ایران، چپ را فرامی خواند! به یاد جانبازی های نسل سیاهکل گفتگوی رادیو پیام آزادی در جمعه۲۰ بهمن ۱٣۹۶ – ۹ فوريه ۲۰۱٨ با محمد رضا شالگونی

ایران، چپ را فرامی خواند!
به یاد جانبازی های نسل سیاهکل
گفتگوی رادیو پیام آزادی در جمعه۲۰ بهمن ۱٣۹۶ – ۹ فوريه ۲۰۱٨ با
محمد رضا شالگونی

ویدا موحد ها، نرگس حسینی ها هستند که انقلاب ایران را رهبری می کنند. در مقابلشان سر تعظیم فرود می آوریم. آمدن چپ محتوم نیست. چپ باید خود را برای تحولات بزرگ آماده کند. سنگر بندی توده ای درمیان مردم محروم و پیوند خوردن با آنان وتجدید آرایش در چپ. ما باید تجارب جنبش کمونیستی ، جنبش کارگری و جنبش سوسیالیستی را بیاموزیم. خیزش دی را باید جدی بگیریم. نام فدائی گویای سرسپردگی به مردم ، سازش ناپذیری درمقابل دیکتاتوری و ازخود گذشتگی دردفاع از مردم وحاکمیت آنان است . گویای ،خود را وقف آرمان های مردم نمودن ، مبارزه برای آزادی ، مبارزه برای سوسیالیسم و استقلال کشوربود که هیچگاه نمی توان آنها را فراموش کرد. بعد از انقلاب متاسفانه بخش بزرگی از این سازمان به منطق فدائی پشت کردند. نمی توان هم فدائی بود و هم با تاریک اندیشی ایی که برمی خاست کنار آمد.

Advertisements

طبقات وطبقه کارگر درجهان سرمایه داری قسمت اول گفتگو ی فرامرز رفیعی از تلویزیون دریچه با محمدرضا شالگونی

زندگینامه احمد نوین در کشاکش زندگی و اشاراتی به وقایع آن دوران

سخنرانی حسن حسام ، روبن مارکاریان و یدی شیشوانی در نشست ۲۳ اکتبر اتحاد نیروهای چپ

گزارش تلویزیون برابری از نشست پالتاکی «شورای نمایندگان اتحاد نیروهای چپ و کمونیست ایران» در تاریخ یکشنبه ۲۳ اکتبر ۲۰۱۶ درباره «موقعیت کنونی، فرصتها و موانع همکاری نیروهای چپ و کمونیست». سخنرانان: حسن حسام از سازمان راه کارگر – روبن مارکاریان از سازمان کارگران انقلابی (راه کارگر) و یدی شیشوانی از سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

این کشته ها را انکار می کنند!

حکومت اسلامی یک گام به عقب نشسته، کشتار سال ۶۷ را گردن گرفته و در سنگر دوم کمین کرده است. نام این سنگر «منافقین خلق» است. کشتار را به بهانه ی آن توجیه می کنند. در این توجیه واقعیت دیگری را پنهان می کنند. کشتار صدها زندانی سیاسی چپ. اسامی برخی کشته شدگانی را که همجنان انکار می شوند، در این جا ببیند ...

حکومت اسلامی یک گام به عقب نشسته، کشتار سال ۶۷ را گردن گرفته و در سنگر دوم کمین کرده است. نام این سنگر «منافقین خلق» است. کشتار را به بهانه ی آن توجیه می کنند. در این توجیه واقعیت دیگری را پنهان می کنند. کشتار صدها زندانی سیاسی چپ. اسامی برخی کشته شدگانی را که همجنان انکار می شوند، در این جا ببیند …

 اخبار روز – حکومت زبان به اعتراف گشوده است. بعد از 28 سال، به قتل عام گسترده در زندان های سیاسی ایران اعتراف می کنند. این اعتراف، هر چند با قیافه ای حق به جانب و مصمم صورت می گیرد، و با توجیهات کثیف از جنس همان اعدام ها همراه است، اما همانند حباب بر آب است. هیچ کس در قتل عام هزاران زندانی سیاسی دست بسته، حق را به جانب قاتلین و اعدام کنندگان نخواهد داد.
حکومت اسلامی یک گام به عقب نشسته و کشتار سال 67 را گردن گرفته و در سنگر دوم کمین کرده است. نام این سنگر «منافقین خلق» است. می کوشند با توسل به سیاست های سازمان مجاهدین کشتارها را توجیه کنند. آن ها در این توجیهات واقعیت دیگری را پنهان می کنند. کشتار صدها زندانی سیاسی چپ. نامی از آن ها نمی برند زیرا نمی توان حتی با توجیهات امروز حکومتی ها اعدام آن ها را – که ربطی به «سیاست منافقین» نداشت، مشروع جلوه داد.
این سنگر نیز فرو خواهد ریخت. ادامهٔ مطلب »

حق رای عمومی و رابطه آن با دولت کارگری، مناظره آرش کمانگر و حسن بهزاد در پالتاک

كمون پاريس‏ و دريافت ماركس‏ از ديكتاتورى پرولتاريا !مونتى جانستون ترجمه روبن مارکاریان

جوهر کمون پاریس برای مارکس مستلزم دموکراسی همه جانبه مشارکتی است همراه با ترکیب دموکراسی مستقیم در پایه با انتخابات در سطوح منطقه ای و ملی که در آن نمایندگان تحت نظارت دائمی و گزارش‏ به پائین کار می کنند

جوهر کمون پاریس برای مارکس مستلزم دموکراسی همه جانبه مشارکتی است همراه با ترکیب دموکراسی مستقیم در پایه با انتخابات در سطوح منطقه ای و ملی که در آن نمایندگان تحت نظارت دائمی و گزارش‏ به پائین کار می کنند

مقدمه مترجم :  مقاله مونتی جانستون درباره «کمون پاریس و دریافت مارکس از دیکتاتوری پرولتاریا» یکی از مقالات با ارزش در تشریح نظریه دولت کارگری مارکس و انگلس در پرتو تجربه کمون پاریس است.

مونتی جانستون نشان می دهد که سوسیالیسم مارکس حاکمیت اکثریت عظیم برای اکثریت عظیم و به دست و توسط اکثریت عظیم است و این اصل از نظر مارکس وانگلس نه فقط در جوامعی که در آن ها پرولتاریا اکثریت جمعیت را تشکیل می دهد مصداق دارد بلکه در جوامعی نیز که طبقات غیرپرولتری به ویژه دهقانان وزن و حضور مهمی دارند و طبقه کارگر هنوز اکثریت جمعیت را تشکیل نمی دهد بدون رضایت و مشارکت اکثریت جامعه و به ویژه طبقات تحتانی که به مدد نفوذ سیاسی یا هژمونی طبقه کارگر ممکن می شود نظام سوسیالیستی نمی تواند ایجاد شود.پرداختن به دیکتاتوری پرولتاریا و روشن ساختن مفهوم آن در نزد مارکس وانگلس از موارد مهم دیگر این مقاله است. جانستون نشان می دهد که این اصطلاح معادل دیگری برای «دولت کارگری»، «سلطه سیاسی طبقه کارگر» و یا «حاکمیت طبقه کارگر» بوده است و برخلاف تحریفات استالینی از این واژه و قرار دادن آن در برابر دمکراسی، دولت کارگری از نقطه نظر مارکس و انگلس تعمیق دمکراسی و گسترش آن به حیطه اقتصادی و اجتماعی بوده است  و نه تعلیق دمکراسی.آیا کمون توانست در طول موجودیت خود سوسیالیسم را برقرار کند ؟کمون با هفتاد و دو روز موجودیت خود فرصت آن را نیافت که انقلاب اقتصادی راعملی کند و حاکمیت اقتصادی اکثریت را بر اقلیت بهره کش عملی سازد و به این ترتیب بزرگترين معيار اجتماعى كمون موجوديت كارگرى آن و نیز خصلت اجتماعی جمهوری ایجاد شده توسط کمون پاریس بود. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: