پایه های چپ درایران بپاخاسته اند! «گام دوم» خامنه ای ،دیکتاتوری خشن ترازچهل سال گذشته! گفتگوی رادیو پیام آزادی آدينه ۱ ٣ خرد اد ۱٣۹٨- ۲۱ ژوئن ۲۰۱۹ با محمد رضا شاگونی

فیروزگوران ازچهره های ماندگار روزنامه نگاری ایران و عضو سازمان ساکا بود و در جریان اعتصاب روزنامه نگاران در بدو انقلاب نقشی مهم داشت، یادش گرامی باد.چپ خانواده ای جهانی است. پایه های چپ(کارگران، زحمتکشان ،فرودستان و پائینی ها) در ایران بپاخاسته اند. چپ در تاریخ صد سال گذشته در ساختن هر چیز مترقی نقش کلیدی داشته است.

فیروزگوران ازچهره های ماندگار روزنامه نگاری ایران و عضو سازمان ساکا بود و در جریان اعتصاب روزنامه نگاران در بدو انقلاب نقشی مهم داشت، یادش گرامی باد.چپ خانواده ای جهانی است. پایه های چپ(کارگران، زحمتکشان ،فرودستان و پائینی ها) در ایران بپاخاسته اند. چپ در تاریخ صد سال گذشته در ساختن هر چیز مترقی نقش کلیدی داشته است. در حالی که خطر چنین رویاروئی هائی وجود دارد، امریکا بیش از پیش تحریم ها را تشدید می کند.ساقط شدن پهپاد امریکائی نشان می دهد، امریکا خود را برای لحظات حساس آماده می کند و تدارکات خطرناکی صورت می گیرد. اساس ماجرا این است که امریکا می خواهد شکست های خود را مخصوصا درخاورمیانه جبران و هژمونی خود را بازسازی کند..بیانیه دوم چهارده نفرجسورانه،فداکارانه وشجاعانه حرف مردم را می زند و بر این تاکید دارد که با جمهوری اسلامی و جناح های آن کنار نخواهیم آمد. باید در مقابل مادر عشقی و خواهرشهرام فرج زاده و… به احترام تعظیم کنیم. در حالی که با ریزش وسیع تر،در نیروهای رژیم و درحکومت روبرو هستیم،گماردن نیروهای کاملا مورد اعتماد شخص سید علی خامنه ای دراینجا و آنجا درسطوح مختلف برای آن که بتوانند با شرایط دشوارتر که با آن روبرو می شوند،چه درداخل وچه در خارج،درمقابل مردم مقاومت کنند.

اعلامیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه تداوم بازداشت دستگیرشدگان تجمع اعتراضی روز جهانی کارگر را محکوم می کنیم

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه دستگیری و زندانی کردن کارگران در تجمع اعتراضی روز جهانی کارگر همچنین زندانی کردن دیگر کارگران، معلمان و فعالان کارگری به دلیل فریادهای حق طلبانه شان که با اتهام های واهی امنیتی زندانی صورت گرفته را محکوم می کند و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آنان و توقف ادامه محاکمه دستگیرشدگان روز کارگر می باشد. همچنین خواسته و مطالبات کارگران باید بطور جدی از سوی مسئولان مورد توجه و رسیدگی قرار گیرد.
سندیکای کارگران شرکت واحد از همه ی تشکل های کارگری و معلمان در ایران و سراسر جهان و همچنین دانشجویان درخواست دارد با قید فوریت برای آزادی کارگران، معلمان و فعالان کارگری و دانشجویی زندانی از هیچ کوششی دریغ نکنند و با اتحاد و همبستگی ما را برای آزادی دستگیرشدگان یاری رسانند.

با گذشت ۵۴ روز از تجمع اعتراضی روز کارگر در مقابل مجلس، فشار بر دستگیر شدگان همچنان ادامه دارد. آنیشا اسدالهی که پس از دستگیری در تجمع اعتراضی روز کارگر بعد از سه روز بازداشت موقت با کفالت ۳۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود، عصر ۲۸ خرداد هنگام بازگشت از محل کار در خیابان مجددا بازداشت و ماموران با وی به خانه خودش و برادرش مراجعه می کنند و بعد از تفتیش، لب تاپ و لوازم جانبی متعلق به وی و برادرش را توقیف و او را به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل کرده اند. ایشان مدرس زبان انگلیسی می باشد.

سه تن دیگر از دستگیرشدگان روز کارگر خانم ها عاطفه رنگریز، ندا ناجی و مرضیه امیری با وجود اینکه بازجویی آنها بیش از یک ماه است به پایان رسیده  و باید برابر قانون و رویه جاری قضایی، بازداشت موقت شان خاتمه و آزاد می شدند اما به دلیل آزار و اذیت بیشتر و ایجاد ارعاب برای کارگران همچنان بازداشت موقت آنها  تمدید و زندانی هستند. خانم ها عاطفه رنگریز و ندا ناجی از فارغ التحصیلان دانشگاه و جویای کار و حامی حقوق کارگران هستند و خانم مرضیه امیری دانشجو و خبرنگار می باشد. پیگیری و مراجعات خانواده های آنها به مسئولان امنیتی و قضایی تا به امروز بی نتیجه و هیچ پاسخ روشنی دریافت نکرده اند. ادامهٔ مطلب »

«کمپین آزادی بازداشتی‌های هفت‌تپه و زندانیان ترقیخواه»

در شرایطی که وضعیت کارگران و زحمتکشان و مزدبگیران تا مرز فروپاشی رو به وخامت گذاشته، تعرض به زندگی و سلب آزادی از آنان و متحدانشان نه تنها فرصت زندگی بهتر را از آنان دریغ کرده که حق اعتراض آنان را نیز محترم نشمرده و تلاش برای استیفای حقوق به تاراج رفته را در تقابل با امنیت ملی قلمداد می‌کند.
این کمپین با رد این اتهامات از بن بی‌اساس در تلاش است که برای آزادی هرچه زودتر و بی قید و شرط آنان از تمام امکانات موجود خود استفاده کرده و از تمام کارگران و فعالان کارگری، تشکل‌های مستقل کارگری داخلی و بین‌المللی، دانشجویان، خانواده‌های زندانیان سیاسی و ترقی‌خواه، حامیان طبقه کارگر، همه رسانه‌ها و تمام آنانی که دل در گرو آزادی و برابری دارند می‌خواهد که در جهت به فعل رساندن این هدف به این کمپین پیوسته و تا آزادی این عزیزان همبسته و همگام صدای زندانیان هفت‌تپه باشند.

کارگران، معلمان، دانشجویان، بازنشستگان، روشنفکران و مردم آزادیخواه و برابری‌طلب!

چند ماه است که تعدادی از کارگران و فعالان کارگری در ارتباط با اعتراضات کارگران هفت‌تپه در زندان به سر می‌برند و گروهی بیرون از زندان و تحت بازجویی و فشار مداوم قرار دارند. کارگرانِ هفت‌تپه به زندگی زیر خط فقر و شرایط اسفبار معیشتشان و تاراج اموالشان در غالب خصوصی‌سازی اعتراض کرده بودند و با  اعتصابات‌شان این شرایط غیرانسانی را به گوش جامعه رساندند. زمانیکه اختلاسگران و ارزبگیران در رفت و آمد میان ایران و کانادا بودند؛ اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت‌تپه، سپیده قلیان فعال اجتماعی و اعضای تحریریه نشریه مستقل گام ، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز الهیاری و امیر امیرقلی، تحت بازداشت عوامل امنیتی قرار گرفتند و تاکنون در مظان انواع اتهامات واهی و بی‌اساس امنیتی قرار گرفته‌اند. کارگران و زحمتکشان مطالبه‌ی «نان کار آزادی»می‌کنند اما پاسخ وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی ساخت مستند، پرونده‌سازی و زندان و شکنجه است. ادامهٔ مطلب »

فرج سرکوهی:سانسور پیشینه چپ گوران در رسانه های داخل و خارج

چرا سایت‌های بی.بی.سی فارسی، صدای آمریکا، دویچه وله، رادیو فردا، ایران اینترناسیونال و.. همراه و همزبان با خبرگزاری‌های دولتی و نیمه دولتی فارس، ایرنا، ایلنا، ایسنا و.. «همه با هم» پیشینه سیاسی و چپ فیروز گوران را در زندگی‌نامه او سانسور کردند؟
چرا اغلب این رسانه‌ها از اشاره به دستور آقای خمینی برای بستن روزنامه آیندگان، که همراه با حمله به دفتر کانون نویسندگان از نخستین گام‌ها در بستر سرکوب آزادی‌های برآمده از انقلاب و تحمیل استبداد اسلامی بر ایران بود نیز خودداری کردند؟.

سانسورِ پیشینه سیاسی این بار نه فقط در بی.بی.سی فارسی که در اغلب رسانه‌های داخل و خارج.

چرا سایت‌های بی.بی.سی فارسی، صدای آمریکا، دویچه وله، رادیو فردا، ایران اینترناسیونال و.. همراه و همزبان با خبرگزاری‌های دولتی و نیمه دولتی فارس، ایرنا، ایلنا، ایسنا و.. «همه با هم» پیشینه سیاسی و چپ فیروز گوران را در زندگی‌نامه او سانسور کردند؟

چرا اغلب این رسانه‌ها از اشاره به دستور آقای خمینی برای بستن روزنامه آیندگان، که همراه با حمله به دفتر کانون نویسندگان از نخستین گام‌ها در بستر سرکوب آزادی‌های برآمده از انقلاب و تحمیل استبداد اسلامی بر ایران بود نیز خودداری کردند؟.

سال گذشته که سایت بی. بی. سی فارسی به هنگام درگذشت عزت الله انتظامی پیشینه سیاسی (چپ) و کارنامه آموزشی او را به دلیل پیوند با تعلقات چپ او سانسور کرد، نوشتم:
«بی بی سی فارسی در دو متن خود نه فقط بار دیگر بی سوادی سردبیری سایت را به نمایش گذاشت که چون برخی رسانه‌های فارسی زبان داخل و خارج کشور، بخش مهمی از سوابق آموزشی و سیاسی انتظامی را، بر اساس سیاست حذف چپ از رسانه ها و تاریخ، سانسور کرد.» ادامهٔ مطلب »

فقه، مقوله ای هولناک است! نماز نمی خوانی؟ مهدورالدم! شهیدعلیرضا شیرمحمد علی با این رشادت و شجاعت باید سازمانگر طلائی جنبش مردم می بود. گفتگوی رادیو پیام آزادی در آدينه ۲۴ خرداد ۱٣۹٨ – ۱۴ ژوئن ۲۰۱۹ با محمدرضا شالگونی

فقه، مقوله ای هولناک است!
نماز نمی خوانی؟ مهدورالدم!
شهیدعلیرضا شیرمحمد علی با این رشادت و شجاعت
باید سازمانگر طلائی جنبش مردم می بود.
گفتگوی رادیو پیام آزادی
در آدينه ۲۴ خرداد ۱٣۹٨ – ۱۴ ژوئن ۲۰۱۹ با
محمدرضا شالگونی

در مقابل این کشتارها، شورش کنیم! سیدعلی خامنه ای خود، «خدا» ست. بیانیه چهارده نفره درداخل بیانیه ای شجاعانه است. این بیانیه نوعی تغییررژیم را بیان می کند. اقدام شجاعانه و درخشانی است که بیان فضای عمومی در داخل کشور است. در بیانیه دوم حرف درستی زده می شود، مذاکره کنید! نشانه های زوال جمهوری اسلامی دیده می شود.

پرجمی به رنگ خون سرخ ستار و علیرضا‎

در جریان خاک سپاری علیرضا ٬ مادران داغداری که همانند مادر علیرضا فرزندشان را در راه مبارزه با رژیم منحوس جمهوری اسلامی از دست داده اند حضور داشتند .حالا مادر علیرضا به ارتش مادرانی می پیوندد که نمی خواهند خون فرزندانشان پایمال شود . اینک مادر علیرضا با مادر ستار بهشتی که او هم در زندان کشته شد هم آواز شده است .گوهر عشقی ٬ مادر ستار از زمان کشته شدن ستار زیر شکنجه بدست بازجویان جمهوری اسلامی ٬ یک دم خاموش نشده است .مادر علیرضا می تواند همچون گوهر سنگر جدیدی از مقاومت برپا کند .سنگری که بر فراز آن پرچمی به رنگ سرخ خون ستار و علیرضا به اهتزاز در آمده است

قتل فحیع علیرضا شیر محمدی جوان ۲۱ ساله از محله نازی آباد تهران در زندان فشافویه بدست زندانیان جنایتکار ٬ موجی از نفرت نسبت به حاکمیت در ایران را موجب شده است . علیرضا تنها فرزند خانواده ٬ علنا علیه جمهوری اسلامی فعالیت می کرده است .انتقاد های علیرضا که از طریق رسانه های مجازی منتشر می شده ٬ نه تنها سیاسی بلکه ایدئولوژیک هم بوده است .او پایه و ارکان نظام جمهوری اسلامی را هدف انتقادهای خود قرار می داده است . به همین دلیل او دستگیر و به ۸ سال زندان محکوم می شود . برای شدت دادن به تنبیه او ٬ به جای قرار گرفتن در زندان سیاسی ٬ او را به میان زندانیان جنایتکار می فرستند تا تنبیه مضاعفی را متحمل شود . زندان فشافویه از جمله بدنام ترین زندان های جمهوری اسلامی است که زندانیان جنایتکار خطرناک در آن قرار دارند . علیرضا طی نامه ای که در فروردین امسال متشر شد با صراحت وضعیت زندان فشافویه را مورد انتقاد اقرار داد. در این نامه او متذکر می شود که این زندان به دلیل شرایط بسیار وخیمش نه تنها جای زندانیان سیاسی ٬ بلکه جای هیچ زندانی نیست . علیرضا به همراه یک زندانی سیاسی دیگر به نام سهیل عربی که او هم در همین زندان به سر می برد به نشانه اعتراض ٬ اعتصاب غذا می کنند . ولی مسئولان زندانی به درخواست های آنان اعتنایی نمی کنند . در شب حادثه دو زندانی جنایتکار خطرناک که در سلول های دربسته نگهداری می شدند از سلول خای خود خارج شده و به زور علیرضا را به داخل سلول خود می کشانند و با وارد کردن ضربات متعدد کارد علیرضا را می کشند . باز بودن در سلول این جنایتکاران در شب جادثه ٬ گواه بر آن است که مسئولان زندان در انجام این حادثه دخیل بوده اند . چگونه می شود که در همیشه بسته ی سلول این جانیان باز بوده باشد ؟ آنها چه دلیلی برای کشتن این جوان داشته اند ؟ آیا به غیر از این است که این جنایت با سازمان دهی از بالا صورت گرفته است ؟ ادامهٔ مطلب »

احضار عثمان اسماعيلي، فعال كارگري، از روي تخت بيمارستان به زندان!

احضار عثمان اسماعيلي، فعال كارگري، از روي تخت بيمارستان به زندان!

عثمان اسماعيلي، كارگر نقاش و فعال جنبش كارگري، در گفتگو با راديو ندا (با صدايي رنجور و دردمندانه در روي تخت بيمارستان) با بيان اينكه از مبارزه عقب نشيني نخواهد كرد، گفت : » ما كارگران از زندان نمي ترسيم!»

گوش كردن فايل صوتي با مديا پلير

گوش كردن فايل صوتي با ريل پلير

یادنامه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) عیدی نازنین ،خدا حافظ !

اینک رفیق عیدی نعمتی دیگر در میان ما نیست ، اما نام و یاد او همیشه با ما خواهد بود و تا پیکار برای سوسیالیسم ، آزادی ، برابری و همبستگی تبار انسانی ادامه دارد ، فراموشی نخواهد دید. درگذشت عیدی عزیز را به همسر گرامی اش سوسن و به فرزندان اش مارال و سیاوش و همه دوستان و همرزمان او تسلیت می گوئیم و شریک اندوهان شان هستیم. عیدی نازنین ، خدا حافظ !
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، دمکراسی و سوسیالیسم

دیروز (جمعه ۱۷ خرداد) راه کارگر یکی اعضاء و هم رزمان ثابت قدم خود را از دست داد. عیدی نعمتی ، مبارز خستگی ناپذیری که از آغاز شکل گیری سازمان ما ، برای پیکار سوسیالیستی سنگر راه کارگر را برگزیده بود ، پس از یک بیماری طولانی ، در شهر تورنتو (کانادا) چشم از جهان فرو بست.

عیدی در آغاجاری خوزستان پا به جهان گذاشت ، در آغاز سال ۱۳۳۳ ؛ و به این مناسبت فرخنده بود که پدر و مادرش او را «عیدی» نام دادند. او در یک خانواده کارگری قد کشید و از همان آغاز هویت طبقاتی خود را دریافت و همیشه به آن وفادار ماند. و با همین هویت بود که به ادبیات و شعر روی آورد و نوشتن را از روزنامه دیواری دبیرستان آغاز کرد. او خود در این باره گفته است: «در فضایی که بوی بابونه و نفت می داد، دنیا را نظاره می کردم و برای فهم زندگی به کتاب پناه می بردم. از آن جا که در جوامع استبداد زده ، دیواری مرز هنر و ادبیات را از سیاست جدا نمی کند ، سر بر بالش سیاست گذاشتم و خواب های آشفته که تا هم اکنون ادامه دارد ، شروع شد. چند سالی نیز به گفته زنده یاد به آذین «مهمان آقایان» بودم. آن گاه که روی صدای مردم به ساحل زندگی باز آمدم ، هنوز عرق ها خشک نشده آواره دنیا شدم. در تمام این سال ها شعر همدم و همراه من بوده در گذر از چم و خم روزگار. اگر تاریخ از رویدادها فاصله می گیرد تا آنها را بازگو کند ، هنر و ادبیات از درون با هستی و گذران آدمی سر و کار دارد و شعر نزدیک ترین و درونی ترین روایتگر آدمی است». ادامهٔ مطلب »

در گذشت شاعر زحمت کشان ایران ، عیدی نعمتی

در تبعید ، عیدی در هیاهوی کار و زندگی گم نشد .خاطره یاران به خاک و خون افتاده و در غل و زنجیر یک دم او را رها نکرد.کنار هر دیواری رفیقی را می دید که به دسته ی تیرباران خیره شده است . وای که چقدر سوراح روی دیوار ها بود :
چقدر سوراخ روی این دیوار است
وگوش که بر دیوار می‌گذارم 
صدای رودخانه می‌آید 
صدای بال بال زدن پرندگان 
صدای انسان می‌آید 
فریادهای تکه تکه شده 
چقدر نام روی این دیوار است 
و چقدر مثل هم گُر گرفته‌اند نام‌ها 
چقدر چهره روی این دیوار است 
چقدر سوراخ روی این دیوار است 
یاد شاعراانقلابی کمونیست ، عیدی نعمتی گرامی باد.

عیدی ، با تنی که با شلاق های شاه و شیخ آشنا بود در اوائل دهه شصت ، به لشکر آوارگان تبعیدی پیوست .در این سال های طولانی تبعید ، تا واپسین نفس های حیات از خلق آثار ادبی باز نایستاد . عیدی که قد کشیده در یک خانواده کارگری در آغاجاری بود و از کودکی بوی نفت و بابونه را با هم استشمام کرده بود نمی توانست آن همه  خاطره را فراموش کند . روح با احساس او که همراه توده های کار و زحمت از همان نوجوانی به پرواز درآمده بود خیال آرام و قرار گرفتن نداشت .عیدی با هرصحنه ی طبیعت به وجد می آمده و عاشقانه می سرود :

سودایی ام می کند این باد
و چمدان خیالم
همراه مسافرانِ جهان
به هر سو می رود.
با دستمالی خیس
از عرقِ پرندگانی
که از آسمانِ خیالم می گذرند
دیریست
ایستاده ام
زیر این آسمانِ اخمو  

عیدی نعمتی، شاعر، فعال سیاسی و عضو قدیمی سازمان ما، سحرگاه امروز در نبردی چند ساله با بیماری، از میان مان رفت. یادش گرامی باد

عیدی نعمتی، شاعر، فعال سیاسی و عضو قدیمی سازمان ما، سحرگاه امروز در نبردی چند ساله با بیماری، از میان مان رفت. یادش گرامی باد

عیدی نعمتی
از میان ما رفت

عیدی نعمتی، شاعر، فعال سیاسی و عضو قدیمی سازمان ما، سحرگاه امروز در نبردی چند ساله با بیماری، از میان مان رفت. یادش گرامی  باد

به قول خودش:

کمی بیشتر از همیشه دوستت دارم

کمی از بیشتر از همیشه دوستم بدار

شاید سهم فردا را نبینیم

اینجا

سرزمین بادها،

گم شدن های ناگهانی است؛

بیانیه جمعی از معلمان و فعالان مدنی در اعتراض به زمینه سازی برای صدور حکم انفصال از خدمت معلم زندانی محمد حبیبی

محمد حبیبی و تمام معلمان دربند باید فورا آزاد گردند و به سر کلاس درس برگردند. این خواسته مهم و جدی ماست و در هر مکان و زمان آن را مطالبه خواهیم نمود.
ما همه محمد حبیبی هستیم
هموطن عزیز !
شما نیز می توانید با امضای این بیانیه با محمد حبیبی اعلام همبستگی نمایید
لطفا وارد فرم نگار شده نام و نام خانوادگی خود را ثبت نمایید.
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSd1wUE4TwhD2vtRNGPEY_sw4hQjBe9Erdp435KemXws4Rt4Ow/viewform

بیش از یک سال از بازداشت فعال صنفی، محمد حبیبی می‌گذرد و هنوز وزارتخانه به درخواست مرخصی بدون حقوق وی پاسخ مثبت نداده و پیگیری‌ها نشان می‌دهد که وزارتخانه قصد دارد با صدور حکم انفصال از خدمت زمینه‌های اخراج این فعال صنفی زندانی را مهیا نماید.

محمد حبیبی یک فعال صنفی عدالتخواه، شجاع و آگاه است و بخاطر مطالبه‌گری صنفی و آموزشی در زندان است. همه ما می دانیم این فعال صنفی در یک دادرسی ناعادلانه به ده سال و نیم زندان و هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم گردید و #حکم_انفصال_از_خدمت پیش رو ، ادامه #حکم_زندان_و_شلاقی است که ظالمانه برای وی صادر شده است.

ما امضاکنندگان این بیانیه ضمن اعتراض به زندانی نمودن فعالان صنفی و مدنی بخصوص محمد حبیبی نسبت به صدور حکم انفصال از خدمت این فعال صنفی به مسئولان هشدار می دهیم و مسئول شرایط اسفناک جامعه و شرایط بحرانی آموزش و پوررش را نهادهای حاکمیتی و مسئولان کشور می دانیم.

سری اول، ذوم و سوم اسامی

ادامهٔ مطلب »

(ثریا ابوالفتحی) ۲۰ ساله ، هوادار سازمان مجاهدین، دانشجوی رشته زیست شناسی دانشگاه تبریز، با جنین ۶ ماهه در بطن و بعد از سه ماه دستگیری ،در زندان تبریز گلوله باران شده است!

(ثریا ابوالفتحی) ۲۰ ساله با جنین ۶ ماهه در بطن و بعد از سه ماه دستگیری ،در زندان تبریز گلوله باران شده است!

ثریا ابوالفتحی در سال ۱۳۴۰ در تبریز متولد شده است. در زمان دستگیری دانشجوی رشته ی زیست شناسی دانشگاه تبریز بود. ثریا با مسعود ذاکری ازدواج کرده بود. برادر بزرگ ثریا(علی ابوالفتحی) رئیس کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی و برادر دیگرش دکتر ابوالفتح ابوالفتحی که استاد و مرادم بود از قضات شریف و باسواد دادگستری و رئیس دادگاه جنائی در تبریز بود. نیمه‌شب چهارشنبه ۲۸مرداد ۱۳۶۰، پاسداران به‌ خانه ثریا و همسرش حمله کردند، ثریا که همواره پیش از خود به‌ زندگی دیگران می‌اندیشید، در ابتدا به‌ همسرش کمک کرد تا از خانه خارج شود و از حلقه ی محاصره بیرون رود، اما این‌ کار به‌قیمت دستگیری خودش تمام شد . بلافاصله دستگیر و به‌ زندان تبریز منتقل گردید و پس از سه ماه شکنجه در حالی برای طفل شش ماه های حامله بود ،آماج سرب سوزان پاسداران جمهوری اسلامی قرار گرفت. شوهرش نیز یک سال بعد در مشهد دستگیر و در زندان تبریز اعدام شد. متاسفانه تمام تلاشهای زنده یادان علی و دکتر ابوالفتح ابوالفتحی، برای جلوگیری از اعدام خواهر جوان باردارشان، بی نتیجه ماند!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: