رضا سپیدرودی:حلقه اصلی پیشروی به سوی بلوک کارگری – سوسیالیستی پس از خیزش آبان

راه کارهای عملی ناشی از الزامات وضعیت کنونی، همین گام ها و همین فصل مشترک های پایدار مطالباتی است که میان مجموعه ای از نیروهای همسو و همسرنوشت پدیدار می شود. درک این فصل مشترک ها، تعمیم آنها، خصلت بندی دقیق کسری های موجود و طرح آن کسری ها به عنوان ضرورت های فوری که باید از طریق اقدام جمعی، کنشگری آگاهانه بر بستر هم اندیشی و نقد عملکردها پاسخ بگیرد، چنانچه با حداکثر تمرکز برای پیروزی در هر جنگ موضعی مشخص طبقاتی درآمیزد، می تواند به شکل گیری بلوک کارگری-سوسیالیستی شتاب دهد.

خیزش آبان ماه که پایه اصلی آن فرودستان، کارگران، حاشیه نشینان، بی ثبات کاران و محذوفان بوده اند، با سرعتی سرسام آور و در ابعادی گسترده، حل قطعی مساله قدرت سیاسی را در کانون اصلی جدال سیاسی و طبقاتی نشانده و فضای جدیدی ایجاد کرده که در آن تحلیل درست رویدادهای سیاسی، اقتصادی، کارگری و… همه حوزه های دیگر بیش از هر زمان دیگر به شکلی بلاواسطه بر پایه منافع «پائینی ها» و در چهارچوب موقعیت انقلابی امکان پذیر است.

حالا هر مبارزه سیاسی، هر طرح اقتصادی، هر کنش، هر نقشه و هر اقدام مهم نه با واسطه، یا میانجی، که بدون واسطه و میانجی براین پایه سنجش می شود که چقدر پائینی ها را به عنوان یک نیروی مستقل تقویت می کند، به میدان می آورد و فضای پیشروی برای آنان بوجود می آورد. به عبارت دیگر وارد فاز جنگ های موضعی طبقاتی در موقعیت انقلابی شده ایم. از مهم ترین تفاوت های جنگ های موضعی در موقعیت پیشاانقلابی با دوره انقلابی، درجه و آهنگ برانگیختگی کنش ها و جزر و مد نیروها، سرعت شکل گیری راهکارها و تغییرات معنا دار کمٌی در درجه قطعیت و پیگیری آنها، همچنین درآمیختگی های وسیع تر شکل های مختلف اقدام و اعتراض است. ادامهٔ مطلب »

نقد وبررسی انقلاب کبیر اکتبر بمناسبت یکصدمین سالگرد آن – میزگرد نصرالله قاضی، روبن مارکاریان و محمد رضا شالگونی

ادامهٔ مطلب »

محمد رضا شالگونی:تصور روشنی از خواست هایمان داشته باشیم

کسانیکه بنام سوسیالیسم با شعارمجلس موسسان مخالفت می کنند، دانسته یا ندانسته، قبل از هر چیزبا حق رای عمومی مخالفت می ورزند وبدتر ازآن ، سوسیالیسم را مترادف با الغای حق رای عمومی معرفی میکنند. اگرحق تصمیم گیری درباره نظام سیاسی- اجتماعی یک کشوررا ازمردم آن سلب بکنیم بی حقی عمومی را پایه گذاری نکرده ایم؟ ثانیاً شعارمجلس موسسان با هر خواستی که درباره ساختار دولت جاگزین داشته باشیم ازجمله با خواست برپائی دولت نوع شورائی قابل جمع است.

تصور روشنی از خواست هایمان داشته باشیم

  فصل سیزدهم کتاب «کدام سوسیالیسم»

با همه تاکیداتی که مارکسیسم برضرورت حیاتی دمکراسی دارد، جریانهای مخالف دمکراسی درمیان آنهائی که خود را مارکسیست می نامند کم نیستند. و»سوسیالیسم موجود» درتقویت چنین جریانهائی بطورمستقیم یاغیرمستقیم تاثیرداشته است. البته بخاطرتاکیدات وسیع مارکسیسم بر ضرورت دمکراسی،  کسی نمیتواند هم خود را مارکسیست بنامد و هم صراحتاً با دمکراسی مخالفت کند. بهمین دلیل مخالفان «مارکسیست » دمکراسی معمولا مخالفتشان را زیر پوشش طرفداری از یک » دمکراسی عمیق تر» و ضدیت با دمکراسی بورژوائی بیان میکنند، و با انواع تفسیرات و تحریفات میکوشند مفاهیم مارکسیستی را درخدمت نظرات خود به کار گیرند. فقط با داشتن تصوری روشن از خواستهای مربوط به دمکراسی میتوان با این جریانهای ضد دمکراتیک بنحوی موثر مقابله کرد. از این رو، دراینجا توضیح مختصری درباره چند خواست مهم سیاسی را لازم میدانم. ادامهٔ مطلب »

به مناسبت پانزدهمین سال خاموشی زنده یاد آلبرت سهرابیان

آلبرت فعالیت های تشکیلاتی اش را در سازمان ما، سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) پی گرفت و سال ها ی سال عضو «کمیسیون نظارت مرکزی» و در آخرین سال های زندگی اش عضو افتخاری کمیته مرکزی سازمان بوده و همواره در مجامع و کنگره های سازمانی بر ضرورت ایجاد ادبیات مارکسیستی برای کارگران و تربیت کادرهای کارگری کمونیست و تلاش برای متحد ساختن صفوف جنبش کارگری و کمونیستی، پای می فشرد.

سردبیری سایت راه کارگر

پانزده سال، پیش در ۱۱ سپتامبر۲۰۰۴، آلبرت سهرابیان از مبارزان سرشناس جنبش کارگری و کمونیستی ایران، پس از شصت سال مبارزه در سنگر آزادی و سوسیالیسم، چشم از جهان فروبست.

آلبرت در کودکی پدر و مادرش را از دست داد و ناچار شد از شش سالگی برای تامین معاش خود، و کمک به خواهران و برادارانش، به کار بپردازد. پس از شهریور ۱۳۲۰ که فضای سیاسی ایران گشوده شد، در سن ۱۳ سالگی، به سازمان جوانان حزب توده پیوست. از آن پس، در همکاری با باقر امانی و همراه سایر یارانش مانند آوانس مرادیان، با پی ریزی «هسته های کمونیستی» راه خود را از حزب توده جدا کرد. آن ها سپس سازمانی به نام «شوراها» را تاسیس کردند. آلبرت که کارگر کفاش بود همراه با آوانس مرادیان،هونان عاشق و مانوئل اسماعیلی و دیگر رفقایش در فعالیت های سندیکائی و به ویژه سندیکای کارگران کفاش شرکت کرد. سازمان «شوراها» در سال ۱۳۲۸ تحت پیگرد پلیس قرار گرفته و اعضای آن دستگیر شدند. آلبرت نیز پس از مدتی در سال ۱۳۲۹ به جرم فعالیت با سازمان« شوراها» دستگیر و به دو سال زندان محکوم شد. پس از رهائی از زندان با سیرانوش مرادیان ازدواج کرد. ادامهٔ مطلب »

مصاحبه صادق افروز با محمد رضا شالگونی:در باره گذار به سوسیالیسم و دولت کارگري

در باره گذار به سوسیالیسم و دولت کارگري
مصاحبه صادق افروز با محمد رضا شالگونی

حدود بیست سال قبل ، رفیق محمد رضا شالگونی مقاله اي نوشت تحت عنوان »اختلاف بر سرچیست؟« این مقاله در گرماگرم بحث ها و تلاش هایی در جهت وحدت سه سازمان چپ نوشته شده بود .پس از گذشت دو دهه از نگارش این مقاله ارزنده ، بر آن شدم تا با رفیق شالگونی در مورد رئوس مطرح در این مقاله مصاحبه اي داشته باشم . این مقاله در فرمت ورد توسط وبلاگ سیاسی – تئوریک مجددا تایپ شده و در دسترس علاقمندان می باشد )1( صادق افروز : با تشکر از شما رفیق شالگونی عزیز که دعوت مرا براي انجام این گفتگو پذیرفتید.راستش وقتی وبلاگ سیاسی – تئوریک این مقاله را مجددا منتشر کرد فرصتی ایجاد شد تا دوباره این مقاله با ارزش را بخوانم .در حالی که در طول بیست سال گذشته و پس از نگارش این مقاله ، چپ ایران همواره تلاش هایی را به منظور

مصاحبه صادق افروز با محمد رضا شالگونی:در باره گذار به سوسیالیسم و دولت کارگري

کمون پاریس همیشه زنده است‌ ! رحمت خوشکدامن

کموناردها را کشتند، به سیاه‌چال‌ها انداختند، به تبعیدگاه‌ها روانه کردند. اما نتوانستند راهی را که آنها به کارگرانِ جهان نشان‌دادند، از بین ببرند. از اینروست‌که ما فریاد می‌زنیم: «نام کارگرانِ پاریس، با کمون‌شان، برای همیشه به عنوان پیام‌آور پرافتخار جامعه‌ی نوین با احترامِ تمام یاد خواهد شد. خاطره‌ی کشته‌شدگانش، سرشار از احترام در قلب طبقه‌ی کارگر برای همیشه باقی خواهدماند؛ و آنان‌که دست به نابودی‌اش زدند از هم اکنون به چرخ عذاب و مذمت تاریخ بسته شده‌اند و دعای همه‌ی کشیشان‌شان با هم نیز برای آمرزش گناهان‌شان کفایت نخواهد کرد.» (۴)زنده باد کمون!

از کمون بیاموزیم‌!

نسخه‌ی چاپی (پی دی اف)

درسپیده دم ۱۸ مارس ۱۸۷۱ کارگرانِ پاریس با شهامتی بی‌نظیر و قهرمانانه در وضعیتی استثنائی با فریادهای زنده باد کمون حکومت بورژوازی را سرنگون می‌کنند. کمیته مرکزی گارد ملی که در آن لحظه  ۲۱۵ گردان متشکل را تحت فرمان خود داشت، تمام قدرت را در دست می‌گیرد و فرمان تسخیر تمام مراکز مهم دولتی را صادر می‌کند. بورژوازی و نماینده‌اش «این فسقلی بدنهادِ تی‌یر» به ورسای متواری می‌شوند و از آنجا برای بازپس‌گردانیدن حکومتِ ازدست‌رفته‌شان تلاش می‌کنند.

کمیته مرکزی گارد ملی در اولین جلسه خود در تالار شهرداری که چند ساعتی از تصرف آن نگذشته بود، سرنگونی دولت بورژوازی را اعلام، و در اولین قطع‌نامه‌ی خود فرمان لغو حکومت نظامی و آزادی تمام زندانیان سیاسی را صادر می‌کند. کمون، در فاصله بسیار کوتاهی که در قدرت بود، می‌تواند با قاطعیتی باورنکردنی اقدامات وسیعی را بر علیه نظام ضد انسانی بورژوازی و ماشین سرکوب بوروکراتیکش انجام دهد. کمون از همان روزهای اول پایه‌های قدرت دولتی بورژوازی را نشانه می‌گیرد. ادامهٔ مطلب »

در باره گذار به سوسیالیسم و دولت کارگری: مصاحبه صادق افروز با محمد رضا شالگونی

در باره گذار به سوسیالیسم و دولت کارگری: مصاحبه صادق افروز با محمد رضا شالگونی

حدود بیست سال قبل ، رفیق محمد رضا شالگونی مقاله ای نوشت تحت عنوان «اختلاف بر سرچیست؟» این مقاله در گرماگرم بحث ها  و تلاش هایی در جهت وحدت سه سازمان چپ نوشته شده بود .پس از گذشت دو دهه از نگارش این مقاله ارزنده ، بر آن شدم تا با رفیق شالگونی در مورد رئوس مطرح در این مقاله مصاحبه ای داشته باشم .این مقاله در فرمت ورد توسط وبلاگ سیاسی – تئوریک مجددا تایپ شده و در دسترس علاقمندان می باشد (۱)

صادق افروز با تشکر از شما رفیق شالگونی عزیز که دعوت مرا برای انجام این گفتگو پذیرفتید.راستش وقتی وبلاگ سیاسی – تئوریک این مقاله را مجددا منتشر کرد فرصتی ایجاد شد تا دوباره این مقاله با ارزش را بخوانم .در حالی که در طول بیست سال گذشته و پس از نگارش این مقاله ، چپ ایران همواره تلاش هایی را به منظور وحدت انجام داده ، ولی دو موضوع کلیدی را که شما در این نوشته مطرح کرده اید کمتر مورد توجه قرار داده است . اول ، نظامی که می خواهیم بجای جمهوری اسلامی برقرار کنیم و دوم ، نیرویی که می بایست با اتکا به آن این تغییر انجام پذیرد .قبل از آنکه به خود مقاله بپردازیم ، رفیق شالگونی عزیز می شود ما را به بیست سال قبل ببرید و توضیح دهید در چه  شرایطی این مقاله نوشته شد و دوگروه دیگری که قرار بود اتحاد با آنها انجام شود چه گروه هایی بودند و سرنوشتشان چه شد ؟

در باره گذار به سوسیالیسم و دولت کارگری: مصاحبه صادق افروز با محمد رضا شالگونی

*نگاهی به تحولات ونزوئلا با روبن مارکاریان: زمینه‌های فراز و نشیب چپ در آمریکای لاتین. سیاست تغییر رژیم نامطلوب، سیاست دائمی ایالات متحده. دلایل حمایت طرفداران ایرانی رژیم‌چنج از کودتا در ونزوئلا

اعتراضات کارگری درنیشکر هفت تپه و فولاد اهواز: نتایج بلافصل و دستاوردها ! رضا سپیدرودی

این مبارزات تصویر روشن تری از رابطه میان جنبش کارگری و جنبش سوسیالیستی در شرایط کنونی ترسیم کرده و نشان داده است که اوج گیری جنبش کارگری پایه برآمد جنبش سوسیالیستی است که می تواند به سهم خود به پروژه های همگرایی در میان نیروهای سوسیالیست شتاب بدهد. در واقع پس از اعتراضات کارگری در نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز، دیگر جای تردیدی نمانده است که پاسخگویی به الزامات حیاتی و واقعی تقویت جنبش کارگری از سوی چپ، خاصه کنشگری های غیرفرقه ای و حمایتگرانه در نبردهای موضعی طبقاتی، اهرمی کلیدی برای تقویت همگرایی در جنبش سوسیالیستی است.

اعتراضات ۲۸ روزه کارگران نیشکر هفت تپه و ۳۸ روزه کارگران فولاد اهواز از درخشان ترین و برجسته ترین نبردهای موضعی طبقاتی و مطالباتی طبقه کارگر است. تحلیل درهم تنیده از نتایج بلافصل وعمومی این مبارزات حائز اهمیت است و می تواند با غنا بخشیدن به نبردهای موضعی نوین در مسیر سراسری شدن مبارزات کارگری، چشم انداز شکل گیری همگرایی های بزرگ و سرنوشت ساز را تقویت نماید.
در نمای نزدیک و در حوزه نتایج بلافصل، رژیم تاکنون به جز پرداخت بخشی از دستمزدهای معوقه، در برابر پذیرش سایر مطالبات کارگران هفت تپه و فولاد اهواز مقاومت کرده است. آنها اسماعیل بخشی را بشدت شکنجه کردند تا صدایش را خاموش کنند، علی نجاتی از فعالآن برجسته سندیکای نیشکر هفت تپه را با وجود عمل جراحی قلب به زندان کشاندند و برایش پرونده سازی کردند، خانه کارگر را در شوش به عنوان دلال سیاست های وزارت کار و اهرم انحراف اعتراضات کارگری فعال کردند تا نقش توطئه گرانه اش در راه اندازی شورای اسلامی کار و تحمیل آن به کارگران را ایفا کند. آنها تا حدی پیش رفتند که حتی چند نفر از اعضای «مجمع کارگری» را فریفتند. به جای مطالبه «اداره شورایی» کارخانه و لغو خصوصی سازی، شکنجه، سرکوب، تهدید، زندان، شوراهای اسلامی کار، ادامه ساختار بحران زده مالکیت در نیشکر هفت تپه و ادامه سلطه مافیا در فولاد اهواز را در برابر کارگران گذاشتند. اما همه این فشارها و سرکوب ها نه توانست اراده پیکارجویانه کارگران را درهم بشکند، نه پرچم مطالباتی آنها را پائین بکشد. در حالی که مبارزه کارگران برای دستیابی به مطالبات شان همچنان ادامه دارد، در نمای عمومی اعتراضات ۲۸ روزه نیشکر هفت تپه و ۳۸ روزه فولاد اهواز تا همین جا نقش مهمی در جنبش کارگری ایران ایفا کرده و توانسته است این جنبش را در مسیر عمومی شدن گامی به جلو ببرد.  ادامهٔ مطلب »

تلویزیون راه کارگر یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷ برابر با ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۸ تقابل آلترناتیوها و ویژگی‌های آلترناتیو سوسیالیستی-دمکراتیک گفتگوی رضا رئیس‌دانا با روبن مارکاریان

محمد رضا شالگونی : چرا سوسیالیسم ؟ کدام سوسیالیسم؟

تلویزیون راه کارگر ، یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ برابر با ۰۵ اگوست ۲۰۱۸ اوضاع سیاسی کشور از نگاه کنگره بیست و سه سازمان: بخش سوم گفتگوی داریوش ارجمندی با محمد رضا شالگونی : چرا سوسیالیسم ؟ کدام سوسیالیسم؟

یک قرن مارکسیستی جدید! جان بلامی فوستر، ترجمه: روبن مارکاریان

در حقیقت انقلاب جاری در اندیشه مارکسیستی وسیع تر از چند ملاحظه مربوط به مسائل اقتصادی است که در بالا به آن ها اشاره شد. مارکس بسی بیشتر از صرفاً یک اقتصاد دان سیاسی است و درحقیقت آثار او در تمامی عرصه های علوم اجتماعی و انسانی بازتاب یافته ، راه خود را درعلوم طبیعی بازگشوده و سیاست انقلابی مدرن را شکل داده است. امروزه تجدید حیات اندیشه مارکسیستی به همان شکل در عرصه های بسیار زیادی گسترش یافته است.

کمتراز دو دهه قبل، دراکتبر 1997،هنگامی که جهان پا به قرن بیست و یکم می گذاشت، «نیو یورکر»(New Yorker) شماره ویژه ای منتشر کرد با عنوان » چه پیش خواهد آمد ؟». یکی از مقالات آن شماره ،» متفکر بعدی» نام داشت که توسط «جان کاسیدی»(John Cassidy) گزارشگر اقتصادی با استعداد «نیو یورکر» به رشته تحریر درآمده بود و نام آن «بازگشت کارل مارکس» بود.»کاسیدی» دراین مقاله مطرح کرده بود که پس از صدوپنجاه سال انتشار»مانیفست کمونیست» مهم ترین متفکری که باید آثارش را خواند کسی نیست جز خود»کارل مارکس». مقاله او بازتاب وسیعی در میان چپ پیدا کرد. در دفتر نیویورک «مانتلی ریویو»( که او گاه به گاه برای صحبت با سردبیران «مانتلی ریویو»، هاری مگداف و پل سوئیزی به آن جا می آمد ، و من هم هر ازچندگاهی به آن جا سر می زدم ) مقاله » کاسیدی» روزها و هفته های پس از انتشار، موضوع بحث بود.
» کاسیدی» مسئله را این گونه مطرح کرده بود که او در حال گذراندن تعطیلات تابستانی با یک دوست قدیمی بود،» یک انگلیسی خیلی هوشمند و معقول » که فرد رده بالا در یک بانک سرمایه گذاری «وال استریت» بود. آن ها در این باره بحث می کردند که رونق مالی آواخر دهه نود کی به پایان خواهد رسید، در این جا بود که به گفته » کاسیدی»،
دوست او نام کارل مارکس را به میان می آورد و می گوید:» هر چه بیشتر از زمان اقامت من در» وال استریت» سپری می شود به همان اندازه بیشتر متقاعد می شوم که حق با مارکس بود».
» کاسیدی» می گوید ابتدا فکر کردم او شوخی می کند. ادامهٔ مطلب »

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما (2) از مارکس چگونه باید یاد کرد؟ مصاحبه بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما از مارکس چگونه باید یاد کرد؟ گفت و گوی بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما
از مارکس چگونه باید یاد کرد؟
گفت و گوی بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

تاثیر اندیشه های انقلابی کارل مارکس بر جهان معاصر ما
از مارکس چگونه باید یاد کرد؟
گفت و گوی بهروز خباز با محمدرضا شالگونی

 

حشمت محسنی : نقدی بر دیدگاه رفیق فراهانی درباره دولت و دموکراسی (قسمت دوم)

دموکراسی صرفا مقوله‌ای طبقاتی نیست

محور دوم بحث و در یک معنا مساله اصلی رفیق فراهانی در این مقاله تاکید بر طبقاتی بودن دموکراسی است. نخست، کوشش می‌شود نکاتی را که در سراسر مقاله او به صورت پراکنده مطرح شده در یک نظم معین ارائه کنم، سپس ملاحظات خود را پیرامون آن مطرح کنم. طرح نکات رفیق فراهانی به صورت چکیده البته این خطر را در بر دارد که اندیشه او تا حدی وارونه گردد. اما من تمام کوشش خود را کرده‌ام با استناد به نوشته‌ی او با کوچک‌ترین تغییرات ادبی به روح بحث او وفادار بمانم. بنیاد تاکید او به قرار زیر است:

الف– دموکراسی مساوی یا مترادف مجموعه‌ای از آزادی‌های مدنی و سیاسی معین و جمع جبری آن‌ها نیست.

ب– دموکراسی برخلاف آزادی‌های مدنی و سیاسی یکسر امری طبقاتی است، دموکراسی عمومی سخن سُست و لغوی است؛ و تمام اشکال ممکن و معین آن مانند مشروطه سلطنتی، جمهوری دمکراتیک، نظام پارلمانی و نمایندگی مستقیم یا غیرمستقیم نیز طبقاتی است.

حشمت محسنی:نقدی بر دیدگاه رفیق فراهانی درباره دولت و دموکراسی (قسمت اول)

 

ادامهٔ مطلب »

حشمت محسنی:نقدی بر دیدگاه رفیق فراهانی درباره دولت و دموکراسی (قسمت اول)

مشارکت رفیق بهروز فراهانی در بحث پیرامون شعار آزادی، دموکراسی و سوسیالیسم که از سوی هیات اجرایی راه کارگر درگرفته است، از یک سو آماج انتقادهای او؛ و از سوی دیگر، جوهر باورهای او را عیان می‌کند. نوشتار حاضر در دو عرصه‌ی دولت و دموکراسی آرای او را به طور چکیده مورد وارسی قرار می‌دهد، و می‌کوشد عیار درستی و استحکام آن‌ها را نشان ‌دهد.

کاستی‌های تبیین رفیق فراهانی  از دولت

 رفیق فراهانی در نقد پُست مارکسیست‌ها به ما هشدار می‎دهد که آن‌ها پس از فروپاشی جوامع نوع شوروی بحث‌ها و مقولاتی را در قلمروی نظری وارد کرده‌اند، و از این راه یکی از مقولات پایه‌ای مارکسیسم را آماج حمله خود قرار داده‌اند. از منظر او این مقوله پایه‌ای چیزی جز دولت نیست. و بنیاد دولت نیز چیزی جز طبقاتی بودن آن نیست. در ادامه او با تاسی به لنین معنای سلطه و طبقاتی بودن دولت را روشن‌تر بیان می‌کند. به سخن دیگر، دریافت خود را از آن بدون هیچ تبصره و ملاحظه‌ای آشکار می‌سازد. رفیق فراهانی آن‌جا که دارد بر طبقاتی بودن دولت اشاره می‌کند دقیقا این دغدغه را به معرض نمایش می‌گذارد: ادامهٔ مطلب »

مجله کارگری : امیر جواهری گفتگو با روبن مارکاریان پیرامون سیاست پاکسازی قومی در عفرین ، سکوت مرگبار جهانی در برابر جنایات جنگی ترکیه و راهبرد سوسیالیستی

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: