتراضاتِ ژوئیه 1968 عمدتاً بر بستر رفرم‌های اقتصادی ـ اجتماعی تعیین شد. بازشدنِ مقطعیِ ساختارهای سیاسی از طریق لیبرالیزه شدنِ آشکار فضای سیاسی منجر به شکل‌گیری روندی شد که خود را در انتقادات علنیِ آزاد بیان می‌کرد. نویسندگان و فیلم‌سازان به نقد موضوعات اجتماعی و به واکاویِ تابوهای دورانِ جنگ دوم جهانی دست زدند. قبل…

در آخرین سال‌های دهه‌ی 60 و اولین سال‌های دهه‌ی 70 ایده‌ی «کنترل کارگری» و «خودگردانیِ کارگری» در جنبش چندوجهیِ اعتراضیِ معروف به جنبش «1968» همه‌گیر شد. این گرایشِ فراملی به خواناترین وجهی در ماه مه 1968 احتمالاً در اثنای اعتصابات سراسریِ فرانسه با درخواست خودگردانی «Autogestion» تجلی پیدا کرد. آرزوی انسانی و دمکراتیزه کردن رادیکالِ شرایط کار از اجزای مرکزی جستجو برای یک آلترناتیو اجتماعی بود، آلترناتیوی فراتر از سرمایه‌داری و سوسیالیسم دولتی، فراتر از نمادهای دمکراسی نمایندگی – «بورژوایی» – در غرب و فراتر از سیستم حکومتی مقتدرانه‌ی بوروکراتیک «سوسیالیسم واقعاً موجود» آن‌هم در جامه‌ی روسی‌اش.[1]

موضوع این مقاله «چپ نوین و خودگردانی کارگری» در یوگسلاوی سابق است. در این کشور بر بستر جنبش 68 احتمالا موقعیت یکتایی بوجود آمد. چرا که اتحادیه‌ی کمونیست‌های یوگسلاوی (BDKJ) یکی از معدود احزاب حاکم در عرصه‌ی جهانی بود که اعتراضاتِ جهانی را به‌عنوان تأییدی بر شالوده‌ی مبانی سیاسی‌اش ارزیابی کرد. به‌طور مثال در 21 مه 1968 ولیکو ولائوویچ یکی از رهبران بلندپایه‌ی حزب و از جنگ‌جویان جنگ داخلی اسپانیا در یکی از جلسات بحث علنی اعلام کرد که اعتراضات در گوشه و کنار جهان را بایستی به‌عنوان اعتراضاتی اساساً مثبت ارزیابی کرد. ولائوویچ مطالبات مطرح‌شده برای «خودگردانی» در تظاهرات فرانسه را امیدبخش قلمداد کرد.[2] چرا که کمونیست‌های یوگسلاوی در سال 1948 پس از گسست از استالین خودگردانی کارگری را عملی و آن را به‌عنوان وجه بنیادین «راه سوم» مستقل به‌سوی سوسیالیسم اعلام کردند.[3] ادامهٔ مطلب »

اطلاعیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:احکام شلاق و زندانی کردن فعالان کارگری را محکوم می کنیم

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه پرونده سازی و زندانی کردن کارگران و معلمان را به دلیل حق خواهی، ایجاد سندیکا، تشکل مسقل کارگری و فعالیت های صنفی محکوم کرده و خواهان لغو کلیه احکام زندان و شلاق علیه ایشان و آزادی فوری و بی قید و شرط کارگران، معلمان و دیگر فعالان صنفی زندانی می باشد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حکم شلاق برای کارگران همچنین زندانی کردن کارگران و معلمان را محکوم می کند. حکم بی شرمانه شلاق که پیش از این برای کارگران سنندج، چادرملو، آق دره و هپکو اراک صادر شده بود تداوم یافته و متاسفانه این بار برای جعفر عظیم زاده که در حال سپری کردن محکومیت زندان است نیز به اتهامات واهی «غیبت» حکم شلاق صادر شده است. متاسفانه کارگران و معلمان زیادی به ناحق و صرفا بخاطر فعالیت صنفی در جهت رهایی طبقه فرودست و همچنین به دلیل ایجاد سندیکا و تشکل صنفی مستقل پرونده سازی و زندانی شده اند.

 نهادهای امنیتی از تمام ظرفیت خود برای جلوگیری از فعالیت صنفی کارگران استفاده می کنند و آنجا که ضرب و زور در برابر اراده کارگران، مانع فعالیت صنفی و ایجاد سندیکای مستقل کارگری نشده است، با هر ترفندی مانع از فعالیت سندیکای مستقل و واقعی کارگران می شوند. ادامهٔ مطلب »

ماهی سیاه کوچولو – صمد بهرنگی

ماهی سیاه کوچولو – صمد بهرنگی

مرگ خیلی آسان می‌تواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی می‌کنم. نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که می‌شوم مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.

در باره گذار به سوسیالیسم و دولت کارگری: مصاحبه صادق افروز با محمد رضا شالگونی

در باره گذار به سوسیالیسم و دولت کارگری: مصاحبه صادق افروز با محمد رضا شالگونی

حدود بیست سال قبل ، رفیق محمد رضا شالگونی مقاله ای نوشت تحت عنوان «اختلاف بر سرچیست؟» این مقاله در گرماگرم بحث ها  و تلاش هایی در جهت وحدت سه سازمان چپ نوشته شده بود .پس از گذشت دو دهه از نگارش این مقاله ارزنده ، بر آن شدم تا با رفیق شالگونی در مورد رئوس مطرح در این مقاله مصاحبه ای داشته باشم .این مقاله در فرمت ورد توسط وبلاگ سیاسی – تئوریک مجددا تایپ شده و در دسترس علاقمندان می باشد (۱)

صادق افروز با تشکر از شما رفیق شالگونی عزیز که دعوت مرا برای انجام این گفتگو پذیرفتید.راستش وقتی وبلاگ سیاسی – تئوریک این مقاله را مجددا منتشر کرد فرصتی ایجاد شد تا دوباره این مقاله با ارزش را بخوانم .در حالی که در طول بیست سال گذشته و پس از نگارش این مقاله ، چپ ایران همواره تلاش هایی را به منظور وحدت انجام داده ، ولی دو موضوع کلیدی را که شما در این نوشته مطرح کرده اید کمتر مورد توجه قرار داده است . اول ، نظامی که می خواهیم بجای جمهوری اسلامی برقرار کنیم و دوم ، نیرویی که می بایست با اتکا به آن این تغییر انجام پذیرد .قبل از آنکه به خود مقاله بپردازیم ، رفیق شالگونی عزیز می شود ما را به بیست سال قبل ببرید و توضیح دهید در چه  شرایطی این مقاله نوشته شد و دوگروه دیگری که قرار بود اتحاد با آنها انجام شود چه گروه هایی بودند و سرنوشتشان چه شد ؟

در باره گذار به سوسیالیسم و دولت کارگری: مصاحبه صادق افروز با محمد رضا شالگونی

عیدی نعمتی:روز جهانی زن خجسته باد. به خاطره ی مانای رفیق خدیجه ارفع و به مبارز جسور سپیده قلیان.

 

زن
ستاره وُ نمک
آزادی وُ نان
طلوع عشق
در گستره ی خاک
در سپیده دمِ زندگی.
زن
تلاش تا رهایی
تا دُهل کوب آزادی
تا رسیدن به هر چه زیبایی
زن
سرخ گلی
در گستره ی تاریکی
نوری که جهان را معنا می کند
زن
قلب فروزان زندگی
تا زیبایی از یاد نرود
گل گل باشد
انسان انسان .

دستی ماشه را می چکاند
فریادها
قوس ها
گل ها .
باد
پوکه ها را می برد
کنار دیوارسوراخ شده
کُپه می کند.
زن
می رود کنار آواز رودخانه
گلی بر گیسوی زندگی
گوشواره ای بر گوش جهان می کند
با رویایی زیبا
کودک فردا را می بوسد
به رودخانه می زند
با ماهیان به دریا .
ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: