تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما (2) از مارکس چگونه باید یاد کرد؟ مصاحبه بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما (2) از مارکس چگونه باید یاد کرد؟ مصاحبه بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما (2)
از مارکس چگونه باید یاد کرد؟
مصاحبه بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

 

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما
از مارکس چگونه باید یاد کرد؟
گفت و گوی بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

Advertisements

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما از مارکس چگونه باید یاد کرد؟ گفت و گوی بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما
از مارکس چگونه باید یاد کرد؟
گفت و گوی بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما
از مارکس چگونه باید یاد کرد؟
گفت و گوی بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

 

حشمت محسنی : نقدی بر دیدگاه رفیق فراهانی درباره دولت و دموکراسی (قسمت دوم)

دموکراسی صرفا مقوله‌ای طبقاتی نیست

محور دوم بحث و در یک معنا مساله اصلی رفیق فراهانی در این مقاله تاکید بر طبقاتی بودن دموکراسی است. نخست، کوشش می‌شود نکاتی را که در سراسر مقاله او به صورت پراکنده مطرح شده در یک نظم معین ارائه کنم، سپس ملاحظات خود را پیرامون آن مطرح کنم. طرح نکات رفیق فراهانی به صورت چکیده البته این خطر را در بر دارد که اندیشه او تا حدی وارونه گردد. اما من تمام کوشش خود را کرده‌ام با استناد به نوشته‌ی او با کوچک‌ترین تغییرات ادبی به روح بحث او وفادار بمانم. بنیاد تاکید او به قرار زیر است:

الف– دموکراسی مساوی یا مترادف مجموعه‌ای از آزادی‌های مدنی و سیاسی معین و جمع جبری آن‌ها نیست.

ب– دموکراسی برخلاف آزادی‌های مدنی و سیاسی یکسر امری طبقاتی است، دموکراسی عمومی سخن سُست و لغوی است؛ و تمام اشکال ممکن و معین آن مانند مشروطه سلطنتی، جمهوری دمکراتیک، نظام پارلمانی و نمایندگی مستقیم یا غیرمستقیم نیز طبقاتی است.

حشمت محسنی:نقدی بر دیدگاه رفیق فراهانی درباره دولت و دموکراسی (قسمت اول)

 

ادامهٔ مطلب »

حشمت محسنی:نقدی بر دیدگاه رفیق فراهانی درباره دولت و دموکراسی (قسمت اول)

مشارکت رفیق بهروز فراهانی در بحث پیرامون شعار آزادی، دموکراسی و سوسیالیسم که از سوی هیات اجرایی راه کارگر درگرفته است، از یک سو آماج انتقادهای او؛ و از سوی دیگر، جوهر باورهای او را عیان می‌کند. نوشتار حاضر در دو عرصه‌ی دولت و دموکراسی آرای او را به طور چکیده مورد وارسی قرار می‌دهد، و می‌کوشد عیار درستی و استحکام آن‌ها را نشان ‌دهد.

کاستی‌های تبیین رفیق فراهانی  از دولت

 رفیق فراهانی در نقد پُست مارکسیست‌ها به ما هشدار می‎دهد که آن‌ها پس از فروپاشی جوامع نوع شوروی بحث‌ها و مقولاتی را در قلمروی نظری وارد کرده‌اند، و از این راه یکی از مقولات پایه‌ای مارکسیسم را آماج حمله خود قرار داده‌اند. از منظر او این مقوله پایه‌ای چیزی جز دولت نیست. و بنیاد دولت نیز چیزی جز طبقاتی بودن آن نیست. در ادامه او با تاسی به لنین معنای سلطه و طبقاتی بودن دولت را روشن‌تر بیان می‌کند. به سخن دیگر، دریافت خود را از آن بدون هیچ تبصره و ملاحظه‌ای آشکار می‌سازد. رفیق فراهانی آن‌جا که دارد بر طبقاتی بودن دولت اشاره می‌کند دقیقا این دغدغه را به معرض نمایش می‌گذارد: ادامهٔ مطلب »

مجله کارگری : امیر جواهری گفتگو با روبن مارکاریان پیرامون سیاست پاکسازی قومی در عفرین ، سکوت مرگبار جهانی در برابر جنایات جنگی ترکیه و راهبرد سوسیالیستی

شهاب برهان:نان یا روسری؟!

هژمونی چپ به معنی سوسیالیستی در جامعه از این طریق به وجود نمی آید که کارگران از کارخانه ها پرچم به دست بروند رهبری جنبش های دیگر را به دست بگیرند، بلکه از این طریق ممکن است که فعالین سوسیالیست درون آن جنبش ها ( زنان، ملی، دانشجوئی و …) توانائی آن را کسب کنند که فعالان جنبش خود را به راه حل های سوسیالیستی در باره معضلات جنبش خودشان متقاعد کنند و جنبش را در آن مسیر بیاندازند. مداخله گری سوسیالیستی در همه عرصه ها ضرورت تکوین هژمونی سوسیالیستی و آلترناتیو سوسیالیستی است؛ و نخستین گام از اینجا آغاز می شود که : هرچند بخاطر سؤ تغذیه ام شیر ندارم نوزاد ام را سیر کنم، اما روسری افکندن ویدا، مسئله من هم هست!

این مطلب را هفته ای پیش نوشتم و به دلائلی از انتشار اش چشم پوشیدم. حالا فکر می کنم انتشار اش بهتر است تا رفتن به سبد کاغذ باطله.
*****
به موازات تجلیل و حمایت از جنبش روسری برداشتن در خیابان ها ( که من آن را بجای » نافرمانی مدنی»، « جنبش تمّرد ویدائی» می نامم)، اینجا و آنجا هم شکایت و نارضائی وجود داشت که: ما را چه به روسری؟ با روسری برداشتن چیزی عوض نمی شود؛ این اعتراض در مقایسه با مشکلات عظیم طبقه کارگر و زحمتکشان ما ارزش تمرکز ندارد؛ اولویت های ما جای دیگریست…. نمونه تیپیک و تیز چنین برخوردی را در جملات زیر در فیس بوک یکی از رفقای خوب مان دیدم:
«همینمون مونده بود که از روسری بر سر چوب کردن ذوق مرگ بشیم یعنی انقدر فشله مارکسیسم در ایران ؟» و : «مادری که دچار سوء تغذیه است و با شیره جانش هم نمی‌تونه نوزادشو سیر کنه براش فرق نداره روسری سرش باشه یا بی حجاب بچه اش مهمه میفهمی»؟  ادامهٔ مطلب »

ایران، چپ را فرامی خواند! به یاد جانبازی های نسل سیاهکل گفتگوی رادیو پیام آزادی در جمعه۲۰ بهمن ۱٣۹۶ – ۹ فوريه ۲۰۱٨ با محمد رضا شالگونی

ایران، چپ را فرامی خواند!
به یاد جانبازی های نسل سیاهکل
گفتگوی رادیو پیام آزادی در جمعه۲۰ بهمن ۱٣۹۶ – ۹ فوريه ۲۰۱٨ با
محمد رضا شالگونی

ویدا موحد ها، نرگس حسینی ها هستند که انقلاب ایران را رهبری می کنند. در مقابلشان سر تعظیم فرود می آوریم. آمدن چپ محتوم نیست. چپ باید خود را برای تحولات بزرگ آماده کند. سنگر بندی توده ای درمیان مردم محروم و پیوند خوردن با آنان وتجدید آرایش در چپ. ما باید تجارب جنبش کمونیستی ، جنبش کارگری و جنبش سوسیالیستی را بیاموزیم. خیزش دی را باید جدی بگیریم. نام فدائی گویای سرسپردگی به مردم ، سازش ناپذیری درمقابل دیکتاتوری و ازخود گذشتگی دردفاع از مردم وحاکمیت آنان است . گویای ،خود را وقف آرمان های مردم نمودن ، مبارزه برای آزادی ، مبارزه برای سوسیالیسم و استقلال کشوربود که هیچگاه نمی توان آنها را فراموش کرد. بعد از انقلاب متاسفانه بخش بزرگی از این سازمان به منطق فدائی پشت کردند. نمی توان هم فدائی بود و هم با تاریک اندیشی ایی که برمی خاست کنار آمد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: