اطلاعیه گفتگوهای زندان: محاکمه حمید نوری را به محاکمه کل نظام تبدیل کنیم

گفتگوهای زندان از تمام زندانیان سیاسی انقلابی و مبارز که شاهد عملکرد حمید نوری در زندان گوهر دشت بوده اند تقاضا می کند که با حضور همه جانبه، مستقل و هوشیارانه در این امر، دادگاه حمید نوری را به محاکمه کل نظام تبدیل نمایند.ـ

 گفتگوهای زندان:حمید نوری با نام مستعار حمید عباسی یکی ازاعضای سپاه پاسداران، از شکنجه گران، دادیار و یکی از عاملین مستقیم کشتار زندانیان سیاسی درتابستان سال ۱۳۶۷ در زندان گوهر دشت کرج، روز شنبه نهم نوامبر ۲۰۱٩ در کشور سوئد دستگیر شده است. گفتگوهای زندان به عنوان نهادی با قدمت بیش از دو دهه که همواره پیگیر مستندسازی و افشای جنایات نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی، کشتارهای دهه۶۰ و به ویژه کشتار تابستان 1367 بوده، وظیفه خودمی داندکه ضمن پیگیری مستمر این دستگیری با تمام توان به امرمحاکمه این عنصرجانی یاری رساند.
گفتگوهای زندان از تمام زندانیان سیاسی انقلابی و مبارز که شاهد عملکرد حمید نوری در زندان گوهر دشت بوده اند تقاضا می کند که با حضور همه جانبه، مستقل و هوشیارانه در این امر، دادگاه حمید نوری را به محاکمه کل نظام تبدیل نمایند.ـ

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!ـ
زنده باد سوسیالیسم!ـ
گفتگوهای زندان
ـ ۱۵نوامبر ۲۰۱٩

بهروز سورن: ابراهیم رئیسی جلادی برای همه جا و هر زمان

ابراهیم رییسی جلاد که متهم ردیف اول جنایت علیه بشریت است امروزه نه تنها رییس قوه قضاییه که مدافع حقوق بشر نامیده میشود. تحمیق مردم کشورمان توسط رسانه های حکومتی حد و مرزی نمیشناسد. مخاطب این فریبکاری ها و وارونه نمایی ها نسل جوانی هستند که در آ ن دوران سیاه و خونین بدنیا نیامده بودند.هم از اینرو بازگویی خاطرات و تاریخچه جرثومه گان مرتجع و وحوش حاکم از ضرورت هایی است بر عهده همه ما که آن را مشاهده و تجربه کرده ایم.

کمتر کسی است که نقش ابراهیم رئیسی در سرکوب مبارزان راه آزادی و برابری را نشناسد. با علنی شدن گفتمان کشتار سراسری زندانیان سیاسی در سال 67  و بویژه پس از انتشار نوار صوتی گفتگوی منتظری با تیم کشتار 67 امروزه نسل جوان نیز با آن مقطع تاریخی خونین اشناست. برخلاف تئوری هایی که بر مبتدی بودن حاکمان جدید اسلامی دلالت داشت اما سردمداران رژیم نوپا با در اختیار گرفتن تجربیات ساواک و عواملش در سرکوب مخالفان خود ثابت کردند که حکومت کردن را بلد هستند و از ابتدای کار به کادر سازی و ایجاد تخصص در طیف وابستگان خود همت گماشتند.

از جمله کادرهای آموزش یافته آنها ابراهیم رئیسی بود که از جمله هفتاد نفر برگزیده بهشتی برای کادر سازی رژیم بشمار میرفت و در حوزه علمیه! مشهد و قم آموزش های حوزوی دیده بود. در همان اوان شهرهایی همانند لاهیجان, انزلی, مسجد سلیمان, آبادان, بروجرد, کرمانشاه, سنندج, مریوان و بانه و کرج ( بویژه با آغاز جنگ هشت ساله با عراق )  و برخی شهرهای دیگر پایگاههای قوی نیروهای چپ بشمار میرفتند. سران جمهوری اسلامی با شناخت مکفی از برخی متعلقان خود, استعداد ها و ظرفیت های خصومت و چپ ستیزی انها را بکار گرفت و از جمله این افراد ابراهیم رئیسی جوان بود که در مقطع قیام بهمن هجده سال داشت. ابراهیم رئیسی در سرکوب مخالفان چپ جمهوری اسلامی در بخشی از این شهرها نقشی کلیدی داشت. ادامهٔ مطلب »

محمود علیزاده از جانباختگان فاجعه تابستان ۶۷ . با داشتن ۲سال حکم درهیئت مرگی که رئیسی یکی از اعضا ان بوده ، اعدام شد.

شهریورماه ۶۷ ناگهان خبر اعدامش را به ایران و سولماز می‌دهند و پیکرش را بدون اطلاع خانواده، مثل سایر اعدامی‌های آن تابستان، به گورستان خاوران می‌سپارند بی‌نام و نشان.

ابراهیم رئیسی در جمع هوادارانش زمان کاندیداتوری گفته بود. جوان ۱۹ساله‌ای بوده که وارد کار قضایی شده و همه جا به وظیفه‌اش عمل کرده. وظیفه‌ی او اما در ۲۷ سالگی، عضویت در هیئتی بود که حکم اعدام هزاران زندانی را بدون محاکمه صادر کرد. وقتی رئیسی ۲۷ساله بود «محمود علیزاده» ۴۳ ساله بود و از فعالان سازمان فدائیان/ چپ ایران. او دانش‌آموخته‌ی حقوق از دانشگاه تهران بود. بعد از عید سال ۶۳ بازداشت شد. در ۱۵بهمن‌ماهِ همان سال این نامه را خطاب به همسرش ایران و دخترش سولماز می‌نویسد: «حکم دادگاه را به من ابلاغ کردند به دو سال زندان محکوم شده‌ام… از عوارض این حکم اخراج از بانک است که در این رابطه برای بدهی که بابت خانه به بانک دارم فکر کرده‌ام که چکار باید بکنم…». (متن نامه را در تصویر ببینید)

شهریورماه ۶۷ ناگهان خبر اعدامش را به ایران و سولماز می‌دهند و پیکرش را بدون اطلاع خانواده، مثل سایر اعدامی‌های آن تابستان، به گورستان خاوران می‌سپارند بی‌نام و نشان. ادامهٔ مطلب »

شهاب شکوهی :برای مادر! گل بس سلاجقه

دریغ ودرد که از سال ۱۳۴۶که همسرت را از دست داده بودی ، یک تنه دل بندانت را زیر بال گرفتی و تا بدین سن رساندی تا طعمه کفتاران سیاه دل شوند. مادر، به تو چه توان گفت که جزء اولین ها بودی که ترکش به قدرت رسیدن سیاهی ها اولین فرزند دلبندت را از تو گرفت و هنوز درد جانکاه آن پسرت را در سینه داشتی که به سراغ دومی آمدند و حتی دریغ از یک فرصت، می دانم آنها را در خاک زادگاه شان کرمان سپردی اما سومی چه!. وقتی که پیغام پیشمرگه ها را شنیدی که پسر سومت را هم از تو گرفتند ، نمی دانیم چه آتشی در دلت فروزان شد که دیگر نتوانستی طاقت بیاوری.

برای مادر! گل بس سلاجقه که به تازگی ۲۹/دی ماه / سنگینی زندگی درد ناکش را تاب نیاورد.

مادر شهدا؛

حمید امیر شکاری «فدایی خلق» متولد ۱۳۳۰ ، شهادت خرداد ۱۳۶۰،

سعید امیر شکاری » فدایی خلق» متولد ۱۳۳۶، در ۲۳ مرداد ۱۳۵۸ دستگیرو چند روز بعد از آزادی  در ۲۷ مرداد ۱۳۵۸ ترور شد و

علی امیر شکاری متولد ۱۳۳۹ از» دانشجویان پیشگام «در اوایل شهریور ۱۳۵۸ بازداشت و  شیش روز بعد در سن نوزده سالگی به جوخه اعدام سپرده شد.

دریغ ودرد که از سال ۱۳۴۶ که همسرت را از دست داده بودی ، یک تنه دل بندانت را زیر بال گرفتی و تا بدین سن رساندی تا طعمه کفتاران سیاه دل شوند.

مادر، به تو چه توان گفت که جزء اولین ها بودی که ترکش به قدرت رسیدن سیاهی ها اولین فرزند دلبندت را از تو گرفت  و هنوز درد جانکاه آن پسرت را در سینه داشتی که  به سراغ دومی آمدند و حتی دریغ از یک فرصت، می دانم آنها را در خاک زادگاه شان کرمان سپردی اما سومی چه!.

وقتی که پیغام پیشمرگه ها را شنیدی که پسر سومت را هم از تو گرفتند ، نمی دانیم چه آتشی در دلت فروزان شد که دیگر نتوانستی طاقت بیاوری. ادامهٔ مطلب »

مادری دیگر از مادران عاشق خاوران، از میان ما رفت! منصوره بهکیش

حسین اخوت مقدم، پسر این مادر و پدر شجاع و از اعضای سازمان پیکار، در یکم اسفند ۱۳۶۱ اعدام شد و او را در گورستان خاوران به خاک سپرده اند، همسر حسین، نوشین نفیسی است که زمان دستگیری حامله بود و دخترش را در زندان به دنیا آورد.

با درود و اندوهی عمیق و در ناباوری، با خبر شدم که مادر عشرت اخوت، همسر علی اخوت مقدم، جمعه نهم آذر ۱۳۹۷، از میان ما رفتند.

حسین اخوت مقدم، پسر این مادر و پدر شجاع و از اعضای سازمان پیکار، در یکم اسفند ۱۳۶۱ اعدام شد و او را در گورستان خاوران به خاک سپرده اند، همسر حسین، نوشین نفیسی است که زمان دستگیری حامله بود و دخترش را در زندان به دنیا آورد.

در آن سال‌های سیاه آغاز دهه ی شصت که سرکوب و حمله و بازداشت های گسترده حکومت به فعالان سیاسی شدت گرفته بود، ماموران در تعقیب حسین بودند که پدر او را به گروگان می‌گیرند و ایشان را در یک سلول انفرادی در بند ۲۰۹ اوین زندانی می کنند. هم چنین مادر حسین را بازداشت و آن‌گونه که به یاد می‌آورم، نزدیک به دو سال در زندان اوین در حبس نگاه می دارند.

چندین بار در این باره از مادر پرسیدم و خلاصه‌ای از آنچه بر سرش آورده بودند را گفته بود، ولی متأسفانه اکنون دقیق به یاد نمی‌آورم و ایشان نیز کمتر از روایت های دردناک و مقاومت‌های خود می گفت و امیدوارم خود خانواده یا دوستانی که دقیق می‌دانند، از آنچه بر سر این خانواده آورده اند و هم چنین از مقاومت‌های آن‌ها بنویسند. ادامهٔ مطلب »

بیاد رحیم میلانی روز ۷ آبان سالگرداو بود. نه پروانه خواهرش هست و نه مادر ميلاني .رحيم آنهادر خاوران تنهاست. يادش گرامي.

بیاد رحیم میلانی روز ۷ آبان سالگرداو بود. نه پروانه خواهرش هست و نه مادر ميلاني .رحيم آنهادر خاوران تنهاست. يادش گرامي.
شغل: مهندس شیمی
تاریخ دستگیری : ٦ مهرماه ١٣٦٠
محل دستگیری : تهران
وابستگی سازمانی : راه کارگر
تاریخ اعدام : ۷ آبان ١٣٦٠
زندان اوین
خاوران ستون ۵ ردیف

بیاد رحیم میلانی روز ۷ آبان سالگرداو بود. نه پروانه خواهرش هست و نه مادر ميلاني .رحيم آنهادر خاوران تنهاست. يادش گرامي.

شغل: مهندس شیمی

تاریخ دستگیری : ٦ مهرماه ١٣٦٠

محل دستگیری : تهران

وابستگی سازمانی : راه کارگر

تاریخ اعدام : ۷ آبان ١٣٦٠

زندان اوین

خاوران ستون ۵ ردیف

ادامهٔ مطلب »

اعلامیه سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) به مناسبت سی امین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی

جنبش فراگیر و مستقل دادخواهی شهیدان،

جویباری از جنبش عمومی مردم ایران

سی سال از فتوای خونین روح الله خمینی برای قتل عام هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ گذشت. سی سالی که درد و رنج این جنایت هولناک را بازماندگان و خانواده های آن جان باختگان با پوست و گوشت خود لمس و تحمل کرده اند و گاه چه غریبانه! امروز که طلیعه های بیداری بزرگ در جریان است، باید بر این نکته تاکید کنیم که آن فتوای خونین، رعدی در آسمان بی ابر نبود. آن فتوا، بیان لخت و عور حاکمیتی بود که در هنگام سرزا مردن انقلاب مردم ایران، اقتدارش را با کشتار بیشرمانۀ افسران ارتش شاهنشاهی در بالای بام مدرسه علوی به شیوه محاکمه های صحرائی به رخ کشاند و این شیوه حکمرانی فاشیستی در زیر هلهله های شادی انقلاب مردم، توجه و تعمق کافی به دنبال نداشت. حاکمیت سیاسی سربرون آورده از انقلاب شکست خورده مردم که در برابر سئوال «فاشیسم، کابوس یا واقعیت» واقعیت فاشیسم اسلامی را بر جامعه حاکم گردانده بود، از همان ابتدا فضائی را بر جامعه حاکم کرد که شاملوی بزرگ، هوشیارانه آن را در ۳۱ تیرِ ۱۳۵۸ به تصویر کشانده بود:

سی سال از فتوای خونین روح الله خمینی برای قتل عام هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ گذشت. سی سالی که درد و رنج این جنایت هولناک را بازماندگان و خانواده های آن جان باختگان با پوست و گوشت خود لمس و تحمل کرده اند و  گاه چه غریبانه! امروز که طلیعه های بیداری بزرگ در جریان است، باید  بر این نکته تاکید کنیم که آن فتوای خونین، رعدی در آسمان بی ابر نبود. آن  فتوا، بیان لخت و عور حاکمیتی بود که در هنگام سرزا مردن انقلاب مردم ایران، اقتدارش را با کشتار بیشرمانۀ افسران ارتش شاهنشاهی در بالای بام مدرسه علوی به شیوه محاکمه های صحرائی به رخ کشاند و این شیوه حکمرانی فاشیستی در زیر هلهله های شادی انقلاب مردم، توجه  و تعمق کافی به دنبال نداشت. حاکمیت سیاسی سربرون آورده از انقلاب شکست خورده مردم که در برابر سئوال «فاشیسم، کابوس یا واقعیت» واقعیت فاشیسم اسلامی را بر جامعه حاکم گردانده بود، از همان ابتدا فضائی را بر جامعه حاکم کرد که شاملوی بزرگ، هوشیارانه آن را  در ۳۱ تیرِ ۱۳۵۸ به تصویر کشانده بود:

 

آنك قصابانند

بر گذرگاه ها مستقر

با كنده و ساتوري خون آلود

ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: