بیانیه جمعی از معلمان عدالتخواه در اعتراض به عدم موافقت با مرخصی بدون حقوق و زمینه‌‌چینی برای صدور حکم انفصال از خدمت محمد حبیبی

ما معلمان عدالتخواه اعلام می‌کنیم که تلاش برای سرکوب فعالین صنفی باعث عقب نشینی معلمان نشده و نخواهد شد و تنها بر خشم آنان می افزاید و با صراحت تاکید می کنیم که ما خواهان موافقت با مرخصی بدون حقوق محمد حبیبی از سوی اداره آموزش و پرورش هستیم محمد حبیبی و تمام معلمان دربند باید از زندان آزاد شوند و به سر کلاس‌هایشان برگردند.
 ما به همراه هزاران معلم دیگر نظاره‌گر رفتار آموزش و پرورش در این زمینه هستیم و امیدواریم و در صورت ادامه این روند سکوت نخواهیم نمود.

در کمال ناباوری پانزده ماه از بازداشت اول ناعادلانه محمد حبیبی، عضو کانون صنفی معلمان تهران می‌گذرد معلمان در این مدت نشان داده اند که گذر زمان نه تنها آنها را نسبت به وضعیت دوست و همکارشان بی تفاوت نکرده است بلکه به جد در این مدت پیگیر وضعیت او بوده و هستند. در حالی‌که جامعه مدنی و فرهنگیان بارها با روشهای مختلف اعتراض و نگرانی خود را از ادامه بازداشت او اعلام کرده اند اما نه تنها هیچ گشایشی در وضعیت ایشان از سوی نیروهای امنیتی و قضایی صورت نگرفته است؛ بلکه سعی دارند با اقداماتی ظالمانه تر شرایط را بر او و در نتیجه دیگر فعالان صنفی و معلمان سخت تر کنند. ادامهٔ مطلب »

پاسخ فرج سرکوهی به حمله «یواشکی» عطااله مهاجرانی

درست نوشته است. ادبیات البته عرصه توجیه قتل نویسنده ای چون رشدی، وزارت سانسور، تهدید به قتل نویسندگان ایرانی، (کردارهائی که در کارنامه آقای مهاجرانی ثبت است) و نیز عرصه بدل شدن به ابزار تبلیغات انتخاباتی در جمهوری اسلامی، دروغ‌گوئی در باره سانسور و تبلیغ برای جمهوری اسلامی (کردارهای سیاسی آقای دولت آبادی که موضوع انتقادهای من است) هم نیست. این کارها کردار سیاسی است نه ادبیات. انتقاد من یا هرکس دیگر از این کردارها نیز نه بحث ادبی است و نه ادبیات. (آن وقت‌ها که آقای مهاجرانی نماینده مجلس اسلامی، معاون رئیس جمهور و وزیر سانسور بود و فرصت خواندن ادبیانت و نقد ادبی نداشت ، در باره آثار داستانی دولت آبادی با سنجه‌های نقد ادبی بارها، و از جمله در مجله آدینه، نوشته‌ام. در کتاب« شب دردمند آرزومندی» من هم هست )

فرج سرکوهی در فیسبوک خود زیر عنوان «دفاع مهاجرانی معروف از آقای دولت آبادی و حمله «یواشکی» او به من. « نوشت:

دفاع مهاجرانی معروف از آقای دولت آبادی و حمله «یواشکی» او به من.

آقای مهاجرانی معروف مرا در توئیتر بلاک کرده اما علیه من توئیت نوشته است.(انتقاد یواشکی؟ غیبت؟). دوستی از سر لطف توئیت او را برایم فرستاد که می بینید
آقای مهاجرانی معروف مرجع اتهامات خود را علیه من برای مخاطبان خود ننوشته‌ است اما اشاره او به چند متنی است که در باره حضور آقای محمود دولت آبادی در نشست‌های تبلیغات انتخاباتی، مهمانی افطار روحانی و.. و سخنان اخیر او در باره کم شدن فشار سانسور و باز شدن فضای فرهنگی نوشته‌ام
آقای مهاجرانی معروف، که آگاهی او از ادبیات در حد همان جزوه دفاع از فتوای خمینی برای قتل سلمان رشدی، وزارت سانسور (ارشاد اسلامی)، تهدید نویسندگان به قتل و… است (در این موارد اگر خواستید به مقاله من با عنوان «دم بهنودی مهاجرانی و راز قتل غفار حسینی» نگاه کنید)، خطاب به من نوشته است «ادبیات عرصه چریک بازی نیست»
درست نوشته است. ادبیات البته عرصه توجیه قتل نویسنده ای چون رشدی، وزارت سانسور، تهدید به قتل نویسندگان ایرانی، (کردارهائی که در کارنامه آقای مهاجرانی ثبت است) و نیز عرصه بدل شدن به ابزار تبلیغات انتخاباتی در جمهوری اسلامی، دروغ‌گوئی در باره سانسور و تبلیغ برای جمهوری اسلامی (کردارهای سیاسی آقای دولت آبادی که موضوع انتقادهای من است) هم نیست. این کارها کردار سیاسی است نه ادبیات. انتقاد من یا هرکس دیگر از این کردارها نیز نه بحث ادبی است و نه ادبیات. (آن وقت‌ها که آقای مهاجرانی نماینده مجلس اسلامی، معاون رئیس جمهور و وزیر سانسور بود و فرصت خواندن ادبیانت و نقد ادبی نداشت ، در باره آثار داستانی دولت آبادی با سنجه‌های نقد ادبی بارها، و از جمله در مجله آدینه، نوشته‌ام. در کتاب« شب دردمند آرزومندی» من هم هست ) ادامهٔ مطلب »

رضا سپیدرودی:یک شعار، یک نظر، چند پرسش

علت سکوت اتحادیه آزاد در باره شعار  علی‌نژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد چیست؟ آیا این اتحادیه حامی مسیح علینژاد است که با مایک پمپئو عکس انداخته و با رضا پهلوی خوش و بش دارد؟ آیا این سکوت به خاطر از دست ندادن «فرصت» های ولو محدود مطرح شدن از سوی رسانه های نیرومند طیف سطلنت طلب- آمریکایی در حوزه «کارگری» است؟ آیا اتحادیه آزاد هم مثل آقای حمید تقوایی «لیدر» حزب کمونیست کارگری خود را مرکز صدور جواز نمایندگی و تعیین گرایش اصلی و فرعی می داند اما ترجیح داده در مورد شعار مشخص اعتراضات دانشجویی ۲۳ اردیبهشت از طریق لیز خوردن از کنار آن و سکوت کردن عمل نماید؟ آیا اتحادیه آزاد می خواهد با این سکوت یواشکی چراغ سبز بزند که آمادگی ایفای نقش «بازوی کارگری» رژیم چنجی ها را دارد؟ یا عدم پوشش این شعار در کانالش هیچ ارتباطی با این پرسش ها ندارد؟

شعار علی‌نژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد که در تجمع مهم دانشجویی ۲۳ اردیبهشت ماه گذشته مطرح شد فقط مورد سانسور کامل روزنامه کیهان، ارگان فاشیسم ولایی قرار نگرفت تا با سفسطه گری زمینه ساز ادعای سخیفش در حمایت شبکه های آمریکایی از دانشجویان دانشگاه تهران شود. این شعار فقط با حملات سازمان یافته هواداران ترامپ، رضا پهلوی، مدافعان تجاوز نظامی به ایران، مایک پمپو و جان بولتن و مسیح علی نژاد قرار نگرفت که برخی از آنها طراحان این شعار را به هر اتهام ممکن در شبکه های اجتماعی نواختند. این شعار در عین حال انتقاد آقای حمید تقوایی «لیدر» حزب کمونیست کارگری را هم برانگیخته و وی در مصاحبه ای تلویزیونی در پاسخ به این که چرا این حزب از این شعار حمایت نکرده، گفته:« این گرایش خیلی حاشیه ای و فرعی بود.. این گرایش اساسی نیست. چپ با این نمایندگی نمی شه، نیروهای چپ با این نوع حرکت ها نمایندگی نمی شوند.»

  پاسخ حمید تفوائی به طرح شعار: علی‌نژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد

ادامهٔ مطلب »

گفتگو با رضا خندان (مهابادي) پيرامون حكم مستبدانه 18 سال زندان !

گفتگو با رضا خندان (مهابادي) پيرامون حكم مستبدانه 18 سال زندان !

رضا خندان (مهابادي)، عضو هيئت دبيران كانون نويسندگان ايران، در گفتگو با راديو ندا پيرامون حكم سركوبگرانه 18 سال زندان براي سه عضو كانون نويسندگان (كيوان باژن، بكتاش آبتين و رضا خندان مهابادي) با بيان اينكه » اين احكام سرکوبگرانه را قبول نداريم»، گفت : » ما از كاري كه كرده ايم پشيمان نيستيم. ما نويسنده ايم، مخالف سانسور و مدافع آزادي بيان هستيم!»

دور تازه تنش حکومت های امریکا و ایران و تبلیغات جنگی گفتگو با محمدرضا شالگونی و حمید تقوائی

دور تازه تنش حکومت های امریکا و ایران و تبلیغات جنگی
گفتگو با محمدرضا شالگونی و حمید تقوائی

دور تازه تنش حکومت های امریکا و ایران و تبلیغات جنگی گفتگو با محمدرضا شالگونی و حمید تقوائی

هاله صفرزاده:به یاد فراموش شدگان زندان آگاهی کرج

به راستی آیا‌ می‌توان باور کرد که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی که با چنین آمادگی جلو حضور جمع کوچک ما را در پارک‌ می‌گیرند، نمی توانند جلوی نقل و انتقال و خرید و فروش این حجم از مواد مخدر را بگیرند؟ نمی توانند مانع از کار “آشپزخانه”‌هایی شوند که در حال تولید شیشه هستند؟ نمی توانند به جای حمله به تجمع مسالمت‌آمیز کارگران در اول ماه مه، کارفرماهایی را به عنوان مجرم دستگیر کنند که ماه‌ها حقوق کارگرانشان را نمی پردازند ؟ نمی توانند کارفرماهایی را که خون کارگران هفت تپه و سایر واحدهای تولیدی را در شیشه کرده، بگیرند که با وام‌های اهدایی، از کشور خارج نشود؟

“من در دنیای ممنوع زندگ‌ می‌کنم

بوییدن گونه دلبندم   ممنوع

ناهار با فرزندان سر یک سفره       ممنوع

همکلامی با مادر و دیواره ی سیمی      ممنوع

بستن نامه‌‌ای که نوشته‌‌ای یا نامه ی سربسته تحویل گرفتن    ممنوع

خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هم‌ می‌آیند    ممنوع 

بازی تخته نرد   ممنوع

اما چیزهای ممنوعی هم هست که‌ می‌توانی گوشه ی قلبت پنهان کنی 

عشق، اندیشه، دریافتن“

                                 ناظم حکمت ادامهٔ مطلب »

پشتیبانی نمایندگان تشکل های کارگری از ده ها کشور جهان از مبارزات کارگران ایران در پنجاه و دومین کنگره کنفدراسیون عمومی کار – س ژ ت، دیژون فرانسه

پشتیبانی نمایندگان تشکل های کارگری
از ده ها کشور جهان
از مبارزات کارگران ایران
در پنجاه و دومین کنگره کنفدراسیون عمومی کار – س ژ ت،
دیژون فرانسه

نمایندگان تشکل  های  کارگری از ده ها کشور جهان، با پشتیبانی از مبارزات کارگران ایران، خواهان آزادی فوری بازداشت شدگان تجمع روز جهانی کارگر  از جمله حسن سعیدی، مرضیه امیری، عاطفه رنگریز، نسرین جوادی، ندا ناجی، کیوان صمیمی و فرهاد شیخی و نیز سپیده قلیان و اسماعیل بخشی شدند. ترجمه فارسی این بیانیه مشترک که بدنبال نشست های متعدد نماینده سندیکای کارگران شرکت واحد، آقای رضا شهابی، با نمایندگان تشکلات کارگری از بخشهای مختلف جهان، و به ابتکار ث ژ ت صورت گرفت، به شرح زیر می باشد. سندیکای کارگران شرکت واحد، به سهم خود از کلیه نمایندگان تشکلات کارگری بین المللی نهایت قدردانی و تشکر دارد و امیدوار است که همکاری و تبادل تجربه و حمایتهای متقابل میان ما بیش از پیش گسترش یابد. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: