سپیده قلیان:درحال حاضرسپیده فرهان درزندان حتی نمی‌تواند راه برود.

سپیده متولد سال ۱۳۷۰ و ساکن تهران‌ است. در تجمعات خیابان انقلاب در دی ماه ۹۶ بازداشت می‌شود و پس از ۴۷ روز با وثیقه ۲۵۰ از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد می‌شود. او دانشجوی دوره‌ی کارشناسی گرافیک است و در کرج تحصیل می‌کرد. وقتی من با مادر سپیده فرهان صحبت کردم که آیا مرخصی‌ای برای شیوع ویروس کرونا به او داده‌اند، در پاسخ به من گفت که با درخواست مرخصی‌اش موافقت نشده است».

سپیده قلیان با بیان اینکه در حال حاضر سپیده فرهان در زندان حتی نمی‌تواند راه برود، گفت: او روز دوشنبه هفته‌ی گذشته با من تماس گرفت و از درد پای خود گفت که حتی نمی‌تواند راه برود، به بهداری اوین رفته‌ و از آنجا با تاخیر او را به بیمارستان منتقل کرده‌اند.

سپیده قلیان در گفت‌وگو با انصاف نیوز می‌گوید: پس از عکسبرداری به او گفته‌اند حتما باید آتل ببندی و پس از تماس با خانواده‌اش، مادر او آتلی را در زندان به او تحویل داد و اما دوباره وقتی سپیده در روز چهارشنبه با من تماس گرفت و گفت حتی با آتل هم‌ نمی‌توانم راه بروم.

او درباره‌ی پرونده‌ی سپیده فراهان گفت: ادامهٔ مطلب »

دوازده زندانی سیاسی زن زندان اوین: تحریم و نفی انتخابات پیمان مردم ایران با شهدا به ویژه شهدای قیام اخیر است

آینده هیچ گاه از آن تسلیم طلبان و سازشکاران نبوده و نخواهد بود. همه مدافعان حاکمیت اسلامی قداره بندان و قلم زنان و ماموران حکومتی، آنها که سر خم می‌کنند و ناحق را می‌پذیرند ادامه همین حاکمیت‌اند و مذموم و باطل؛ چه آنها که در خبرگان رهبری جلوس فرموده‌اند و چه آنها که در مجلس به ظاهر ملی!
برماست که انتخاباتشان را برای خودشان بگذاریم و در میدان واقعی انتخابات مردمی باقی بمانیم. هرکسی که پای صندوق‌های رای می‌رود اثر انگشتش بر روی ماشه‌ی اسلحه‌ای که به سمت جوانان انقلابی شلیک می‌شود ثبت خواهد شد و نشان تاییدی بر نظام حاکم و جنایاتش می‌باشد. تحریم و نفی انتخابات پیمان مردم ایران با شهدا به ویژه شهدای قیام اخیر است.

متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

۴۱ سال است که با تکرار کلمه ” انتخابات” سعی دارند حکومت سراسر استبدادی‌شان را دموکراتیک نشان دهند. حال آنکه از همان روزهای نخست، آزادی مردم و درپی‌اش آرای آنها به یغما رفت.
از همان روز که به جای مجلس موسسان با انتخابات آزاد مردم ایران، مجلس خبرگان برای تشکیل و حفاظت از سلطنت مطلقه‌ی دینی (ولایت فقیه) شکل گرفت حق حاکمیت و انتخاب مردم ایران غصب شد و به سرقت رفت. مجلس شورای اسلامی نیز که با حذف پیشین همه گروههای سیاسی به جز حلقه تنگ هوادارن تام حاکمیت مستبد، شکل گرفت و هر سال این حلقه‌ی راه یابندگان بدان تنگ تر شد و حتی به خودزنی رسید (چنانکه هم اکنون نیز شاهدیم) نه نهادی دموکراتیک بلکه عنصری سراسر ضد مردمی و تمام و کمال در خدمت حاکمیت است و غیر از آن هیچ مصرفی ندارد. چنانچه عموم مصوبات آن طی سالها گواهی میدهد. ادامهٔ مطلب »

سپیده قلیان: همه‌اش که نباید ترسید, راه که بیفتیم ترسمان می‌ریزد

من، به سهم خودم، قدم اول را با شکایت از آمنه سادات ذبیح‌پور و صدا و سیما و مدیر بخش خبری «بیست و سی» برداشتم. شکایتی نه از سر اعتماد به قوه‌ی قضاییه، یا امید به رسیدگی، بلکه از موضع برداشتن یک قدم رسمی برای اخلال در بازی خطرناک بازجو-خبرنگارها. اما این تنها قدم اول است و آخر کار نیست.

پخش اعترافات اجباری تلویزیونی، به عنوان یک ابزار تهدید، فشار و سرکوب، یک سنت امنیتی چهل ساله در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی است. همواره و پس از هر اعتراض، تجمع یا رخدادی، تعدادی بازجو-خبرنگار به خط می‌شوند تا نامستندی در توجیه واقعه بسازند. این نامستندها که احتمالاً شاخص‌ترین نمونه‌ی آن، «مستند هویت» در توجیه قتل‌های زنجیره‌ایِ قبل و بعد از ۱۳۷۵ بوده است، همیشه بخشی از آنتن صدا و سیما را به خود اختصاص داده است.

هر چند ظاهراً، آنچنان که در قضیه‌ی دروغ بزرگ سقوط هواپیمای اوکراینی، موکداً ثابت شد، این نه فقط متهمان و محکومان و زندانیان سیاسی، که مسئولین حکومت هم می‌توانند سوژه‌ی نامستندها باشند!

بخش عمده‌ی ما، شاید تصور کنیم که تمام مردم ایران، این شانتاژهای خبری را نادیده می‌گیرند و از روی آن‌ها عبور می‌کنند. اما متاسفانه چنین نیست. تکرار و تکرار و تکرار، در دروغگویی‌های امنیتی، می‌توانند عوامل پروپاگاندا و جنگ روانی‌ای باشند که در دراز مدت، به شکلی حقیقی، به باورهای بدنه‌ی مردم معترض و جان به لب آمده آسیب بزنند. به ویژه برای کسانی که در شهرهای کوچک‌تر زندگی می‌کنند، این نامستندها می‌توانند زندگی را تلخ و مختل کنند. ادامهٔ مطلب »

سپیده قلیان:«اینجا سپیدار است…» توئیت های سپیده قلیان درباره‌ی زندان سپیدار اهواز

سکوت می‌کنیم، همه مادر حدیث را مورد اهانت قرار می‌دهیم، همدست زندانبانیم. اینجا سیاهی عمیق‌ است. نسا در کارگاهی که مالکش فردی‌ست که پولش از پارو بالا می‌رود، از صبح تا شب کار می‌کند، سوزن می‌زند، نظافت می‌کنید برای ماهی ۱۰۰ هزار تومان. همه در مقابل این استثمار سکوت می‌کنیم، همدست زندانبانیم و سرمایه‌دارانش.تمام امکان‌های موجود از ما گرفته شده، مستند اعتراف اجباری زنان عرب از صدا و سیما پخش می‌شود، سکینه کتک می‌خورد، سمیه تا دو روز جرات ندارد از تختش پایین بیاید، همه حمله می‌کنیم. همدست زندانبانیم و این به ما تحمیل شده است. پرسنل زندانیان را کتک می‌زند، پابند و زنجیرشان می‌کند. آب قطع، تلفن قطع، زندگی قطع. من فکر می‌کنم فقط باید بروم. فقط باید بروم تا نمیرم.

اینجا رقص ممنوع است‌. دست همدیگر را گرفتن ممنوع است. لباس تنگ، آستین کوتاه، پیراهن کوتاه تا کمر ممنوع است. سمیه هفته‌ی گذشته با آهنگ برنامه ترانه باران رقصید. رییس اندرزگاه توبیخ و روانه‌ی قرنطینه‌اش کرد. سمیه در قرنطینه خودکشی کرد .ما جنازه‌ی سمیه را دیدیم و به گفته‌ی پزشک اگر دو دقیقه دیرتر متوجه می‌شدند مرده بود. سمیه پس از ۱۳ سال نرقصیدن، نبوسیدن، زندگی نکردن می‌خواست تمامش کند. با ملافه خودش را دار زده بود.

نماز اجباری‌ست، کار اجباری‌ست، سیاه بودن اجباری‌ست. فاضلاب بالا آماده است، آب قطع است، حمام نداریم، سرویس بهداشتی‌ نداریم.  ماریا را مادرش (مریم حمادی) با فلاسک می‌خواهد حمام کند. از دوربین متوجه می‌شوند، توبیخ می‌شود، کاری نمی‌کنیم، برای اینکه ماهم توبیخ نشویم، به او حمله می‌کنیم، همدست زندانبان شدن به ما تحمیل شده است

اینجا اکثراً آب قطع است، آب آشامیدنی نداریم. هیچ‌کس جرات اعتراض ندارد، حق اعتراض از ما گرفته شده است.  سه باجه‌ی تلفن برای جمعیتی که اگر در زندان کار کنند در روز فقط ده دقیقه حق تماس دارند. ده بند که در این سیاهی غرق شده است. مادر حدیث به خاطر اینکه شلوارش تنگ بود کارت تلفنش گرفته شده است. خودزنی می‌کند، خون کف کریدور پاشیده می‌شود، حدیث و ماریا با پای برهنه در خون می‌رقصند. ادامهٔ مطلب »

سپیده قلیان: ندا ناجی ندای حق‌خواهی کارگران، صدای اعتراض فرودستان

صدای گلرخ ایرایی، صدای شکوفه یداللهی، صدای آتنا دائمی و صدای تمام آنان که به اتهام عشق به انسان محصور و محبوس هستند. اما خواهرم، ندا، در روزهایی که در زندان قرچک ورامین هم‌بندی من بود، به من عشقی آموخت که فراموشی آن ناممکن است.

اگر نمی‌دانید، برای آگاهی و اگر فراموش کرده‌اید برای یادآوری می‌نویسم. بیش از شش ماه پیش، ندا ناجی، در تجمعی که به مناسبت روز جهانی کارگر در مقابل مجلس برگزار شده بود بازداشت شد. حالا او، پشت دیوارهای اوین، منتظر برگزاری دادگاه و محاکمه برای جرمی است که مرتکب نشده است. من ندا را پیش از زندان نمی‌شناختم. اما در روزهای حبس در زندان قرچک ورامین، شاهد مقاومت و شرافت زنی بودم که حالا سکوت در مورد وضعیت او عدم شرافت است.

ندا ناجی پس از مدت طولانی حبس در انفرادی به زندان قرچک ورامین منتقل شد. اما چنان استوار بود که گویی فشار بازجویی‌ها برایش هیچ نبوده است. مدت طولانی انفرادی و بازجویی‌های او هم به همین دلیل بود: مقاومت ندا بازجو را به ستوه آورده بود. ادامهٔ مطلب »

کانون نویسندگان ایران:آزادی موقت نویسندگان نشریه گام و حامیان اعتراض‌های کارگری

ندا ناجی دیگر بازداشتی روز جهانی کارگر همچنان بلاتکلیف در زندان به سر می‌برد و از سوی شعبه‌ی 28 دادگاه انقلاب برای این فعال اجتماعی نوبت رسیدگی گذاشته شده است. بنا به گفته‌ی جمال عاملی همسر وی، دادگاه ندا ناجی 22 آبان ماه برگزار خواهد شد.
عسل محمدی عضو نشریه‌ی گام نیز با قرار وثیقه‌ی 500 میلیون تومانی همچنان در انتظار آزادی است.
با این‌که میزان وثیقه نسبت به قرار اول کاهش داده شده است،همچنان سنگین و تامین آن برای خانواده‌ها بسیار دشوار بوده است.

خــبــــر

شامگاه شنبه، 4 آبان ماه 1398 اعضای نشریه‌ی اینترنتی گام؛ ساناز اللهیاری، امیرحسین محمدی‌فرد و امیر امیرقلی که اخبار اعتراض‌های کارگران نی‌شکر هفت‌تپه را پوشش می‌دادند با قرار وثیقه، از زندان اوین آزاد شدند. همچنین عاطفه رنگریز و مرضیه امیری از بازداشت‌شدگان تجمع روز جهانی کارگر در تهران و سپیده قلیان دانشجو و فعال اجتماعی در دزفول که در ارتباط با اعتراض‎‌های کارگران نی‌شکر هفت‌تپه دستگیر شده بود با قرار وثیقه آزاد شدند.
آزادی اسماعیل بخشی نماینده‌ی کارگران شرکت هفت‌تپه منوط به پایان تشریفات تودیع وثیقه است. بنا به گفته‌ی فرزانه زیلابی وکیل وی، در پی اعتراض ایشان به قرار وثیقه‎ی یک میلیارد و 500 میلیون تومانی اسماعیل بخشی، وثیقه به 750 میلیون تومان کاهش یافت. ادامهٔ مطلب »

کانون نویسندگان ایران:آزادی بیان در هفته‌ای که گذشت(۲۴ – ۳۰ مهر ۹۸)

عاطفه رنگریز فعال کارگری محبوس در زندان قرچک ورامین در ارتباط با روند دادرسی پرونده‌ی خود، «عدم پذیرش غیرقانونی وثیقه» و «صدور احکام ناعادلانه» نامه‌ای سرگشاده نوشت و از اعتراض خود در ارتباط با برخورد غیرقانونی با پرونده‌اش سخن گفت.
– خبر بازداشت سیاوش سلیمانی‌پور، شهروند اهل ارومیه و مدیر مسئول پایگاه خبری توقیف شده‌ی «چیچست نیوز» در برخی رسانه‌ها منعکس شد. او چند روز پیش از آن به‌دست ماموران اطلاعات سپاه در منزل شخصی خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بود.

چهارشنبه ۲۴ مهر:

– در این روز جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران هم‌زمان با حضور حسن روحانی رئیس دولت در این دانشگاه دست به تجمع اعتراضی زدند. یکی از اعتراض‌های آن‌ها صدور احکام سنگین برای دانشجویان و فعالین کارگری بود.

– اقبال زارعی، زندانی سیاسی محبوس ِزندان سقز در اعتراض به دخالت‌های اداره اطلاعات این شهر در روند قضایی پرونده‌اش دست به اعتصاب غذا زد.

– عاطفه رنگریز فعال کارگری در زندان قرچک ورامین دست به اعتصاب غذا زد.

– رخساره (ماهرخ) قنبری، نوکیش مسیحی که پیشتر به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود، برای تحمل دوران محکومیت خود راهی زندان کچوئی کرج شد.

– سهام آرمین شهروند بهایی اهل بهارستانِ اصفهان از زندان اصفهان آزاد شد. او در تاریخ ۱ مهرماه سال گذشته به همراه ۸ شهروند بهایی دیگر بازداشت و به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

دراین‌روز صفحه‌ی توییتر «باشگاه خبرنگاران جوان» نوشت: یک منبع مطلع صحت نامه‌ای که در آن دادستانی دستور فیلتر کردن فروشگاه اپلیکیشن‌های گوگل معروف به (گوگل پلی استور) را صادر کرده بود، تایید کرده است. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: