بیانیه جمعی از معلمان عدالتخواه در اعتراض به عدم موافقت با مرخصی بدون حقوق و زمینه‌‌چینی برای صدور حکم انفصال از خدمت محمد حبیبی

ما معلمان عدالتخواه اعلام می‌کنیم که تلاش برای سرکوب فعالین صنفی باعث عقب نشینی معلمان نشده و نخواهد شد و تنها بر خشم آنان می افزاید و با صراحت تاکید می کنیم که ما خواهان موافقت با مرخصی بدون حقوق محمد حبیبی از سوی اداره آموزش و پرورش هستیم محمد حبیبی و تمام معلمان دربند باید از زندان آزاد شوند و به سر کلاس‌هایشان برگردند.
 ما به همراه هزاران معلم دیگر نظاره‌گر رفتار آموزش و پرورش در این زمینه هستیم و امیدواریم و در صورت ادامه این روند سکوت نخواهیم نمود.

در کمال ناباوری پانزده ماه از بازداشت اول ناعادلانه محمد حبیبی، عضو کانون صنفی معلمان تهران می‌گذرد معلمان در این مدت نشان داده اند که گذر زمان نه تنها آنها را نسبت به وضعیت دوست و همکارشان بی تفاوت نکرده است بلکه به جد در این مدت پیگیر وضعیت او بوده و هستند. در حالی‌که جامعه مدنی و فرهنگیان بارها با روشهای مختلف اعتراض و نگرانی خود را از ادامه بازداشت او اعلام کرده اند اما نه تنها هیچ گشایشی در وضعیت ایشان از سوی نیروهای امنیتی و قضایی صورت نگرفته است؛ بلکه سعی دارند با اقداماتی ظالمانه تر شرایط را بر او و در نتیجه دیگر فعالان صنفی و معلمان سخت تر کنند. ادامهٔ مطلب »

پاسخ فرج سرکوهی به حمله «یواشکی» عطااله مهاجرانی

درست نوشته است. ادبیات البته عرصه توجیه قتل نویسنده ای چون رشدی، وزارت سانسور، تهدید به قتل نویسندگان ایرانی، (کردارهائی که در کارنامه آقای مهاجرانی ثبت است) و نیز عرصه بدل شدن به ابزار تبلیغات انتخاباتی در جمهوری اسلامی، دروغ‌گوئی در باره سانسور و تبلیغ برای جمهوری اسلامی (کردارهای سیاسی آقای دولت آبادی که موضوع انتقادهای من است) هم نیست. این کارها کردار سیاسی است نه ادبیات. انتقاد من یا هرکس دیگر از این کردارها نیز نه بحث ادبی است و نه ادبیات. (آن وقت‌ها که آقای مهاجرانی نماینده مجلس اسلامی، معاون رئیس جمهور و وزیر سانسور بود و فرصت خواندن ادبیانت و نقد ادبی نداشت ، در باره آثار داستانی دولت آبادی با سنجه‌های نقد ادبی بارها، و از جمله در مجله آدینه، نوشته‌ام. در کتاب« شب دردمند آرزومندی» من هم هست )

فرج سرکوهی در فیسبوک خود زیر عنوان «دفاع مهاجرانی معروف از آقای دولت آبادی و حمله «یواشکی» او به من. « نوشت:

دفاع مهاجرانی معروف از آقای دولت آبادی و حمله «یواشکی» او به من.

آقای مهاجرانی معروف مرا در توئیتر بلاک کرده اما علیه من توئیت نوشته است.(انتقاد یواشکی؟ غیبت؟). دوستی از سر لطف توئیت او را برایم فرستاد که می بینید
آقای مهاجرانی معروف مرجع اتهامات خود را علیه من برای مخاطبان خود ننوشته‌ است اما اشاره او به چند متنی است که در باره حضور آقای محمود دولت آبادی در نشست‌های تبلیغات انتخاباتی، مهمانی افطار روحانی و.. و سخنان اخیر او در باره کم شدن فشار سانسور و باز شدن فضای فرهنگی نوشته‌ام
آقای مهاجرانی معروف، که آگاهی او از ادبیات در حد همان جزوه دفاع از فتوای خمینی برای قتل سلمان رشدی، وزارت سانسور (ارشاد اسلامی)، تهدید نویسندگان به قتل و… است (در این موارد اگر خواستید به مقاله من با عنوان «دم بهنودی مهاجرانی و راز قتل غفار حسینی» نگاه کنید)، خطاب به من نوشته است «ادبیات عرصه چریک بازی نیست»
درست نوشته است. ادبیات البته عرصه توجیه قتل نویسنده ای چون رشدی، وزارت سانسور، تهدید به قتل نویسندگان ایرانی، (کردارهائی که در کارنامه آقای مهاجرانی ثبت است) و نیز عرصه بدل شدن به ابزار تبلیغات انتخاباتی در جمهوری اسلامی، دروغ‌گوئی در باره سانسور و تبلیغ برای جمهوری اسلامی (کردارهای سیاسی آقای دولت آبادی که موضوع انتقادهای من است) هم نیست. این کارها کردار سیاسی است نه ادبیات. انتقاد من یا هرکس دیگر از این کردارها نیز نه بحث ادبی است و نه ادبیات. (آن وقت‌ها که آقای مهاجرانی نماینده مجلس اسلامی، معاون رئیس جمهور و وزیر سانسور بود و فرصت خواندن ادبیانت و نقد ادبی نداشت ، در باره آثار داستانی دولت آبادی با سنجه‌های نقد ادبی بارها، و از جمله در مجله آدینه، نوشته‌ام. در کتاب« شب دردمند آرزومندی» من هم هست ) ادامهٔ مطلب »

رضا سپیدرودی:یک شعار، یک نظر، چند پرسش

علت سکوت اتحادیه آزاد در باره شعار  علی‌نژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد چیست؟ آیا این اتحادیه حامی مسیح علینژاد است که با مایک پمپئو عکس انداخته و با رضا پهلوی خوش و بش دارد؟ آیا این سکوت به خاطر از دست ندادن «فرصت» های ولو محدود مطرح شدن از سوی رسانه های نیرومند طیف سطلنت طلب- آمریکایی در حوزه «کارگری» است؟ آیا اتحادیه آزاد هم مثل آقای حمید تقوایی «لیدر» حزب کمونیست کارگری خود را مرکز صدور جواز نمایندگی و تعیین گرایش اصلی و فرعی می داند اما ترجیح داده در مورد شعار مشخص اعتراضات دانشجویی ۲۳ اردیبهشت از طریق لیز خوردن از کنار آن و سکوت کردن عمل نماید؟ آیا اتحادیه آزاد می خواهد با این سکوت یواشکی چراغ سبز بزند که آمادگی ایفای نقش «بازوی کارگری» رژیم چنجی ها را دارد؟ یا عدم پوشش این شعار در کانالش هیچ ارتباطی با این پرسش ها ندارد؟

شعار علی‌نژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد که در تجمع مهم دانشجویی ۲۳ اردیبهشت ماه گذشته مطرح شد فقط مورد سانسور کامل روزنامه کیهان، ارگان فاشیسم ولایی قرار نگرفت تا با سفسطه گری زمینه ساز ادعای سخیفش در حمایت شبکه های آمریکایی از دانشجویان دانشگاه تهران شود. این شعار فقط با حملات سازمان یافته هواداران ترامپ، رضا پهلوی، مدافعان تجاوز نظامی به ایران، مایک پمپو و جان بولتن و مسیح علی نژاد قرار نگرفت که برخی از آنها طراحان این شعار را به هر اتهام ممکن در شبکه های اجتماعی نواختند. این شعار در عین حال انتقاد آقای حمید تقوایی «لیدر» حزب کمونیست کارگری را هم برانگیخته و وی در مصاحبه ای تلویزیونی در پاسخ به این که چرا این حزب از این شعار حمایت نکرده، گفته:« این گرایش خیلی حاشیه ای و فرعی بود.. این گرایش اساسی نیست. چپ با این نمایندگی نمی شه، نیروهای چپ با این نوع حرکت ها نمایندگی نمی شوند.»

  پاسخ حمید تفوائی به طرح شعار: علی‌نژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد

ادامهٔ مطلب »

گفتگو با رضا خندان (مهابادي) پيرامون حكم مستبدانه 18 سال زندان !

گفتگو با رضا خندان (مهابادي) پيرامون حكم مستبدانه 18 سال زندان !

رضا خندان (مهابادي)، عضو هيئت دبيران كانون نويسندگان ايران، در گفتگو با راديو ندا پيرامون حكم سركوبگرانه 18 سال زندان براي سه عضو كانون نويسندگان (كيوان باژن، بكتاش آبتين و رضا خندان مهابادي) با بيان اينكه » اين احكام سرکوبگرانه را قبول نداريم»، گفت : » ما از كاري كه كرده ايم پشيمان نيستيم. ما نويسنده ايم، مخالف سانسور و مدافع آزادي بيان هستيم!»

دور تازه تنش حکومت های امریکا و ایران و تبلیغات جنگی گفتگو با محمدرضا شالگونی و حمید تقوائی

دور تازه تنش حکومت های امریکا و ایران و تبلیغات جنگی
گفتگو با محمدرضا شالگونی و حمید تقوائی

دور تازه تنش حکومت های امریکا و ایران و تبلیغات جنگی گفتگو با محمدرضا شالگونی و حمید تقوائی

هاله صفرزاده:به یاد فراموش شدگان زندان آگاهی کرج

به راستی آیا‌ می‌توان باور کرد که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی که با چنین آمادگی جلو حضور جمع کوچک ما را در پارک‌ می‌گیرند، نمی توانند جلوی نقل و انتقال و خرید و فروش این حجم از مواد مخدر را بگیرند؟ نمی توانند مانع از کار “آشپزخانه”‌هایی شوند که در حال تولید شیشه هستند؟ نمی توانند به جای حمله به تجمع مسالمت‌آمیز کارگران در اول ماه مه، کارفرماهایی را به عنوان مجرم دستگیر کنند که ماه‌ها حقوق کارگرانشان را نمی پردازند ؟ نمی توانند کارفرماهایی را که خون کارگران هفت تپه و سایر واحدهای تولیدی را در شیشه کرده، بگیرند که با وام‌های اهدایی، از کشور خارج نشود؟

“من در دنیای ممنوع زندگ‌ می‌کنم

بوییدن گونه دلبندم   ممنوع

ناهار با فرزندان سر یک سفره       ممنوع

همکلامی با مادر و دیواره ی سیمی      ممنوع

بستن نامه‌‌ای که نوشته‌‌ای یا نامه ی سربسته تحویل گرفتن    ممنوع

خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هم‌ می‌آیند    ممنوع 

بازی تخته نرد   ممنوع

اما چیزهای ممنوعی هم هست که‌ می‌توانی گوشه ی قلبت پنهان کنی 

عشق، اندیشه، دریافتن“

                                 ناظم حکمت ادامهٔ مطلب »

پشتیبانی نمایندگان تشکل های کارگری از ده ها کشور جهان از مبارزات کارگران ایران در پنجاه و دومین کنگره کنفدراسیون عمومی کار – س ژ ت، دیژون فرانسه

پشتیبانی نمایندگان تشکل های کارگری
از ده ها کشور جهان
از مبارزات کارگران ایران
در پنجاه و دومین کنگره کنفدراسیون عمومی کار – س ژ ت،
دیژون فرانسه

نمایندگان تشکل  های  کارگری از ده ها کشور جهان، با پشتیبانی از مبارزات کارگران ایران، خواهان آزادی فوری بازداشت شدگان تجمع روز جهانی کارگر  از جمله حسن سعیدی، مرضیه امیری، عاطفه رنگریز، نسرین جوادی، ندا ناجی، کیوان صمیمی و فرهاد شیخی و نیز سپیده قلیان و اسماعیل بخشی شدند. ترجمه فارسی این بیانیه مشترک که بدنبال نشست های متعدد نماینده سندیکای کارگران شرکت واحد، آقای رضا شهابی، با نمایندگان تشکلات کارگری از بخشهای مختلف جهان، و به ابتکار ث ژ ت صورت گرفت، به شرح زیر می باشد. سندیکای کارگران شرکت واحد، به سهم خود از کلیه نمایندگان تشکلات کارگری بین المللی نهایت قدردانی و تشکر دارد و امیدوار است که همکاری و تبادل تجربه و حمایتهای متقابل میان ما بیش از پیش گسترش یابد. ادامهٔ مطلب »

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران در محکومیت صدور حکم هجده سال زندان برای سه نویسنده

کانون نویسندگان ایران پرونده‌سازی و صدورحکم ‎های سرکوبگرانه‌ بر ضد رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن را محکوم می‌کند و خواهان لغو بی‌قید و شرط این حکم‌ها و مختومه کردن پرونده است. همچنین از همه‌ی نویسندگان و انسان‌های مدافع آزادی بیان می‌خواهد تا از هر راه ممکن به دفاع از این سه نویسنده بپردازند.

به دنبال محاکمه‌ی سه عضو کانون نویسندگان ایران در هفتم و هشتم اردیبهشت سال جاری روز گذشته، بیست‌وپنجم اردیبهشت، رای شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب به وکلای پرونده ابلاغ شد. بنا به این ابلاغیه رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن هر یک به شش سال زندان محکوم شده‌اند: یک سال برای اتهام «تبلیغ علیه نظام» و پنج سال برای اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور». نامربوط‌‌تر و سست‌بنیان‌تر از این اتها‌م‌ها «دلایل» و «مستندات» آنهاست. به سه نویسنده مجموعا ۱۸ سال حکم زندان داده‌اند که چرا عضو کانون نویسندگان ایران شده‌اید؛ چرا نشریه‌ی داخلی یک تشکل فرهنگی را منتشر کرده‌اید؛ چرا اسناد و مدارک فعالیت‌های پنجاه ساله‌ی کانون را در کتابی گرد آورده‌اید؛ چرا بر مزار احمد شاملو و محمد مختاری و جعفر پوینده رفته‌اید؛ چرا پای بیانیه‌های دفاع از آزادی بیان نویسندگان و هنرمندان و مخالفت با اعدام و سانسور امضا گذاشته‌اید! ادامهٔ مطلب »

رجزخوانی توخالی علیه «استکبار»؛سرکوب خشن علیه مردم

به یاد داشته باشیم که هیچ قدرتی توان مقاومت در برابر جنبش برحق مردمی که بر قدرت اعماق جامعه استوار است را نداشته و نخواهد داشت. این حقیقت را نباید نادیده گرفت. جنبش شکوهمند برای آزادی، برابری و همبستگی انسانی سر بازایستادن ندارد.

رشد و گسترش جنبش مردمی که از دی ماه ۹۶ تاکنون بی وقفه ادامه یافته، خواب از چشمان حاکمان جمهوری اسلامی ربوده است. جنبش اعماق جامعه به حق علیه عمق فساد جمهوری اسلامی و نابرابری نهادینه شده اش بر متن استثمار سرمایه دارانه اعتراض دارد و برای آزادی، برابری و همبستگی انسانی مبارزه می کند. شعارها، خواست ها و مطالبات بر حق جنبش فرودستان، استثمار شده گان و لگدمال گشته گان، به گونه ای است که نه تنها حاکمان غارتگر جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته، بلکه مدعیان دروغین «ایران آزاد» که به قدرت های خارجی دخیل بسته اند را نیز تا مرز ناامیدی کشانده است. کار به جائی رسیده که دیگر حتی شکنجه گران جمهوری اسلامی نیز نمی توانند وصله نا چسب وابستگی به قدرت های خارجی را به فعالان مدنی، کنشگران اجتماعی و سازمانگران خستگی ناپذیر جنبش کارگری بچسبانند.

ادامهٔ مطلب »

»رفتار ددمنشانه» با بازداشت شدگان و جدل جسورانه كارگر بازداشتي با بازجو

»رفتار ددمنشانه» با بازداشت شدگان و جدل جسورانه كارگر بازداشتي با بازجو

داود رفيعي، كارگر اخراجي پارس خودرو كه در تجمع كارگران در روز جهاني كارگر براي چهارمين بار بازداشت شد، در گفتگو با راديو ندا از »رفتار ددمنشانه» با بازداشت شدگان روز كارگر و برخورد جسورانه اش با بازجوي وزارت اطلاعات و اقرارهاي بازجو مي گويد.

گوش كردن فايل صوتي با مديا پلير

گوش كردن فايل صوتي با ريل پلير

جنگ ادامه سیاست است! حسن مرتضوی

ما با دو سناریوی محتمل روبرو هستیم: آمریکا به فشار خود آنچنان ادامه می‌دهد که وقوع حوادث «غیرمترقبه» و «غیرعمدی» ناگزیر شود تا مظلومانه ادعا کند در دفاع از صلح جهانی مجبور به دخالت نظامی «محدود» (زدن و نابودکردن زیرساختارهای اقتصادی) شده است و یا در افت‌وخیزهایی که به بازی موش و گربه می‌ماند (ایران به این شماره تلفن زنگ بزند)، فلج‌شدن قطعی اقتصاد را شاهد باشد تا در جام شوکرانی دیگر برای حفظ «کیان دین و سرزمین» مصالحه‌ای پا بگیرد. اما بزرگ‌ترین معضل رژیم چنجی آمریکا نبود بدیل است. خیالش از بابت بسیاری چیزهای دیگر راحت است.

۱. شعاری قدیمی اما بسیار دقیق و فشرده که بارها و بارها به اثبات رسیده است. مسیر دی ماه ۹۶ تا به امروز یعنی تقریباً یک سال و نیم را می‌توان در همان فرمولی که سال ۹۶ در لحظات بحرانی خود را نشان داد خلاصه کرد: عزم به گسترش مبارزات مردمی اما ناتوانی از اجرای عملی آن. این خودویژگی وضعیت دی ماه ۹۶ تا به امروز به شکل‌های گوناگون حفظ شده است: نه کارگران و زحمتکشان توان پیشبرد و رشد سطوح مبارزاتی خود را دارند و نه از آن دست می‌کشند. هر بار این مبارزات شعله می‌کشد اما به دلایل گوناگون بسط نمی‌یابد. نظام هم با معضلی مشابه روبرو است. کارایی سرکوبش را حفظ کرده اما توان حل حتی مقطعی بحران‌های اجتماعی را ندارد. بن‌بست حاصل دقیقا ناشی از ناتوانی از عدم گسترش قاطع هژمونی دو سوی این کارزار است. در چنین بستری است که پای نیروی خارجی به میان می‌آید. نیرویی که با دقت به ارزیابی این کارزار نشسته است. آمریکا و کشورهای منطقه به رغم تمام ادعای خود مبنی بر تغییر رفتار رژیم مایل‌اند کار آن را تمام کنند و به یارگیری داخلی و خارجی روی آورده‌اند و نظام نیز هراسان از برای از دست دادن قدرت بسیج داخلی، ضعف نیروهای حامی خارج از کشور مانند حزب الله و حماس و حشدالشعبی و قطع‌شدن کانال‌های مالی با بن‌بست معینی در سیاست خارجی روبرو است. تناقضی عجیب سراپای رژیم را در برگرفته: قدرت سرکوب مخالفت داخلی را دارد اما توان گسترش سیاست تهاجمی خارجی‌اش را از دست داده. ادامهٔ مطلب »

هویت و تصاحب!محمدرضا نیکفر

کشور دچار بحران است و شما با افسانه‌های نژادی و لاف‌های سلطنتی‌تان نمی‌توانید آن را از بحران درآورید. اقوام زیر بار ایدئولوژی آریایی نمی‌روند. از حالا وعده «چپ‌کُشی» می‌دهید و فکر می‌کنید مزاحمی به نام چپ و روشنفکر که نباشد، ارباب مملکت خواهید بود. چپ‌کُشی آن چیزی است که تاریخ پهلوی و تاریخ ولایی را یکپارچه می‌کند. اگر لازم باشد یک Metahistory برای این دو دوره بنویسیم، مطمئناً فصل مهمی از آن چپ‌کُشی است. شاهد آن تاریخ اوین و دیگر زندان‌های مشترک میان دو رژیم است؛ شاهد آن خاوران‌هاست که بسیاری از مدفون‌شدگان در آنها زندانیان هر دو رژیم هستند …

در این یادداشت به نکاتی درباره تاریخ و نژاد و هویت ایرانی می‌پردازم. این بحثی انتزاعی نیست و ربط مشخصی به موضوع تحریم و خطر جنگ دارد. به صورت مستقیم مربوط است به نبردی که در ایران و بر سر ایران جریان دارد، نبردی با مضمون تصاحب و تملک.

مقدمه‌ای برای روشن شدن بهانه بحث
بیش از دو سال پیش یکی از همکاران «بی بی سی» فارسی از من خواست عنوان‌های تعدادی کتاب را فهرست کنم که به نظرم در صد سال اخیر تآثیرگذار بوده‌اند. توضیح داد که برای یک مجموعه رسانه‌ای می‌خواهند. من چنان کردم که خواسته بود و در فهرست کتاب‌ها نخست از این کتاب نام بردم:

«از آغاز تا اسلام»، کتاب تاریخ کلاس پنجم دبستان، دهه ۱۳۴۰.

آشنایی پرسید که چرا این کتاب را مهم دانسته‌ام. پاسخم را در چند توئیت [1] نوشتم. پروای اقلیتی را نداشتم و ندارم که از خواندن و فهم چند جمله ساده ناتوان هستند. و جالب این است که اینان که معنای کلمات را نمی‌فهمند، به دلیل تراکم نفرت اندیشیده نشده به زبان‌پریشی مبتلایند و واکنش‌شان دشنام‌دهی در زشت‌ترین صورت آن است، در صف اولِ «آریایی»ها هستند و از همه بیشتر و گوش‌خراش‌تر «ایران، ایران» می‌کنند. بروید و در پای آن رشته توئیت‌ها و رژه نوآریایی‌ها را ببینید. ادامهٔ مطلب »

اطلاعیه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران،در محکومیت حمله به تجمع روزمعلم در تهران

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکوم نمودن این رفتار سبعانه و خشونت آمیز، نسبت به ادامه بازداشت و خط برخورد با فعالان صنفی هشدار می‌دهد و خواهان آزادی بدون قید و شرط تمام فعالان صنفی دربند بخصوص معلمان بازداشت شده روز معلم در تهران است. شورا در این خصوص مواضع و اقدامات جدی خود را در آینده‌ای نزدیک اعلام خواهد نمود.

فرهنگیان عزیز!

ضمن سپاس از همراهی شما در تجمع روز معلم، به اطلاع می رساند تجمع روز پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت در پاسخ به فراخوان شورای هماهنگی در دهها شهر برگزار شد، این فراخوان در اعتراض به وضعیت موجود در آموزش و پرورش و همچنین مشکلات معیشتی بود. در روزهای قبل از تجمع حراست‌ها و نهادهای امنیتی کوشیدند با احضار و تهدید مانع تجمع شوند اما با حضور شما این مراسم بصورت مسالمت آمیز و در آرامش با قرائت قطعنامه پایان یافت اما در شهر تهران نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها با حمله به تجمع کنندگان حداقل نه نفر را بازداشت نموده اند  افراد بازنشسته متاسفانه بصورت غیرانسانی و همراه با خشونت دستگیر و روانه بازداشتگاه گیشا شدند. در این حمله غیرانسانی، آقای محمدتقی فلاحی دبیرکل کانون تهران، آقای رسول بداقی بازرس کانون تهران و خانم ها پروین اسفندیاری ، پروین صالحی ، شهپر بامداد، نزهت نیستانی و آقای فرامرز خداشناس از بازنشستگان شریف، دستگیر شدند همچنین دو نفر معلم زن نیز دستگیر شده‌اند که از وضعیت آنها خبری در دست نیست. ادامهٔ مطلب »

رضا سپیدرودی:الزامات تقویت جنبش مطالباتی علیه «آرایش جنگی» دیکتاتوری

گسترش همگرایی های مطالباتی و تقویت هسته مرکزی شالوده ریزی شده در بیانیه مشترک اخیر پیرامون حداقل دستمزد و بیانیه مشترک اخیر پیرامون اول ماه مه و پیوستن سایر نیروهای همسو. اختلافات خرد و ریز و کم اهمیت و فرقه گرایی ها را باید کنار گذاشت. همگرایی منعطف و بدور از مبانی مقیدکننده گروهی، از شروط حیاتی عمیق تر شدن جنبش مطالباتی و از فقرات مهم توده ای تر شدن دامنه این جنبش در شرایط حاضر است.

همزمان با سرکوب کارگران سندیکایی و فعالان کارگری و دانشجویی در برابر مجلس در تهران، خامنه ای در سخنانی فرمان داد که «مردم آرایش جنگی بگیرند». منظورش از «مردم» ، مردم در معنای رایج کلمه نبود، چرا که مردم ایران از دی ماه 96 به این سو با برپایی اجتماعات گستردۀ اعتراضی، با طرح شعارهایی مثل «دشمن ما همین جاست»، «پشت به دشمن، رو به میهن» نشان داده اند که دشمن اصلی خود را قبل از همه نظام جمهوری اسلامی و پیش از هر کس دیگری شخص ولی فقیه می دانند. بنابراین روشن است که برای مقاصد این نظام که آن را دشمن شماره اول خود می دانند هر کاری صورت دهند «آرایش جنگی» به خود نمی گیرند. منظور او مثل همیشه لباس شخصی ها، نیروهای انتظامی، سپاه، بسیج و مزدوران وارداتی حکومتی بود. آنها هستند که باید آرایش جنگی بگیرند و البته برای خونین کردن دهان مطالبه گران. فرمان «آرایش جنگی بگیرید»! تا جایی که به کارگران و زحمتکشان مربوط است، فرق زیادی با شعار «خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم» ندارد. این شعاری بود که شکنجه گران و قاتلان حکومت در آستانه قتل عام 67 در زندان ها و شرایط جام زهر خوردن خود می دادند. در این رابطه اشاره به چند نکته اهمیت دارد. ادامهٔ مطلب »

اسامی 44 نفر دستگیرشده در تظاهرات امروز اول ماه مه تاکنون: لیست مرتبا تصحیح می‌شود

اسامی 44 نفر دستگیرشده در تظاهرات امروز اول ماه مه تاکنون: لیست مرتبا تصحیح می‌شود

1. رضا شهابی
2. حسن سعیدی
3. فرهاد شیخی
4. وحید فریدونی
5. ناصر محرم‌زاده
6. رسول طالب‌مقدم
7. اسدالله سلیمانی
8. محمدعلی اصلانی
9. کامیار فکور
10. مرداس طاهری
11. محسن سلیمانی‌نژاد
12. هادی سلیمانی
13. مهدی عظیمی
14. ماهان صالحی
15. قاسم خالویی
16. محمد اصلاغی
17. خانم شیری
18. مهدی فخری
19. آنیشا اسداللهی
20. امیرمحمد طاهری
21. کیوان صمیمی ادامهٔ مطلب »

اسامی 29 نفر دستگیرشده در تظاهرات امروز اول ماه مه تاکنون: لیست مرتبا تصحیح می‌شود

اسامی 29 نفر دستگیرشده در تظاهرات امروز اول ماه مه تاکنون: لیست مرتبا تصحیح می‌شود

1. رضا شهابی
2. حسن سعیدی
3. فرهاد شیخی
4. وحید فریدونی
5. ناصر محرم‌زاده
6. رسول طالب‌مقدم
7. اسدالله سلیمانی
8. محمدعلی اصلانی
9. کامیار فکور
10. مرداس طاهری
11. محسن سلیمانی‌نژاد
12. هادی سلیمانی ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: