آنا کامپبل مبارز انگلیسی ی.پ.ژ در عفرین به شهادت رسید

پدر این مبارز شهید در ادامه افزوده است:»آنا زنی آرمانگرا، جدی و مصمم بود، برای زندگی در جهانی بهتر می‌کوشید. حین شهادت به کسی حمله نکرد بلکه در حال دفاع از مردم در برابر حملات اشغالگرانه ترکها بود.»
کامپیل یادآوری کرد که دخترش زندگی خود را براساس مبارزه علیه ناعدالتی وقف کرد.

مبارز اینترناسیونالیست ی.پ.ژ «آنا کامپبل» با کد سازمانی «هِلین» در بمباران شهر عفرین از سوی جنگنده‌های رژیم ترکیه به کاروان شهدای راه آزادی پیوست.به گفته منابع نزدیک به ی.پ.ژ، در بمباران کاروان کمک‌های انسانی در روز ١۶ مارس این مبارز ٢۶ ساله به شهادت رسیده است.کومین اینترناسیونالیست‌های روژاوا با صدور بیانیه‌ای در این رابطه گفت:»رفیق هِلین با نام رسمی «آنا کامپبل» در مبارزه قهرمانانه عفرین به شهادت رسید، همیشه با جسارت و روحیه مقاومتگری خاطره او را زنده نگاه می‌داریم.» ادامهٔ مطلب »

Advertisements

مبارز اهل کشورهلند یگان‌های مدافع خلق به شهادت رسید

مبارز اهل کشورهلند یگان‌های مدافع خلق به شهادت رسید

خبرگزاری فرات:سیجوارد مبارز ی.پ.گ اهل کشور هلند با کد باران ساسون در روژاوای کردستان به شهادت رسید.به گزارش روزنامه دِه ولکسکارانت به نقل از سخنگوی وزارت امور خارجه هلند، شهادت باران ساسون را مورد تائید قرار داده‌اند. این روزنامه همچنین اظهار داشت که خانواده ساسون هیچ گونه کمکی از سفارتخانه هلند طلب نکرده‌اند.این روزنامه به مصاحبه باران ساسون با خبرگزاری فرات در سال گذشته اشاره کرده و اعلام می‌دارد که، ساسون در برابر تبهکاران داعش مبارزه می کند و فرهنگ خلق کرد را به خوبی یاد گرفته است.ساسون به مدت یک سال در روژاوای کردستان در عملیات طبقا و عملیات خشم فرات در برابر تبهکاران داعش نقش مهمی را ایفا کرده بود.

حیدر جهانگیری:به یاد مقاومت حماسی الله قلی جهانگیری و همرزمانش

به یاد مقاومت حماسی الله قلی جهانگیری و همرزمانش
مختصری در باره مبارزات رفیق الله قلی جهانگيری و همرزمانش و بنیان های فکری گروه !
۲۵ بهمن،یاد و خاطره زنده یاد الله قلی جهانگیری درهشوری و یارانش ،
فرزندان شجاع ایل و یاور دهقانان و محرومان را گرامی‌ می‌داریم.
که ای نیکبخت این نه شکل من است ولیکن قلم در کف دشمن است!

مختصری در باره مبارزات رفیق الله قلی جهانگيری و همرزمانش و بنیان های فکری گروه !

۲۵ بهمن،یاد و خاطره زنده یاد الله قلی جهانگیری درهشوری و یارانش ،

فرزندان شجاع ایل و یاور دهقانان و محرومان را گرامی‌ می‌داریم.

که ای نیکبخت این نه شکل من است   ولیکن قلم  در کف دشمن است!    

جمهوری اسلامی از همان اولین ساعت دست یابی به بدن بی جان اله قلی جهانگیری در 25 بهمن 62 تا به امروزتمام  تلاش مستقیم و غیر مستقیم  اش را بعمل آورده  است تا از وی چهره ای ترسیم کرده و در میان مردم جا بیندازد که خود میخواست. از این روی  اولین اقدام در این زمینه  پس از صحنه نبرد  تعویض لباس تن بی جان  زنده یاد جهانگیری به لباسی ژنده در هیبت یک یاغی علارغم ریشی پرفسوری که با چنین پوشاکی ناهمخوان است  و نیز شلیک به بدن بی جان وی بود تا شاید تصوبر شکست ناپذیری از مبارزی صادق و با وقار  از وی  در نزد توده ها را شکسته و مخدوش کند.  زیرا  یکی از مشخصه های زنده یاد اله قلی برای توده ها در هر شرایط خوش لباس و آراسته بودن وی و همرزمانش بود واز طرفی زنده یاد  درآن جنگ نابرابر که نیروهای مقابلش از زمین و آسمان انواع سلاح درنبردی بیست ساعته بر وی و یارانش آتش گشوده بودند نه در اثر اثابت گلوله  بلکه  با قرص سیانور و پس از پایان مهماتش و به دست خود به زندگی سراسر مبارزاتی اش پایان داده بود. در تصویری که از زنده یاد جهانگیری در 25 بهمن هنگام پخش خبر آن واقعه در تلویزیون سراسری با حضور اسدالله لاجوردی منفور و سیف اللهی فرمانده سپاه در تلویزیون  پخش شد ودقیقا پس از دست یابی دشمن به جنازه و در محل درگیر را نشان میداد  زنده یاد شلواری جین و آورکتی سبز رنگ و پیراهنی چهارخانه با زمینیه فرمز بر تن و تبسمی برلب تکیه بر سنگ بدون اثری از جراحات نشان داده شد. این تصویر چندین مرتبه در طی  آن مصاحبه نسبتا طولانی که لاجوردی در ان رجزخوانی میکرد  به نمایش درآمد.  ادامهٔ مطلب »

بازهم جلوگیری ، باز هم سرکوب

در اثنایی که یکی از دبیران مشغول صحبت با فرد لباس شخصی بود، یکی از ماموران امنیتی آمد و با رضا خندان مهابادی عضو هیئت دبیران کانون احوالپرسی کرد و او را به سمت خودرویی برد و در خودرو نشاند. سپس به سوی اکبر معصوم بیگی، یکی دیگر از اعضای هیئت دبیران، آمد و او را نیز به همین ترتیب در خودرو نشاند. طولی نکشید که ناصر زرافشان را هم به آن ها اضافه کردند. جمعیت از در شرقی وارد گورستان شد تا سر مزار گرد آید که ماموران، محسن حکیمی (عضو کانون) را داخل خودرو بردند.

امروز هفدهم آذر بنا بود مراسم یادبود نوزدهمین سالگرد قتل سیاسی محمد مختاری و محمد جعفر پوینده دو نویسنده‌ی عضو کانون نویسندگان ایران بر مزار آنها برگزار شود اما ماموران امنیتی همچون سال پیش بر درهای ورودی ایستاده بودند و از ورود اعضای کانون و دیگر کسانی که برای شرکت در این مراسم آمده بودند جلوگیری می‌کردند. شرح ماجرا این است که طبق روال هر سال، امسال نیزکانون نویسندگان ایران از یک هفته قبل، از طریق رسانه های اجتماعی اعلام کرد که در روز جمعه 17 آذر1396 بر مزارِ جانباختگان راه آزادی گرد می آییم و یادشان را گرامی می داریم. اما دوستدارانِ این کشتگان ستم، با ممانعت نیروهای امنیتی روبرو شدند. هنوز چند دقیقه به ساعت 15 مانده بود که به محض ورود جمعی از دبیران کانون نویسندگان، یک نفر از لباس شخصی ها با بیان این که « بنا به حکم دادستان کرج، مراسم لغو شده است» مانع ورود دبیران و مردم شد.

ادامهٔ مطلب »

اکبر معصوم بیگی:طاهر احمد زاده هروی درگذشت

با طاهر احمد زاده، پدر گرامی قهرمانان بزرگ مردم ما، رفیقان افسانه ای ما، چریک های فدایی خلق، مسعود و مجید احمد زاده، در زندان عادل آباد شیراز هم بند بودم. با وجود سنّ بالا، از دست دادنِ دو عزیز دلبندش، حکم زندان دراز مدّت و مسئولیت تاهل، روحیه ای نمونه زدنی داشت.

با طاهر احمد زاده، پدر گرامی قهرمانان بزرگ مردم ما، رفیقان افسانه ای ما، چریک های فدایی خلق، مسعود و مجید احمد زاده، در زندان عادل آباد شیراز هم بند بودم. با وجود سنّ بالا، از دست دادنِ دو عزیز دلبندش، حکم زندان دراز مدّت و مسئولیت تاهل، روحیه ای نمونه زدنی داشت. مردی بود آهسته، خوش منش، خوش رو، بسیار بذله گو و در برابر شداید بسیار پرتحمل. در جریان شورش ۲۶ فروردین سال ۱۳۵۲ که ما جوانان انقلابی بی سر و دستار بر ساواکی های قاتل تاختیم و طومار حضور ننگین شان را در بند چهار درهم پیچیدیم و الحق مایه ی سرشکستگی ساواک قدرقدرت شدیم، بیش از همه پیرمردان زندان آسیب دیدند، ما جوان بودیم و ضربه خورمان به قول معروف مَلَس بود و سرمان برای کوبیدن نیروی سرکوب و تاریکی درد می کرد. با این همه، طاهر آقا از آن همه ناملایم و سختی خم به ابرو نیاورد: محکم و استوار پشتیبان ما جوان ها بود.می دانستم که آقای احمد زاده یک جلد » گلستان سعدی» چاپ فروغی جلد چرمی اعلا دارد که مخصوص خود اوست و سفارش داده از خانه برایش آورده اند. دوستدار زبان و ادبیات فارسی بودم و در آتش خواندن آن کتاب می سوختم. اما کم رویی بی پیرِ چاره ناپذیر نمی گذاشت بروم و «گلستان» را طلب کنم. ادامهٔ مطلب »

به یاد علی اشرف درویشیان شهناز دارابیان، بهرنگ، گلرنگ و گلبرگ درویشیان

به اطلاع دوستان و دوستداران علی اشرف درویشیان می رسانیم مراسم یادبود او روز جمعه ۱۰ آذر ۱٣۹۶ از ساعت سه و نیم عصر در نشانی زیر برگزار می شود. پیشاپیش از محبت و همراهی تان سپاسگزاریم.
نشانی: تهران. شهرک غرب. میدان صنعت. بلوار پاکنژاد. بلوار پیام. میدان بهرود. بلوار عابدی. بلوار حق شناس. ساختمان پاسارگاد. سالن اجتماعات
شهناز دارابیان، بهرنگ، گلرنگ و گلبرگ درویشیان
۴ آذر ۱٣۹۶

رضا رئیس دانا :قتل های زنجیره ای، آمران و اهداف آنها

پر واضح است که متهمین پرونده قتل های زنجیره ای، افرادی همچون سعید امامی مشاور وزارت و معاون سابق امنیت وزارت اطلاعات ، مصطفی کاظمی معاون امنیت وزارت اطلاعات در زمان تصدی دری نجف آبادی، اکبر خوش‌کوشک رئیس گروه ضربت وزارت اطلاعات و یا مهرداد عالیخانی مدیرکل وزارت اطلاعات ، گرچه همگی از دانه درشت های دستگاه امنیتی نظام بوده اند اما ترورها را بدستور و در هماهنگی با عناصری همچون، حامنه ای، رفسنجانی، مصباح یزدی، جنتی، خزئلی، فلاحیان، دری نجف آبادی، حسینیان و امثال هم انجام دادند.

در غروب اول آذر ماه ۱۳۷۷، یعنی نوزده سال پیش، پروانه اسکندری و همسرش داریوش فروهر، در منزل خود بشکل فجیعی به قتل رسیدند. سپس بعد از گذشت حدود دو هفته یعنی اواسط آذر ماه ، محمد مختاری، محمد جعفر پوینده و معصومه مصدق را به قتل رساندند.

در واقع موج ترور دگراندیشان و مخالفان از ابتدای به قدرت رسیدن خمینی، به دستور مستقیم خود او آغاز شد. زنجیره ی ترورها با ربودن و قتل توماج و سه تن دیگر از فعالان شوراهای ترکمن صحرا، در نهم فروردین ۱۳۵۸ کلید خورد. شاپور بختیار ، فریدون فرخزاد ، عبدالرحمن برومند ، کاظم رجوی ، بیژن فاضلی، غلام کشاورز ، عبدالرحمن قاسملو، صادق شرفکندی ، همایون اردلان و فاطمه قائم مقامی، تنها تعدادی از قربانیان ترور رژیم اسلامی در خارج از کشور ، از آلمان و فرانسه گرفته تا ترکیه و پاکستان، بودند. گرچه آمار دقیقی از قربانیان ترورهای سیاه جمهوری اسلامی وجود ندارد اما همان اندک اطلاعاتی که علنی شده است بخوبی نشان می دهد که لیست ترور مخالفین نظام در داخل کشور ، بمراتب طولانی تر و ننگین تر است ، چرا که محدودیت های احتمالی دیپلماتک هم وجود نداشته و سربازان گمنام امام زمان با خیال راحت کشته اند و مثله کرده اند. سعید سیرجانی ، رضا مظلومان ، احمد میرعلائی، کاظم سامی، پیروز دوانی، مجید شریف ، و ده ها ، بل صد تن دیگر ربوده شده و در خفا به قتل رسیدند . ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: