سالگرد کشتار جمعی ٣٣ جوان سوسیالیست حامی کوبانی در پرسوس

جرن چوبان ریاست مشترک فدراسیون جمعیت‌های جوانان سوسیالیست می‌گوید حزب حاکم عدالت و توسعه و کاخ ریاست جمهوری اردوغان که به دنبال پیروزی چشمگیر حزب دمکراتیك خلق‌ها در انتخابات پارلمانی دچار شکست سنگینی شده بودند حساب آنرا با جوانان سوسیالیست حامی کوبانی تسویه کردند.

امروز بیستم ژوئیه دومین سالگرد کشتار جمعی ٣٣ جوان سوسیالیست حامی کوبانی در پرسوس است. جوانانی که وقتی کوبانی در محاصره ارتش ترکیه و داعش قرار داشت به نوار مرزی رفته بودند تا به مقاومت حماسی کوبانی کمک کنند. جرن چوبان ریاست مشترک فدراسیون جمعیت‌های جوانان سوسیالیست در سالگرد این واقعه طی گفتگویی با خبرگزاری فرات می‌گوید حزب حاکم ترکیه با انجام این کشتار در واقع اتحاد خلق‌های کرد و ترک را هدف قرار داده بود.
جرن چوبان ریاست مشترک فدراسیون جمعیت‌های جوانان سوسیالیست می‌گوید حزب حاکم عدالت و توسعه و کاخ ریاست جمهوری اردوغان که به دنبال پیروزی چشمگیر حزب دمکراتیك خلق‌ها در انتخابات پارلمانی دچار شکست سنگینی شده بودند حساب آنرا با جوانان سوسیالیست حامی کوبانی تسویه کردند.

حزب دمکراتیك خلق‌ها، ه.د.پ در انتخابات هفتم ژوئن ٢٠١۵ با کسب قریب هشتاد کرسی پارلمان، حزب عدالت و توسعه را از تشکیل دولت تک حزبی بازداشته بود و این موضوع باعث اقدامات انتقام‌جویانه اردوغان شد. ادامهٔ مطلب »

بهروز سورن: جنایت کاری بی مرز بنام علی فلاحیان

کوتاه پس از این واقعه گروههای چند نفره مسلح به افراد مسلح نزدیک می شوند و آنها را خلع سلاح میکنند و تسلیحات را به کمیته ( مساجد ) انتقال می دهند. همان کمیته هایی که فلاحیان از بانیان آن ها ست. در حقیقت طرح خلع سلاح عمومی مردم و تشکیل نیروی مسلح سرکوب رژیم اسلامی از همان روز پیروزی انقلاب شروع می شود. فلاحیان جنایتکارمسئولیت های خود را در نقش حاکم شرع شهر آبادان آغاز میکند و تا به امروز در مناصب مختلف حکومتی ادامه میدهد. از جمله افتخارات وی سازماندهی مزدوران و لباس شخصی ها تحت عنوان کانون اسلامی بیکاران در شهر آبادان برای مقابله با نفوذ چپ در میان کارگران است.

روز هجوم نظامی گارد شاهنشاهی به خیابانهای اصلی شرق تهران در سال 1357 را بیاد دارم. ارتش آهنین! و ابدی شاهنشاهی رمقی برایش نمانده بود و بسیاری از پرسنل آن به دلائل متفاوت از فرمان مافوق خود سرپیچی می کردند. از منابع بسیاری از جمله همافران تسلیحات زیادی بدست مردم افتاده بود.

همه چشمهای اطرافیان سلطنت هم اکنون به گارد سرسپرده شاه  دوخته شده بود. ارابه نظامی این گارد نیز با نفربرها و تانک ها و هلی کوپتر های در پرواز, بسوی خیابان تهران نو و از آنجا به سمت میدان فوزیه سابق بحرکت در آمده بود. کمیته های انقلاب بسرعت شکل می گرفتند و مساجد محل مکان استقرار آنها شده بود.

محمد همافر پس از مقاومتی سنگین از درون فرودگاه مهرآباد خود را به محله ما رساند و با چهره ای خسته و وحشت زده اسلحه ژ ث همراه خود را بمن میدهد و میگوید: میخواهم بروم کمی بخوابم. امانتی او را روی شانه می اندازم و بهمراه یکی از دوستان که فعالانه از ابتدای اعتراضات جنبش را همراهی کرده , به بام بلندترین ساختمان محله میروم و بر بام آن حرکات هلی کوپترهای نظامی را تحت نظر میگیرم. با شنیدن همهمه ها و شعار ها و فریاد ها حول و حوش خیابان تهران نو به مردم حاضر در صحنه می پیوندم. بوی آتش و دود و خون و بنزین به مشام میرسد. زخمی ها توسط جوانان به خارج از صحن خیابان حمل می شوند. بر تعداد حاضران در خیابان و اطرافش هر لحظه اضافه می شود ادامهٔ مطلب »

جسد بچه‌هایمان را تحویل ندادند، می‌خواهند گورشان را خراب کنند

این روایت پر از هق هق گریه یک مادر است؛ مادری که فرزندش را در جریان اعدام های دهه ۶۰ از دست داده است و اکنون در قبرستانی در اطراف اهواز دنبال نشانه های برجای مانده از جگرگوشه اش می گردد.

«بچه‌های ما را در گورهای دسته جمعی دفن کردند؛ یک کانال کنده و همه را کنار هم دفن کرده و روی کانال را با سیمان پوشانده بودند. بعد از مدتی هر کس اسم عزیزش را روی یک تکه سنگ مرمر نوشت و گذاشت تا نشانی مزار را گم نکند.»

این روایت پر از هق هق گریه یک مادر است؛ مادری که فرزندش را در جریان اعدام های دهه ۶۰ از دست داده است و اکنون در قبرستانی در اطراف اهواز دنبال نشانه های برجای مانده از جگرگوشه اش می گردد.

گورهای جمعی اهواز در یک تکه زمین بایر در سه کیلومتری شرق گورستان «بهشت آباد» واقع شده است: «قبلا آن زمین نخلستان بود که تبدیل به بیابان شده بود. از بهشت آباد که بیرون می آمدی، یک جاده خاکی و متروکه بود که خانواده ‌ها با ماشین خودشان را به آن‌جا می‌رساندند. اعدامی‌های سال‌های 61 و  62 اول در آن جا دفن شدند تا رسید به سال 67 و اعدامی‌های 67 را هم همان جا دفن کردند.» ادامهٔ مطلب »

کوچکِ بزرگ! برای رفیق مهران شهاب‌الدین*

*رفیق مهران شهاب الدین، چریک فدائی خلق و زندانی سیاسی زمان شاه؛ از بنیان گزاران سازمان راه کارگر و عضو کمیته مرکزی آن سازمان که در جمهوری اسلامی در تاریخ ١١ بهمن ١٣٦٢ اعدام شد.

ای کوچکِ بزرگ
ای ناباوری استقامت انسانی
لبانت
جز ترانهً عشق، نمی‌خواند
و کبوتر جانت
بر آتش گشود بال
تا دهشت سایهً تبر
فنا سازد
و ز خاکستر خویش
» طرحی نو، دراندازد».

** ادامهٔ مطلب »

قسم خوردم بر تو من ای عشق

مادر بهکیش (مادری که داغ بنج فرزند و داماد را کشیده است) ما درد شما و سایر مادران و خانواده هایی که در طی این سال ها عزیزانشان را از دست داده اند به خوبی حس …

نامه مریم اکبری منفرد به سفرای بازدید کننده از اوین

مریم اکبری منفرد که در زندان رجائی شهر طی دوران محکومیت می کرد، در اردیبهشت ۹۰ به همراه ۸ زن زندانی دیگر به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او در آنجا و پس از اعتراض به شرایط زندان و نوشتن نامه های متعدد به مراجع تقلید، مسئولان نظام و احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد به بند زنان زندان اوین منتقل شد و تا امروز در آنجا تحمل محکومیت می کند. دو برادر مریم اکبری منفرد در سالهای ۶۰ و ۶۳ به اتهام ارتباط و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط دادگاه های انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک او و خواهر دیگرش نیز در سال ۶۷ و موج اعدام زندانیان سیاسی در تابستان آن سال اعدام شدند. اکبری منفرد پیشتر در نامه ای به احمد شهید از قول قاضی صلواتی خطاب به خود گفته بود که: “تو جور خواهر و برادرهایت را می کشی.”

مریم اکبری منفرد زندانی سیاسی محبوس در بند نسوان (زنان) زندان اوین، در نامه ای خطاب به سفرایی که اخیرا از زندان اوین بازدید کردند از مواردی که از چشم آنان توسط مسئولین پنهان نگه داشته شده سخن گفته است. خانم منفرد که تجربه حضور در چند زندان را دارد و اکنون هشتمین سال حبس خود را در این زندان سپری می کند در توصیف وضعیت زنان در زندانهایی که شاهدش بوده می گوید “به قهقرا رفتن انسان و انسانیت را با چشم های خویش شاهد بودم.”

متن کامل این نامه را به نقل از هرانا در ادامه بخوانید؛
به سفرای محترم آقای اکتایتو تلمیودین سفیر محترم اندونزی, آقای ژوان کوتریا سفیر محترم پرتغال و دیگر سفرای محترم؛

برای تمامی کسانی که قلبشان برای انسان و انسانیت می تپد, برای ارزشی فراسوی مرزهای جغرافیایی.

به عنوان شاهد حرف می زنم. شاهد روزهای ناتمام و دهشتناک شهرری و گوهردشت و اوین, جایی که نفس یاری نمی رساند. سوله های تاریک و سقفی بلند بدون پنجره و روزنه و نور طبیعی؛ سوله هایی مملو از دود سیگار با دویست نفر جمعیت در هر سوله با ازدحام سرو صدا و بهم ریختگی اعصاب و روان زندانیان , “به قهقرا رفتن انسان و انسانیت را من با چشم های خویش شاهد بودم.”  ادامهٔ مطلب »

در هيجدهمين سالگرد 18 تير داغ ها هنوز تازه است و چشم ها در انتظار!

در هيجدهمين سالگرد 18 تير داغ ها هنوز تازه است و چشم ها در انتظار!

گفت و گوي راديو ندا با اكرم نقابي مادر دانشجوي سر به نيست شده واقعه خونين 18 تير، سعيد زينالي ، و سخنان سوزناك او از داغ هيجده ساله و از اميد و انتظارش.

گوش كردن فايل صوتي با مديا پلير

گوش كردن فايل صوتي با ريل پلير

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: