رامین حسین پناهی توسط مسئولان زندان مرکزی سنندج تهدید به قتل شد

در ارتباط تایید حکم این زندانی سیاسی، ۳ تن از کارشناسان سازمان ملل، در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ با انتشار بیانیه‌ای خواستار توقف حکم اعدام وی شدند و نگرانی خود برای بدرفتاری و شکنجه زندانیان در ایران اعلام کردند.
حکم اعدام رامین حسین‌پناهی، در حالی صادر و ابلاغ شد، که وی تمامی اتهام‌های انتسابی به خود را رد کرده و وکیل این زندانی سیاسی کُرد نیز این حکم را غیرمنتظره و ناعادلانه تلقی کرده بود.

در حالی که تلاش های مردمی و جامعه جهانی برای توقف حکم اعدام رامین حسین پناهی ادامه دارد، مسئولان زندان رامین حسین پناهی تهدید به قتل کردند.صبح امروز چهارشنبه، عباسی رئیس حفاظت زندان مرکزی سنندج همراه با چند مامور، رامین حسین پناهی را به قتل تهدید کرد، وی به رامین گفته که اگر اعدامت نکنند توسط عوامل ما در این زندان به قتل خواهی رسید.گفتنی است که رامین حسین پناهی از زمان انتقال به زندان مرکزی سنندج، بارها توسط همین عباسی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.رامین حسین پناهی، فعال سیاسی محکوم به اعدام در حالی که از درد و عفونت کلیه رنج می برد، از دسترسی به پزشک محروم است. همچنین مدتی پیش افشین حسین پناهی، دیگر برادر رامین نیز توسط مسئول حفاظت زندان سنندج به نام «عباسی» مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. ادامهٔ مطلب »

Advertisements

مادر گلی آبکناری، یکی دیگر از مادران خاوران، از میان ما رفت! منصوره بهکیش

مادر گلی، دو دخترش ویدا و پروین و یک پسرش روزبه و دامادش مهران شهاب الدین را در این حکومت ستم کار از دست داد.

با تأسف و اندوه فراوان، امروز دوم تیرماه ۱۳۹۷، خانم دلبر گلی آبکناری(مادر آبکناری) از مادران و خانواده‌های خاوران، پس از گذراندن نزدیک به پنج سال بیماری کهولت سن و آلزایمر در منزل دخترشان نکیسا در تهران از میان ما رفتند.

مادر گلی، همیشه خنده‌ای صمیمی بر لب داشت و بسیار مهربان بود و عکس هایی کوچک از دختران و پسر و دامادش را در خاوران به همراهش می آورد. او یکی از مادرانی بود که همیشه، تا زمانی که توان راه رفتن داشت، در خاوران حضور می یافت و کنار فرزندانش می‌نشست و با دست‌های کوچکش آنجا را می آراست و ریز ریز گریه می کرد.

مادر گلی، دو دخترش ویدا و پروین و یک پسرش روزبه و دامادش مهران شهاب الدین را در این حکومت ستم کار از دست داد.

مادر عزیزمان را فردا ساعت ده و نیم صبح در ابن بابویه شهر ری، نزد بابا گلی به خاک می سپارند. ادامهٔ مطلب »

پدر سالخورده رامین حسین پناهی: دیروز نیروهای امنیتی من را بە زور بە جایی بردن و تهدید کردن کە علیە پسر خودم حرف بزنم (فیلم)

اعلامیه سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) در محکومیت گسترش سرکوب برای مقابله با شادی مردم، می خواهند از زندانیان سیاسی ـ عقیدتی انتقام بگیرند!

سازمان ما اقدامات جنایتکارانه حاکمان اسلامی در انتقام گیری از فرزندان مردم کشورمان را به شدت محکوم کرده و بر این باور است  که این سیاست خللی در اراده پولادین این مردم برای احقاق حقوق غصب شدۀ خود وارد نخواهد کرد. ما از همه فعالان سیاسی و مدنی و همه احزاب و سازمان ها تقاضا داریم برای جلوگیری از اجرای حکم غیرانسانی اعدام  محمد ثلاث و رامین حسین پناهی از تمامی امکانات خود استفاده کرده و افکار عمومی مردم ایران و جهان را نسبت به این جنایات سازمان یافته آگاه تر سازند و فشار عمومی و گسترده ای بر حاکمان جمهوری اسلامی را سازمان دهند. نباید گذاشت خون این انسان های شریف بر زمین ریخته شود.

خانواده محمد ثلاث از دستگیرشدگان دراویش گنابادی، از همه مردم تقاضای کمک کرده و خبر داده اند روز شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۷ از زندان رجایی‌شهر با آنها تماس گرفته و گفته اند که روزيكشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۷  برای آخرین ملاقات با محمد ثلاث به زندان بروند . فرزندان محمد ثلاث نیز با انتشار ویدئوئی ضمن اعلام بی گناهی پدرشان، برای نجات او از همه مردم تقاضا کمک کرده اند. هم زمان زینب طاهری وکیل محمد ثلاث در کانال تلگرامی‌اش نوشته:« شاهدان جدیدی داریم که حاضر به شهادت شده اند که راننده اتوبوس یک مرد جوان بوده است.» با این مدرک جدید نه تنها بررسی دوباره پرونده لازم می شود ، بلکه نیمه پنهان مقاصد قوه قضائیه جمهوری اسلامی و مقامات امنیتی در فریب  افکار عمومی و ماهیت واقعی اقدام راندن اتوبوس به میان نیروهای انتظامی و قصدشان برای انتقام از دراویش برجسته تر نیز می گردد. ادامهٔ مطلب »

نامه سرگشاده مادر رامین حسین پناهی به خانم فدریکا موگرینی قلب مرا هم روی میز مذاکره بگذارید.

این روزها من و فرزند دلبندم قلبمان بهم وصل است . من میدانم که برای فرزند کوچکم رامین این لحظات چقدر سخت است کابوس اعدام، و میخواهم شما هم لحظه ای به این احساس من نزدیک شوید و خودتان را جای من بگذارید و کاری کنید که این فاجعه اتفاق نیفتد، شما میتوانید و من صمیمانه از شما میخواهم این کار را بکنید. رسما و بطور جدی بخواهید رامین اعدام نشود.
با احترام شرافت زرینی مادر رامین حسین پناهی

این نامه یک مادر است از یک شهر کوچک در کردستان ایران، مادری که قلبش هر روز در تب و تاب است ، چرا که جگر گوشه اش ممکنست در زندانی در همین نزدیکی ها ، بعد از اتمام ماه رمضان اعدام شود. میدانید یعنی چه، از فکر این فاجعه بخود میلرزم و و از کلمه اعدام نفرت دارم.
شنیدم خودتان مادر هستید و دو دختر دارید، پس میتوانید یک لحظه از سیاست فاصله بگیرید و بحرفم گوش دهید با جان دل گوش دهید.
من یک مادر دردمندم، از سی سال پیش درد را شناختم و سالها است که دربدر دنبال فرزندانم هستند، فرزندانی که از عدالت گفتند و برای بهبود اوضاع کوشیدند. ولی در اینجا همه چیز ممنوع است. ما در جهنم زندگی میکنیم و این روزها زندگی من به تمام معنا جهمنی است.
رامین حسین پناهی که حتما اسمش را شنیده اید و عکس اش را دیده اید، فرزند دلبند من است. او هر کاری کرده باشد ، نباید کشته شود. آیا این حرف ناحقی است که من میزنم. او یک فعال سیاسی است ، پرونده سازیها شده و اکنون در یک قدمی مرگ است. ادامهٔ مطلب »

جزئيات اعدام بی صدای مجرمی که در کودکی مرتکب قتل شد/ تا یک ساعت بعد از اعدام جان داشت و نبضش می زد

بعد از اجرای حکم و زمانی که توی آمبولانس می خواسته اند کاور مرگ را ببندند متوجه می شوند علی هنوز نفس می کشد و نبضش فعال است. او را سریع به بیمارستان منتقل می کنند و عملیات احیا انجام می شود. اما علی که قلبش تمام این سالها ناتوان بوده، بعد از یک ساعت دست و پنجه نرم کردن با هیولای مرگ ، در نهایت جان می دهد.

ماهرخ غلامحسین پور؛ ايران واير – علی کاظمی، جوانی که در کودکی مرتکب قتل شده بود، ظهر دیروز تا یک ساعت بعد از اعدام جان داشت و نبضش می زد. او از صبح علی الطوع تا ظهر برای اجرای حکم اعدام در صحنه ماند، بعد از مرگ هم به آسودگی نمرد. سازمان عفو بین الملل مرگ او را «بیرحمانه» توصیف کرد. او وقتی مرتکب قتل شد یک کودک پانزده ساله بود و قصد قبلی برای قتل نداشت.

علی ملقب به شهرام هفت سال در زندان مرکزی بوشهر ماند. در تمام این لحظه ها کابوس اعدام رهایش نکرد، لابد بارها حین ملاقات با مادرش از ترس هایش گفته. لابد هزاران بار به چهره مرد بی گناهی فکر کرده که دست او را از سر یک خشم آنی کودکانه از زندگی کوتاه کرده ، و زیر سایه سنگین احساس گناه ، کاهیده و ترسیده تا از نوجوانی به جوانی رسیده. به سن بیست و دو سالگی.  ادامهٔ مطلب »

نامه آتنا دائمی از زندان: برگ برگ تاریخ این سرزمین را با دادخواهی به ثبت برسانیم

عبدالرضا در ۱۷ سالگی و در سال ۵۹ بازداشت و به سه سال زندان محکوم شد، اما تا سال ۶۷ و اضافه تر از حکم صادره، در واقع بدون حکم در زندان ماند و سپس اعدام شد و جز ساکی از لباس‌های خونی هیچ چیز به خانواده وی داده نشد حتی آدرس و نشانی از محل دفن. علیرضا در ۱۷ شهریور ۶۰ بازداشت و ۲۸ شهریور ۶۰ در کمتر از ۲۰ روز به طرز نامعلومی کشته شد.
در مراسم شب هفتم کشته شدن ایشان مادرشان “گرجی شیری پور” و خواهرشان رقیه بازداشت شدند.

در پی پذیرش شکایت مریم اکبری منفرد توسط گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل درباره رسیدگی به پرونده برادر و خواهرش که در کشتار سال ۶۷ اعدام شده اند، آتنا دائمی، کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین با نگارش نامه ای سرگشاده واکنش نشان داده است. خانم دائمی این پذیرش را موفقیتی ارزنده توصیف کرده و اظهار امیدواری کرده است این راه توسط سایر قربانیان نقض حقوق بشر در ایران نیز پیموده شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادخواهی مریم اکبری منفرد درباره قتل اعضای خانواده اش که از فعالان سیاسی بودند سرانجام با پذیرش شکایت او توسط گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل به موفقیت رسید. این مسئله تحولی روشن در امر پیگیری عاملان قتل عام های زندانیان سیاسی در دهه شصت در ایران محسوب می شود.  ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: