«موسیقی در مورد » استثمار نیروی کار در طول تاریخ

 

اکبر معصوم بیگی:نجف دریابندری، از پرآوازه‌ترین نثرنویسان ما درگذشت

با همه‌ی تسلط بی‌چون و چرایی که به زبان و گفتار عامیانه داشت، هرگز از تسلط و احاطه‌ی خود «سوء استفاده» نکرد. «بیلی باتگیت» و «هاکلبری فین» نمونه‌های شاخص این روش کارند. در روان کردن متن (حتی متن های فلسفی) استادی بی‌رقیب بود، گرچه شاید بشود این ایراد را به او گرفت که برای قند عسل کردن فارسی و روان کردن متن، کار را به اصطلاح قدری «گِرد» می‌کرد. دریابندری عضو کانون نویسندگان ایران بود و تا همین چند سال پیش اگر امکان می‌یافتیم که مجمع عمومی برگزار کنیم همیشه برایش کارت دعوت می‌فرستادیم. یاد نجف دریابندی گرامی که ما را از لذت خواندن ادبیات والا به بهترین نثرها بهرمند ساخت و تسلیت به ادبیات مستقل ایران از بابت از دست دادن یکی از بزرگان بی‌بدیل خود.

نجف دریابندری یکی از پرآوازه‌ترین نثرنویسان ما درگذشت. به‌عمد نوشتم «نثرنویس» و نه مترجم و نویسنده که، به‌قول بزرگی دیگر در عالم ادبیات ما، «دریابندری است و نثرش».

دریابندری ترجمه را از زندان فرمانداری نظامی تهران، پیش از تشکیل سازمان جهنمی ساواک، آغاز کرد، از حول و حوش سال ۳۲ تا ۳۶. مترجمان از زندان آغاز کرده کم نداریم: ابراهیم یونسی، به آذین، فیروز شیروانلو، عبدالصمد خیرخواه، مجید امین مؤید و… روزی باید فهرستی از این مترجمان زبردست پرداخت. دریابندری از مترجمان و نویسندگانی است  که برخلاف آن شوخی معروف گروچو مارکس: «من از هیچ شروع کردم و در سایه سعی و تلاش شبانه‌روزی به قعر فقر و فاقه سقوط کردم!» از پایه‌ای‌ترین و ابتدایی‌ترین عناصر ادبیات آغاز کرد و به جایی رسید که به جرئت می‌توان گفت تحولی ماندنی در نثر فارسی پدیدآورد و اگرنه بزرگ‌ترین مترجم عصر حاضر ادبیات داستانی ما که به یکی از بزرگان ترجمه‌ی ما مبدل شد(کافی‌ست چاپ نخست «وداع با اسلحه»ی همینگوی را با یک فاصله پنجاه و چند ساله با ترجمه‌ی داستان کوتاه مشهور همین نویسنده  «آدمکش ها» مقایسه کنید تا عیار کار دستتان بیاید). ادامهٔ مطلب »

جای خالی رفیقان

دزدان انقلاب
حاکمان وقت
عربده کشان مناره و منبر
رانت خواران چپاولگر
در لواسان های بی دردی
و جای خالی رفیقان در لحظه های تصمیم

به یاد رفیق از دست رفته ایرج حیدری

در سرمای خشک و سوزنده ی تهران
کودک کار
با انگشتان کوچک و سرخش
به شیشه ماشین می زند
در دستان کوچکش ، دسته ی گلی برای فروش
شیشه ی ماشین پایین می آید و
گرمایی مظبوع از داخل ماشین بر صورت کودک می نشیند
گرمای مطبوع  اما دیری نمی پاید
وشلاق سرد زمستانی
دوباره از سر می گیرد
******************** ادامهٔ مطلب »

مانيفست ويکتور خارا با زيرنويس فارسی به ترجمه ی احمد شاملو

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت نوزدهمین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ معاصر، احمد شاملو

در این سال‌های خاکستری و خفقان، از یک سو شاهد کوشش حکومتیان در لباس‌های امنیتی، انتظامی و قضایی برای بر هم زدن مراسم یادبود شاملو بوده‌ایم که به ضرب و شتم اهل قلم و پرونده سازی برای آنان انجامیده است و از سوی دیگر، شاهد نمایش حاکمان با شعر و کتاب شاملو هستیم. گویا از نظر ایشان شاعر خوب، شاعر مرده است؛ اما شاعران حقیقی، همواره با اندیشه‌ها، شعرها و کتاب‌هایشان حضور دارند. احمد شاملو از نگاه ما نماد همه‌ی جان‌های شیفته‌ای ست که در برابر استبداد، ابتذال و سانسور ایستادند، نوشتند و بخش پیشرو ادبیات و فرهنگ ایران را آفریدند؛ حضور ما بر مزار او در حقیقت بزرگ داشتن یاد همه‌ی شاعران و نویسندگان مخالف سانسور و مدافع آزادی بیان است.

آن که می‌اندیشد

به ناچار دم فرو می‌بندد

اما آنگاه که زمانه

زخم خورده و معصوم

به شهادت‌اش طلبد

به هزار زبان سخن خواهد گفت …

نوزده سال از خاموشی شاعر بزرگ، احمد شاملو، گذشته است، اما او چونان قله‌ای است که هر چه از آن دورتر شویم عظمتش را بیشتر در می‌یابیم. بامداد شاعر، ستایشگر عشق و آزادی، یک دم از سرنوشت انسان هم‌عصر خود غافل نبود. همه‌ی عمر از مقاومت در برابر ستمی سرود که بر مردم روا داشته می‌شد. از همین رو، ستیز با نابرابری، سانسور و آزادی کُشی در شعرها و سخنانش موج می‌زند.

ادامهٔ مطلب »

فيروز – زهرة المدائن فيروز – زهرة المدائن (1967) غناء فيروز تأليف الاخوين الرحباني ألحان الاخوين الرحباني لأجلك يا مدينة الصلاة اصلي لاجلك يا بهية المساكن يا زهرة المدائن يا قدس …

 ترانه زیبای فیروز تحت عنوان يروز – زهرة المدائن (قدس، گل شهرها)

احمد کایا_از یک محله‌ی فقیر نشین(زیرنویس فارسی)

ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: