تلویزیون راه کارگر یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷ برابر با ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۸ تقابل آلترناتیوها و ویژگی‌های آلترناتیو سوسیالیستی-دمکراتیک گفتگوی رضا رئیس‌دانا با روبن مارکاریان

Advertisements

محمد رضا شالگونی : چرا سوسیالیسم ؟ کدام سوسیالیسم؟

تلویزیون راه کارگر ، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ برابر با ۰۵ اگوست ۲۰۱۸ اوضاع سیاسی کشور از نگاه کنگره بیست و سه سازمان: بخش سوم گفتگوی داریوش ارجمندی با محمد رضا شالگونی : چرا سوسیالیسم ؟ کدام سوسیالیسم؟

یک قرن مارکسیستی جدید! جان بلامی فوستر، ترجمه: روبن مارکاریان

در حقیقت انقلاب جاری در اندیشه مارکسیستی وسیع تر از چند ملاحظه مربوط به مسائل اقتصادی است که در بالا به آن ها اشاره شد. مارکس بسی بیشتر از صرفاً یک اقتصاد دان سیاسی است و درحقیقت آثار او در تمامی عرصه های علوم اجتماعی و انسانی بازتاب یافته ، راه خود را درعلوم طبیعی بازگشوده و سیاست انقلابی مدرن را شکل داده است. امروزه تجدید حیات اندیشه مارکسیستی به همان شکل در عرصه های بسیار زیادی گسترش یافته است.

کمتراز دو دهه قبل، دراکتبر 1997،هنگامی که جهان پا به قرن بیست و یکم می گذاشت، «نیو یورکر»(New Yorker) شماره ویژه ای منتشر کرد با عنوان » چه پیش خواهد آمد ؟». یکی از مقالات آن شماره ،» متفکر بعدی» نام داشت که توسط «جان کاسیدی»(John Cassidy) گزارشگر اقتصادی با استعداد «نیو یورکر» به رشته تحریر درآمده بود و نام آن «بازگشت کارل مارکس» بود.»کاسیدی» دراین مقاله مطرح کرده بود که پس از صدوپنجاه سال انتشار»مانیفست کمونیست» مهم ترین متفکری که باید آثارش را خواند کسی نیست جز خود»کارل مارکس». مقاله او بازتاب وسیعی در میان چپ پیدا کرد. در دفتر نیویورک «مانتلی ریویو»( که او گاه به گاه برای صحبت با سردبیران «مانتلی ریویو»، هاری مگداف و پل سوئیزی به آن جا می آمد ، و من هم هر ازچندگاهی به آن جا سر می زدم ) مقاله » کاسیدی» روزها و هفته های پس از انتشار، موضوع بحث بود.
» کاسیدی» مسئله را این گونه مطرح کرده بود که او در حال گذراندن تعطیلات تابستانی با یک دوست قدیمی بود،» یک انگلیسی خیلی هوشمند و معقول » که فرد رده بالا در یک بانک سرمایه گذاری «وال استریت» بود. آن ها در این باره بحث می کردند که رونق مالی آواخر دهه نود کی به پایان خواهد رسید، در این جا بود که به گفته » کاسیدی»،
دوست او نام کارل مارکس را به میان می آورد و می گوید:» هر چه بیشتر از زمان اقامت من در» وال استریت» سپری می شود به همان اندازه بیشتر متقاعد می شوم که حق با مارکس بود».
» کاسیدی» می گوید ابتدا فکر کردم او شوخی می کند. ادامهٔ مطلب »

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما (2) از مارکس چگونه باید یاد کرد؟ مصاحبه بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما از مارکس چگونه باید یاد کرد؟ گفت و گوی بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما
از مارکس چگونه باید یاد کرد؟
گفت و گوی بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما
از مارکس چگونه باید یاد کرد؟
گفت و گوی بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

 

حشمت محسنی : نقدی بر دیدگاه رفیق فراهانی درباره دولت و دموکراسی (قسمت دوم)

دموکراسی صرفا مقوله‌ای طبقاتی نیست

محور دوم بحث و در یک معنا مساله اصلی رفیق فراهانی در این مقاله تاکید بر طبقاتی بودن دموکراسی است. نخست، کوشش می‌شود نکاتی را که در سراسر مقاله او به صورت پراکنده مطرح شده در یک نظم معین ارائه کنم، سپس ملاحظات خود را پیرامون آن مطرح کنم. طرح نکات رفیق فراهانی به صورت چکیده البته این خطر را در بر دارد که اندیشه او تا حدی وارونه گردد. اما من تمام کوشش خود را کرده‌ام با استناد به نوشته‌ی او با کوچک‌ترین تغییرات ادبی به روح بحث او وفادار بمانم. بنیاد تاکید او به قرار زیر است:

الف– دموکراسی مساوی یا مترادف مجموعه‌ای از آزادی‌های مدنی و سیاسی معین و جمع جبری آن‌ها نیست.

ب– دموکراسی برخلاف آزادی‌های مدنی و سیاسی یکسر امری طبقاتی است، دموکراسی عمومی سخن سُست و لغوی است؛ و تمام اشکال ممکن و معین آن مانند مشروطه سلطنتی، جمهوری دمکراتیک، نظام پارلمانی و نمایندگی مستقیم یا غیرمستقیم نیز طبقاتی است.

حشمت محسنی:نقدی بر دیدگاه رفیق فراهانی درباره دولت و دموکراسی (قسمت اول)

 

ادامهٔ مطلب »

حشمت محسنی:نقدی بر دیدگاه رفیق فراهانی درباره دولت و دموکراسی (قسمت اول)

مشارکت رفیق بهروز فراهانی در بحث پیرامون شعار آزادی، دموکراسی و سوسیالیسم که از سوی هیات اجرایی راه کارگر درگرفته است، از یک سو آماج انتقادهای او؛ و از سوی دیگر، جوهر باورهای او را عیان می‌کند. نوشتار حاضر در دو عرصه‌ی دولت و دموکراسی آرای او را به طور چکیده مورد وارسی قرار می‌دهد، و می‌کوشد عیار درستی و استحکام آن‌ها را نشان ‌دهد.

کاستی‌های تبیین رفیق فراهانی  از دولت

 رفیق فراهانی در نقد پُست مارکسیست‌ها به ما هشدار می‎دهد که آن‌ها پس از فروپاشی جوامع نوع شوروی بحث‌ها و مقولاتی را در قلمروی نظری وارد کرده‌اند، و از این راه یکی از مقولات پایه‌ای مارکسیسم را آماج حمله خود قرار داده‌اند. از منظر او این مقوله پایه‌ای چیزی جز دولت نیست. و بنیاد دولت نیز چیزی جز طبقاتی بودن آن نیست. در ادامه او با تاسی به لنین معنای سلطه و طبقاتی بودن دولت را روشن‌تر بیان می‌کند. به سخن دیگر، دریافت خود را از آن بدون هیچ تبصره و ملاحظه‌ای آشکار می‌سازد. رفیق فراهانی آن‌جا که دارد بر طبقاتی بودن دولت اشاره می‌کند دقیقا این دغدغه را به معرض نمایش می‌گذارد: ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: