جسد بچه‌هایمان را تحویل ندادند، می‌خواهند گورشان را خراب کنند

این روایت پر از هق هق گریه یک مادر است؛ مادری که فرزندش را در جریان اعدام های دهه ۶۰ از دست داده است و اکنون در قبرستانی در اطراف اهواز دنبال نشانه های برجای مانده از جگرگوشه اش می گردد.

«بچه‌های ما را در گورهای دسته جمعی دفن کردند؛ یک کانال کنده و همه را کنار هم دفن کرده و روی کانال را با سیمان پوشانده بودند. بعد از مدتی هر کس اسم عزیزش را روی یک تکه سنگ مرمر نوشت و گذاشت تا نشانی مزار را گم نکند.»

این روایت پر از هق هق گریه یک مادر است؛ مادری که فرزندش را در جریان اعدام های دهه ۶۰ از دست داده است و اکنون در قبرستانی در اطراف اهواز دنبال نشانه های برجای مانده از جگرگوشه اش می گردد.

گورهای جمعی اهواز در یک تکه زمین بایر در سه کیلومتری شرق گورستان «بهشت آباد» واقع شده است: «قبلا آن زمین نخلستان بود که تبدیل به بیابان شده بود. از بهشت آباد که بیرون می آمدی، یک جاده خاکی و متروکه بود که خانواده ‌ها با ماشین خودشان را به آن‌جا می‌رساندند. اعدامی‌های سال‌های 61 و  62 اول در آن جا دفن شدند تا رسید به سال 67 و اعدامی‌های 67 را هم همان جا دفن کردند.» ادامهٔ مطلب »

کوچکِ بزرگ! برای رفیق مهران شهاب‌الدین*

*رفیق مهران شهاب الدین، چریک فدائی خلق و زندانی سیاسی زمان شاه؛ از بنیان گزاران سازمان راه کارگر و عضو کمیته مرکزی آن سازمان که در جمهوری اسلامی در تاریخ ١١ بهمن ١٣٦٢ اعدام شد.

ای کوچکِ بزرگ
ای ناباوری استقامت انسانی
لبانت
جز ترانهً عشق، نمی‌خواند
و کبوتر جانت
بر آتش گشود بال
تا دهشت سایهً تبر
فنا سازد
و ز خاکستر خویش
» طرحی نو، دراندازد».

** ادامهٔ مطلب »

قسم خوردم بر تو من ای عشق

مادر بهکیش (مادری که داغ بنج فرزند و داماد را کشیده است) ما درد شما و سایر مادران و خانواده هایی که در طی این سال ها عزیزانشان را از دست داده اند به خوبی حس …

در هيجدهمين سالگرد 18 تير داغ ها هنوز تازه است و چشم ها در انتظار!

در هيجدهمين سالگرد 18 تير داغ ها هنوز تازه است و چشم ها در انتظار!

گفت و گوي راديو ندا با اكرم نقابي مادر دانشجوي سر به نيست شده واقعه خونين 18 تير، سعيد زينالي ، و سخنان سوزناك او از داغ هيجده ساله و از اميد و انتظارش.

گوش كردن فايل صوتي با مديا پلير

گوش كردن فايل صوتي با ريل پلير

گفتگوی امیر جواهری با مژده ارسی: از سخنگویان هفتمین گرد هم آیی سراسری

رفیق مژده ارسی از شاهدان عینی جنایات رژیم در زندان های جمهوری اسلامی و از سخنگویان هفتمین گرد هم آیی سراسری زندانیان سیاسی در شهر هانوفر آلمان درتاریخ بیست و نهم سپتامبر تا اول اکتبر امسال است .رفیق مژده ارسی در این گفتگو درباره نحوه برگزاری گردهمائی و محتوای برنامه های هفمین گردهمائی سراسری زندانیان سیاسی سخن می گوید!

دهه شصت و قبرهایی در خانه؛ ویدئویی از مدفن چند زندانی سیاسی اعدام شده

خبرگزاری هرانا -اعدام های گروهی زندانیان سیاسی در دهه شصت واقعیتی انکار ناپذیر و در عین حال تلخ از تاریخ معاصر ایران و زخمی کهنه بر پیکر جامعه مدنی است، این اعدام های گسترده بین سالهای 1360 تا 1367 در سراسر کشور اجرا شد و قربانیان آن در مناطق مختلفی به اشکال مختلفی دفن شدند، علاوه بر این که محل دفن بسیاری هیچ گاه مشخص نشد، در شهرستان ها به ویژه در مناطق شمال کشور همچون استان گلستان با توجه به عدم اجازه دفن قربانیان در گورستان های عمومی اجساد بسیاری از اعدام شدگان ناچار توسط خانواده ها در منازل شخصی به خاک سپرده شده

ناصر زرافشان:سعید سلطانپور در آئینه «نسل پس از کودتا»

در مورد قهر تاریخی که نولیبرال ها در دهه های اخیر مفهوم آن را تحریف و آن را به «خشونت» فرو کاسته اند تجزیه و تحلیل تجارب تاریخی و بیان مبانی نظری موضوع در این گفتار کوتاه ممکن نیست. اما در خور تأمل است که شبه نظریه های «ضد قهر» از زراد خانه نظری همان قدرت هایی در جهان صادر و پخش می شود که خود پیشرفته ترین و مخوف ترین افزارهای اعمال قهر را هر روزه در سراسر جهان علیه مردم به کار می برند. گویی مقابله قهرآمیز فقط برای مردم ممنوع است. حق گرانسنگی که سعید سلطان پور و نسل او بر گردن تاریخ ایران دارند را باید از این دیدگاه بررسی و ارزیابی کرد.

با میهنم چه رفته است
با میهنم چه رفته است
که زندان ها
از شبنم و شقایق سرشارند
و بازماندگان شهیدان
-انبوه ابرهای پریشان سوگوار-
در سوگ لاله های سوخته
می بارند
با میهنم چه رفته است
با میهنم چه رفته است که گل ها هنوز سوگوارند
سعید سلطانپور، گذشته از ویژگی های شخصی اش – که شخصیتی حساس، جسور، زلال و خلاق داشت که هر یک از اینها جداگانه قابل بررسی است- متعلق به نسلی است که وقتی چشم باز کرد خود را در جامعه پس از کودتای ۲۸ مرداد یافت؛ نسلی که بین ۲۸ مرداد و ۲۲ بهمن زندگی کرد واین نسل، نسلی ویژه است. نسلی که بر روی خاکستر اعدام های پس از کودتا خود را شناخت، در فضای یأس و دلمرگی پس از شکست قد علم کرد مغلوب این فضا نشد، در همان شرایط خود را سازماندهی کرد و بر خلاف نسل سرگردان، سردرگم و افسردۀ کنونی که چون کشتی بی بادبان به هر سو رانده می شود، صاحب آرمان بود و برای تحقق آرمان خود نیز دست به عمل زد.
مهم این نیست که مبارزه ای که این نسل برای تحقق آرمان های خود کرد به پیروزی انجامید یا به شکست. هر مبارزۀ اجتماعی مالاً به یکی از این دو نتیجه می انجامد. مهم این است که جسارت و ارادۀ انجام این مبارزه را داشت و به طور جدی به آن اقدام کرد. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: