آرین میرکان؛ چهره‌ی سرنوشت ساز مقاومت کوبانی

چیچک دُلی از مبارزان ی.پ.ژ هم آرین میرکان را الگوی خود می‌داند و می‌گوید: «سالگرد شهادت آرین یادآور روزهایی است که جانیان داعش با همەی قدرت خود به کوبانی حمله کردند و ترکیه را در کنار خود داشتند. وقتی که امیدها برای بسیاری رنگ باخته بود و می‌گفتند کوبانی سقوط می‌کند، آرین مقاوتی تاریخی انجام داد و پیشبینی‌ها را برهم زد. آرزوی آرین، بازگشت اهالی شهر به کوبانی بود. او آوارگی و اندوه مردمی را به چشم دیده بود و نمی‌توانست آنرا بپذیرد. عملیات فدائیانەی آرین و فداکاری برای مردمش، میراثی جاودان از کرامت برای همەی زنان خواهد بود. پس از آرین، زنان زیادی از سراسر جهان به ی.پ.ژ ملحق شدند. از آنزمان بود که درپی دلاوری زنان در کوبانی، مردسالاری رنگ باخت و دورەای جدید آغاز شد.»

خبرگزاری فرات:مبارز راستی و سمبل مقاومت، آرین میرکان سال ٢٠١۴ در روزی چون امروز در کوبانی با عملیات فدائیانه علیه تاریک‌پرستان داعش حماسه‌ساز شد و گفت زنان کُرد هنوز حرف آخر خود را نزدەاند

امروز پنجم اکتبر سومین سالگرد جانباختن آرین میرکان است. مقاومت حماسی کوبانی تداعیگر نام آرین میرکان است. آرین انقلابی بزرگی که حین حمله وحشیانه داعش و همدستانش به کوبانی، فدائیانه به قلب دشمن زد و خوف را در دل اشغالگران کردستان جا داد.دِلار گنج‌خمیص معروف به آرین میرکان فرمانده یگان‌های مدافع زنان- ی.پ.ژ در سال ١٩٩٢ در روستای میرکان از توابع شهر عفرین در روژاوا به دنیا آمد. او پس از تحصیلات دوره ابتدایی و راهنمایی در سال ٢٠٠٧ به جنبش آزادیخواه کردستان پیوست و پس از شروع قیام در روژاوا بهمراه سه برادرش به دفاع از خلق و انقلاب روژاوا روی آورد.آرین، زنی پیشگام که مسئولیت فرماندهی یک گروه از مبارزان یگان‌های مدافع خلق در تپەی «مشتَه‌نور» کوبانی را بر عهده گرفت. او در نواحی جنگی برای همرزمانش سرچشمەی امید و الگویی برای دیگران بود. آرین میرکان در پنجم اکتبر ٢٠١۴ زمانی که داعش تپەی مشتەنور را به محاصره درآورد به دل دشمن زد و با انجام یک عملیات فدائیانه، حماسەای را در تاریخ بشریت ثبت کرد.

آرین قبل از این عملیات گفته بود: «زنان کُرد هنوز حرف آخر خود را در مقاومت کوبانی نزدەاند. ما از تبه‌کاران هراسی نداریم و تا به آخر می‌جنگیم. با موضع فدائیانه اجازه نمی‌دهیم که داعشی‌ها ما را اسیر کنند.» ادامهٔ مطلب »

Advertisements

بیاد شورشی خردسال اقبال مسیح

او بارها توسط کسانی‌که منافعشان در ادامه بهره‌کشی از کودکان بود تهدید به مرگ شد. و باوجود این‌که جدی‌بودن تهدیدات را در عمر کوتاهش با گوشت و پوست لمس کرده بود، به‌آنها توجه نکرد و سرانجام در روز ۱۶آوریل ۱۹۹۵، در ۳۵ کیلومتری شهر لاهور موقعی که با دوچرخه به طرف زمین کشاورزی یکی از بستگانش می‌رفت، با اصابت ۱۲۰ ساچمه تفنگ ساچمه‌یی به‌قتل رسید.

اقبال مسیح کودکی بود که در سن ۴سالگی توسط خانواده‌اش به‌قیمت ۱۶دلار، به یک تاجر صاحب کارگاههای قالیبافی در پاکستان فروخته شد. و به دایره بردگی میلیونها کودک بی‌نام‌ونشانی پیوست که کارهای سخت، و پر از تعدی و تجاوز، و مرگهای تدریجی یا ناگهانی، اولین ویژگی دنیای پررنج آنهاست.
اقبال مسیح یکی از این بردگان بی‌نام معاصر بود که در سال ۱۹۸۳ متولد شد و وقتی هنوز دست چپ و راستش را به‌درستی نمی‌شناخت، اربابش را به‌خوبی می‌شناخت، و می‌دانست که باید از صبح پشت داربست قالی چمباتمه بزند و کار کند. و می‌دانست اگر با کناردستی صحبت کند و اگر اشتباه کند و اگر کم کار کند، چه خواهد شد.
اقبال تا ده‌سالگی در شرایط بردگی، در کارگاههای قالیبافی صاحبش به‌کار کشیده شد. در سال ۱۹۹۳ به‌کمک نیروهائی که علیه کار اجباری کودکان مبارزه می‌کردند به سوئد و آمریکا سفر کرد. و به مبارزه با بهره‌کشی از کودکان پرداخت.
شنیدن داستان زندگی اقبال، موجی قوی را علیه استثمار کودکان برانگیخت. او در هر سخنرانی از زندگی اجباری و شرایط سخت کار و مشکلات و رنج کودکان اسیر صحبت کرد. حرفهای اقبال مسیح از شعارهای ثابت گروههای مدافع کودکان کار در جهان شده است: ادامهٔ مطلب »

در سالگرد قتل های سیاسی بیانیه خانواده های قتل های سیاسی پاییز ۱۳۷۷

انسانهایی که هر یک در جایگاه خویش و با پافشاری بر باورها و آرمانهای خویش، برای برقراری آزادی و عدالت پیکار کردند و کارون کودکی بود نورسیده و جرمش چشمهای باز او، که شاهد قتل پدر شد. قتلهای سیاسی پاییز ۷۷بر وجدان جامعه زخم عمیقی زد و موج گسترده ای از اعتراض مردمی را سبب شد.

بیست سال پیش در چنین روزهایی عزیزان ما؛ حمید حاجی زاده، کارون حاجی زاده، پیروز دوانی، مجید شریف، پروانه فروهر، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، یکی پس از دیگری محکوم حکمی مخفیانه شدند، ربوده شدند، به خانه هاشان هجوم رفت، حریمشان شکست، جسم و جان گرامیشان درد کشید و سرانجام با بی رحمی و خشونتی لجام گسیخته به قتل رسیدند.
پاییز آن سال به درد و خون عزیزان ما آغشته است.
انسانهایی که هر یک در جایگاه خویش و با پافشاری بر باورها و آرمانهای خویش، برای برقراری آزادی و عدالت پیکار کردند و کارون کودکی بود نورسیده و جرمش چشمهای باز او، که شاهد قتل پدر شد. قتلهای سیاسی پاییز ۷۷بر وجدان جامعه زخم عمیقی زد و موج گسترده ای از اعتراض مردمی را سبب شد.
این اعتراض فراگیر نقطه ی عطفی ساخت در پاسخگو کردن نهادهای قدرت، در افشاگری خشونت سازمان یافته بر ضد دگراندیشان، در پافشاری جمعی بر حق رسیدگی قضایی و لزوم دادخواهی جنایت های سیاسی. ادامهٔ مطلب »

واکنش جنایتکار پلشت، اسدالله لاجوردی بعد از تیرباران شکری اینگونه بود: اونکه شاه گفت نجس نژاده،ما کشتیم!

واکنش جنایتکار پلشت، اسدالله لاجوردی بعد از تیرباران شکری اینگونه بود: اونکه شاه گفت نجس نژاده،ما کشتیم!

واکنش جنایتکار پلشت، اسدالله لاجوردی بعد از تیرباران شکری اینگونه بود: اونکه شاه گفت نجس نژاده،ما کشتیم!
«شكرالله پاك نژاد» كه توسط دوستانش «شُكری» خطاب می شدند، <متولد شهر دزفول ¡>. «تا زمانی که در روی زمین یک انسان زندانی ، گرسنه، ستمکش ، محروم و بی فرهنگ موجود باشد، آزادی یک کلمه پوچ و توخالی بیش نیست…» از جستاره های معروف اوست . دفاعیات زنده یاد شکری در دادگاه نظامِ گذشته نشان از قدرت استدلال علمی، شجاعت و دلیری وی داشته و دارای شهرتی جهانی است. رژیم استبداد مذهبی بعد از شکنجه های وحشیانه، شکری را در اواخر آذز ماه سال ۶۰ در زندان اوین، تیرباران کرد. واکنش جنایتکار پلشت، اسدالله لاجوردی بعد از تیرباران رفیق شکری اینگونه بود: «اونکه شاه گفت نجس نژاده، ما کشتیم!
یاد و خاطرۀ گرامی و جاودان باد
روی تصویر: عبارتی از یکی از اشعار زنده یاد شاملو
ادامهٔ مطلب »

مردم مریوان آرمان‌های انسانی شریف باجور و یارانش را فریاد زدند

حمل پلاکاردهایی با رنگ سرخ توسط شرکت کنندگان در مراسم بدرقه جانباختگان شاید تأکیدی بر تعلق شریف باجور و همراهانش به آرمان‌های چپگرایانه و برابری خواهانه بود.

خبرگزاری فرات:مردم مریوان امروز در مراسم بدرقه پیکر فعالین محیط زیست جانباخته، آرمان‌های انسانی شریف باجور و یارانش را فریاد زدند. سخنرانان در مراسم خاکسپاری تأکید کردند که راه آنها ادامه خواهد داشت.پیکر رحمت حکیمی نیا و محمد پژوهی از پیمانکاران اطفای حریق منابع طبیعی شهرستان مریوان دیشب تشییع شد.امروز هم طی مراسمی جمعی در مریوان، پیکر شریف باجور و امید کهنه پوشی از اعضای انجمن سبز چیا، از مقابل مسجد صلاح الدین به سمت آرامگاه شهر بدرقه شد.

ادامهٔ مطلب »

چهل سال پس از انقلاب 57 و سی سال پس از قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67

سخنان عبدالفتاح سلطانی در مراسم ترحیم دختر تازه درگذشته‌اش، شادروان هما سلطانی (فیلم)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: