نامه مریم اکبری منفرد به مناسبت تولد۱۳ سالگی دخترش سارا

سارای نازنیم! ۱۳ سالگی‌ات را هم کنارت نبودم تا این میلاد خجسته را جشن بگیریم. می‌دانم می‌دانی که چرا الان از هم دوریم. می‌دانم در این ۹ سال رنج فراوان تحمل کردی ولی ما به هم قول دادیم. قول دادیم بخندیم تا زمانی که خنده بر لبان همه فرزندان ایران بنشیند. ما به هم دیگر قول دادیم از فرصت کوتاه ملاقات به اندازه تمامی لحظات نبودن‌هایم لذت ببریم. ما به هم قول دادیم پشت این دیو را زمین بزنیم.
سارای عزیزم! روزهای روشن فردا از آن ماست. در سپیده‌ای که زیر تلالو خورشید آزادی، نوازشگر موهایت باشم و بی دغدغه و بی استرس از تمام شدن زمان ملاقات به آغوشت بکشم. ما می‌خندیم تا آن طلوع سر برسد! نازنیم تولدت مبارک!
مریم اکبری منفرد، ۱۴ مهر۹۷، بند زنان زندان اوین”

“در یک نیمه شب سرد بارانی دی‌ماه تو را از آغوشم جدا کردند، در حالی که فقط سه سال و نیمه بودی. دستان کوچکت دور گردنم حلقه شده بود، تو در خواب شیرین کودکانه بودی.

الان ۹ سال از آن زمان می‌گذرد، تمام این سال‌ها روز تولدت را در سالن ملاقات جشن گرفتم. تمام هم‌بندیانم در شادی من شریک بودند. هرسال چند روز قبل از روز تولدت سرگرم تهیه و تدارک هرآنچه از دستم بر می‌آمد بودم. قد کشیدنت را پشت کابین ملاقات نظاره‌گر بودم و روی سکوی سنگی کابین ملاقات چوپ خط کشیدم، قد کشیدی و بزرگ شدی.

مدرسه رفتی و بالغ شدی و من در زندان خبر بالغ شدنت را شنیدم. امسال سیزدهمین سال تولدت است. از یک هفته پیش پشت تلفن از رویاهایمان گفتیم. برایت از کارهایی که برای تولدت قصد انجامش را داشتم، گفتم. تو گفتی: “مامان می‌شود هفته دیگر که تولدم است تنها بیایم ملاقات؟ فقط خودم و خودت؟” گفتم: “چرا که نه؟! حتما!” اما غافل از اینکه صیاد چشم دوخته به این دلخوشی‌های ما.

روز چهارشنبه صبح از دفتر بند از طریق خانم عبدالحمیدی (رئیس بند زنان) به صورت شفاهی متوجه شدم که به مدت سه هفته ممنوع الملاقات شده‌ام. در سالن ملاقات به محض اینکه مرا دیدی به آغوشم پریدی و گفتی: “وای مامان هفته بعد تولدم است و خودم تنها می‌آیم. دوتایی خودم و خودت!” ولی نمی‌دانستم چگونه این شادی کودکانه‌ات را با گفتن این جمله (ما هفته بعد ملاقات نداریم) خراب کنم. در اعماق وجودم، در قلبم حسی داشتم. خشم و نفرت برای کسانی که حتی توان دیدن اندک لبخند بر لبان تو را ندارند. خشمی در من زبانه می‌کشید. ادامهٔ مطلب »

Advertisements

تلاش میرحسین موسوی برای تبرئه خمینی از جنایت تابستان سیاه ۶۷! تقی روزبه

میرحسین موسوی مدیون حمایت خمییی از او به مثابه نخست وزیرمحبوب امام و سودای بازگشت به دوران عصرطلائی امام و قانون اساسی بی تنازل جمهوری اسلامی بوده است. از همین رو تمامی تلاش او برای حفظ اعتبارخود درگروه حمایت از خمینی و عصرامام و تبرئه او از جنایت ها و از جمله جنایت ۶۷ است.. نا گفته نماند که کروبی تاکنون در این مورد حتی حرفی نزده است. انگار نه انگار که چنین جنایتی وقوع پیداکرده است…. اگر منتظری با گذشتن از موقعیت قائم مقامی خود به افشاگری آن جنایت پرداخت، موسوی اما برای نجات موقعیت خود به توجیه آن پرداخته است.

انتشارنوارمیرحسین موسوی درباره کشتارتابستان سیاه، گرچه یادآور انتشارنوارمنتظری است، اما درست ۱۸۰ در جه در تقابل با آن قرارداد. در این نوار چندنکته به عریانی مشهوداست: تلاش برای تبرئه خمینی از این جنایت هولناک، تلاش برای تبرئه خود و خامنه ای، تلاش برای کوچک کردن اعتراض منتظری با ادعای این که برکناری اش ربطی به این مساله نداشت و یا آن را نخوانده و ندیده است.. . 

این نکته که افشای آن به در فضای جنبش ۸۸ به مصلحت نیست، و وعده توضیحات بیشتر را به آینده حواله می دهد که البته هنوز همپس از گذشت ۹سال این آینده فرانرسیده است! حتی در همان باصطلاح اعتراف جویده جویده به این جنایت عملا تمرکزخود را روی افشای عملیات مجاهدین خلق و اپوزیسیون می گذارد تا از این طریق هم جنایت رژیم را توجیه نماید. اما بطورکلی در آن زمان این سخنان را زیرفشارافکارعمومی وجنبش آن زمان به زبان آورد . گرچه در همان زمان جسته و گریخته گزارشات و اخباری حول این موضوع گیری او منتشرشد اما ظاهرا مصلحت ندیده است که نوارآن منتشرشود. در سال ۸۹ زهرارهنوردهم در یک موضع گیری ضمن محکوم کردن جنایت در عین حال مدعی شد که مقامات اجرائی و دولت میرحسین از آن خبرنداشته است… در حقیقت تمام سرمایه سیاسی و اجتماعی میرحسین موسوی مدیون حمایت خمییی از او به مثابه نخست وزیرمحبوب امام و سودای بازگشت به دوران عصرطلائی امام و قانون اساسی بی تنازل جمهوری اسلامی بوده است. از همین رو تمامی تلاش او برای حفظ اعتبارخود درگروه حمایت از خمینی و عصرامام و تبرئه او از جنایت ها و از جمله جنایت ۶۷ است.. نا گفته نماند که کروبی تاکنون در این مورد حتی حرفی نزده است. انگار نه انگار که چنین جنایتی وقوع پیداکرده است…. اگر منتظری با گذشتن از موقعیت قائم مقامی خود به افشاگری آن جنایت پرداخت، موسوی اما برای نجات موقعیت خود به توجیه آن پرداخته است.

ادامهٔ مطلب »

اطلاعیه کانون نویسندگان ایران در ارتباط با اعدام زندانیان سیاسی کرد

نکته اینجاست که اعدام هم‌زمان سه جوان که دو تن از آنها (لقمان و زانیار) بیش از ۹ سال در زندان به‌سر ‌بردند، نه برای «اجرای عدالت» که برای پراکندن رعب و با هدف سیاسی انجام گرفته است. اعدام به‌خودی خود و به هر دلیل و در مورد هر کس که اجرا شود، عملی غیر انسانی و محکوم است؛ خاصه اگر به منظور ایجاد وحشت و قفل زدن بر دهان مردم انجام شود. اعدام در ایران فقط یک روش غیر انسانی برای مجازات نیست بلکه در عین حال ابزاری است برای جلوگیری از آزادی بیان و دیگر آزادی‌های اجتماعی و سیاسی. به این معنا مخالفت با اعدام و بیرون راندنش از جامعه نه تنها انسانیت را به آدمی بازمی‌گرداند بلکه دفاع از آزادی نیز هست.

اعدام سه زندانی سیاسی
صبح روز شنبه ۱۷ شهریور سه زندانی سیاسی زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین حسین پناهی اعدام شدند. پیش از آن بسیاری از فعالان مدنی، سیاسی و نهادهای حقوق بشری در داخل و خارج کشور خواستار توقف اجرای حکم این سه نفر شده بودند.
زانیار و لقمان مرادی در مردادماه ۱۳۸۸ در مریوان به اتهام ترور فرزند امام جمعه مریوان دستگیر شدند. این دو پس از صدور حکم اعدام در نامه‌ای نوشتند که زیر شکنجه مجبور به اعتراف شده و هیچ نقشی در این ترور نداشته‌اند
این دو زندانی سیاسی در حالی روز شنبه ۱۷ شهریور به اتهام محاربه اعدام شدند که پرونده آن‌ها در دادگاه کیفری استان تهران باز است.
صالح نیکبخت، وکیل زانیار و لقمان مرادی می‌گوید که اجرای حکم اعدام آن‌ها در حالی که پرونده قتل رسیدگی و اتهام آنها ثابت نشده غیرقانونی است چون اتهام محاربه به دلیل همین اتهام قتل متوجه آنها شده است.
رامین حسین‌پناهی ۲۴ ساله و متهم به عضویت در حزب «کومله» بود. او پنجم بهمن ۱۳۹۶ در دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم شد. این حکم ۲۰ فروردین ۹۷ به تایید دیوان‌عالی کشور رسید.
وکلای رامین روند دادگاه را ناعادلانه خواندند و گفتند او در طول دوران تحقیقات مقدماتی و بازجویی در سلول‌های انفرادی، از دسترسی به وکیل و خانواده‌ محروم بوده و برای اعتراف تلویزیونی تحت فشار قرار گرفته است. ادامهٔ مطلب »

تجمع اعتراض خانوادەی زندانیان سیاسی محکوم بە اعدام، زانیار، لقمان و رامین / جمعه۱۶شهریور (فیلم)

واکنش جنایتکار پلشت، اسدالله لاجوردی بعد از تیرباران شکری اینگونه بود: اونکه شاه گفت نجس نژاده،ما کشتیم!

واکنش جنایتکار پلشت، اسدالله لاجوردی بعد از تیرباران شکری اینگونه بود: اونکه شاه گفت نجس نژاده،ما کشتیم!

واکنش جنایتکار پلشت، اسدالله لاجوردی بعد از تیرباران شکری اینگونه بود: اونکه شاه گفت نجس نژاده،ما کشتیم!
«شكرالله پاك نژاد» كه توسط دوستانش «شُكری» خطاب می شدند، <متولد شهر دزفول ¡>. «تا زمانی که در روی زمین یک انسان زندانی ، گرسنه، ستمکش ، محروم و بی فرهنگ موجود باشد، آزادی یک کلمه پوچ و توخالی بیش نیست…» از جستاره های معروف اوست . دفاعیات زنده یاد شکری در دادگاه نظامِ گذشته نشان از قدرت استدلال علمی، شجاعت و دلیری وی داشته و دارای شهرتی جهانی است. رژیم استبداد مذهبی بعد از شکنجه های وحشیانه، شکری را در اواخر آذز ماه سال ۶۰ در زندان اوین، تیرباران کرد. واکنش جنایتکار پلشت، اسدالله لاجوردی بعد از تیرباران رفیق شکری اینگونه بود: «اونکه شاه گفت نجس نژاده، ما کشتیم!
یاد و خاطرۀ گرامی و جاودان باد
روی تصویر: عبارتی از یکی از اشعار زنده یاد شاملو
ادامهٔ مطلب »

نامه سرگشاده خانواده بهنام ابراهیم زاده،فعال حقوق کودک به همه تشکلهای کارگری، مدافع حقوق کودک و مدافع انسانیت

ما خانواده بهنام ابراهیم زاده خواهان آزادی بی قیدوشرط او هستیم . ما به شدت نگران وضعیت بهنام و سلامتی او هستیم. ما از همگان میخواهیم که در دفاع از بهنام کنار ما باشند. به دستگیری او اعتراض کنند. بهنام باید فورا آزاد شود.

همانطور که اطلاع دارید، بهنام (اسد) ابراهیم زاده از روز ٢٧ مرداد ۱۳۹۷  دستگیر و به اداره اطلاعات کرمانشاه انتقال پیدا کرده است، بدون اینکه ما خانواده وی از وضعیت و مکان او اطلاعی داشته باشیم. بهنام جرمی نکرده است، جز دفاع از انسانیت. بهنام همیشه مدافع کارگر، مدافع کودکان و مدافع حقوق انسانها بوده است. به خاطر دفاع از همین اهدافش هفت سال را در زندان گذراند و از وقتی ‌که آزاد شده است، همواره مشغول کمک به همنوعان و کودکان زلزله زده در کرمانشاه وسرپل بوده است. ما خانواده بهنام ابراهیم زاده خواهان آزادی بی قیدوشرط او هستیم . ما به شدت نگران وضعیت بهنام و سلامتی او هستیم. ما از همگان میخواهیم که در دفاع از بهنام کنار ما باشند. به دستگیری او اعتراض کنند. بهنام باید فورا آزاد شود. ادامهٔ مطلب »

درخواست پول شیرینی و طناب‌دار در قبال تحویل جسد زندانیان اعدام شده بلوچ

گفته می‌شود رژیم تنها یک روز پس از درگیری با گروه جیش‌العدل این سه تن را در یک اقدام تلافی‌جویانه به سلول انفرادی منتقل کرده و سپس اعدام نموده است.

خبرگزاری فرات:روز دوشنبه ۱۲ شهریور سه زندانی سیاسی بلوچ در زندان زاهدان اعدام شدند، این افراد روز شنبه ۱۰ شهریور به سلول انفرادی منتقل شده بودند.هم اکنون نیروهای رژیم در قبال پس دادن جنازه‌ی این افراد از خانواده‌ی آنها تقاضای پول شیرینی یا طناب دار نموده‌اند.پول شیرینی یا طناب‌دار که در زندانهای ایران رایج است از سه ملیون و ٨۰۰ هزار تومان تا ۷ میلیون تومان است که از خانواده‌ی فرد اعدام شده در قبال پس دادن جنازه گرفته می‌شود.هویت این سه زندانی اعدام شده دُرمحمد شه‌بخش ۲۱ ساله اهل زاهدان، اسماعیل شه‌بخش ۲۳ ساله و حیات‌الله نوتی‌زهی ۲۴ ساله تبعه‌ی پاکستان اعلام شده است.این افراد در درگیری با نیروهای رژیم دستگیر شدند و آبان ماه سال گذشته به اعدام محکوم شدند. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: