کانال تلگرامی « هم راه کارگران » منتشر می کند کمپین های سراسری و مطالبات عمومی «اکنون» و «اینجا» (یادداشت دوم) از: کامران صفایی

هر قدر کمپین ها قدرتمند تر باشند امکان سرکوب آنها کمتر است و اگر مستقل و رادیکال باشند، سایر شکل های اعتراض مثل تجمع، تحصن، نافرمانی مدنی، و حتی اعتراضات قانونی را بیشتر تقویت می کنند و فضای حرکت را گسترش می دهند. مثل بسیاری از شکل های دیگر اقدام، شکل اقدام کمپینی نیز متضمن وحدت در مضمون و تنوع در شکل است.

در یادداشت اول به سازماندهی کمپین های اعتراضی به عنوان حلقه ای از کنشگری که می تواند در کانون توجه فعالان و حامیان پیگیر حقوق کارگران و فرودستان در مسیر تلاش برای تغییر توازن قوای کنونی قرار بگیرد، اشاره شد. گردآوری این یا آن محور مشخصِ نارضایتی عمومیِ نقدا موجود در جامعه به شکل مطالبه روشن ایجابی، بنا به قاعده هدف مرکزی کمپین های سراسری است. این هدف، چهارچوب عمومی برنامه ریزی، پیکره اقدام و اجزایش و شکل های مطلوب کنشگری جمع موسسان کمپین را روشن می کند. وقتی از کمپین ها و ویژگی های آنها صحبت می کنیم، به «اکنون»، «اینجا» و به تصویری چند بعدی از شرایط بسیار دشوار و بکلی نامساعد و ناگوار همین امروز نظر داریم نه کمپین ها و کارزارها به طور کلی و فارغ از زمان و مکان. همچنین برآشوبیدن توازن قوا به سود اردوی بزرگ دهها میلیونی کار و رنج را در نظر داریم و ایجاد سنگرهای مقاومت و پیکار سازمان یافته. با این توضیح در پیوند با «اکنون» و «اینجا» می توانیم موارد زیر را مورد تاکید قرار دهیم:

 

کانال تلگرامی « هم راه کارگران » منتشر می کند مطالبات فراگیر و کمپین های سراسری (یادداشت اول) از : کامران صفایی

 

ادامهٔ مطلب »

کانال تلگرامی « هم راه کارگران » منتشر می کند مطالبات فراگیر و کمپین های سراسری (یادداشت اول) از : کامران صفایی

لغو پیمانکاری مطالبه دیگری است که اکنون تقریبا جنبه عمومی پیدا کرده و غالبا در اخبار اعتراضات کارگری در بخش های گوناگون تکرار می شود و بویژه در واحدهای کارگری کم شمار در بخش خدمات شهری از مقبولیت قابل توجهی برخوردار است. بینواسازی شتابان نیروی کار که حذف عملی تفاوت های مزدی میان کار ساده و ماهر در سرکوب مزدی یکی از شکل های آن است، مطالبه طرح طبقه بندی مشاغل را وسعت داده است. کمپین برای دریافت بیمه بیکاری در شرایطی که بیش از 7 میلیون بیکار شده کرونایی از دریافت بیمه محروم مانده اند و چشم انداز تداوم فروپاشی اقتصاد ایران گسترش بی سابقه بیکاری است، از ظرفیت گسترده ای برای جذب همدلی و همراهی برخوردار است.
در یادداشت بعدی به برخی از ویژگی های مهم کمپین های اعتراضی اشاره می شود.

واقعا همین امروز برای تغییر توازن قوا به سود کارگران و عموم مزدبگیران چه می توان کرد؟ برای تشکل یابی مستقل کارگران و زحمتکشان در نظامی که هر نوع تلاش برای چنین امری را بشدت سرکوب می کند و احکام زندان و شلاق می دهد و انواع عوامل نامساعد برای تشکل یابی هم ترکیب شده اند چه راههایی هست؟ «هم راه کارگران» پیش از این به یک حلقه از پاسخ به این پرسش های حیاتی یعنی به «جنگ های موضعی طبقاتی» و مشخصات آن به عنوان اهرمی برای پیشروی در مسیر سراسری شدن اعتراضات کارگری اشاره کرده است که علاقه مندان می توانند در کانال «هم راه کارگران» در تلگرام ببینند. حلقه دوم عبارت است از شکل دادن به کمپین های سراسری برای مطالبات عمومی.

از تاریخ 16 تا 30 خرداد امسال از موارد اعتصاب، اعتراض، تجمع، نامه نگاری های سرگشاده مطالبه گرانه و سایر اشکال اعتراض کارگران و زحمتکشان در سراسر کشور که به رسانه ها و شبکه های اجتماعی راه یافته حدود 192 مورد ثبت شده است. دسته بندی این تعداد خبر و گزارش، برخی از کانون های تمرکز اعتراضات و مطالبه گری را در همین بازه زمانی نشان می دهد که به شرح زیر است: ادامهٔ مطلب »

روبن مارکاریان:اعتصاب کارگران هفت تپه بار دیگر پرچم بخش مهمی از مطالبات جنبش کارگری ایران را برافراشته است!

اتحادیه ها اگر بخواهند به وظائف خود عمل کنند نباید هیچ گاه با یک سازمان سیاسی متبادر شوند و یا به سازمان های سیاسی وابسته شوند؛ اگر چنین کنند تیر خلاص را به خودشان زده اند. اتحادیه ها مدرسه سوسیالیسم هستند. در اتحادیه ها کارگران آموزش سوسیالیستی می بینند، زیرا آن جا مبارزه با سرمایه به طور روزانه در برابر چشمان آن ها، جاری می شود. همه احزاب سیاسی، حال هرحزبی که باشد، هر چه که بخواهد، بدون استثناء، توده کارگران را تنها در طول یک زمان موقت سر شوق خواهد آورد، اتحادیه ها درست در نقطه مقابل، کارگران را به طور دائم بهم پیوند می دهند،

 صبح  روز دوشنبه( 26خرداد ماه) کارگران همه بخش های مجتمع نیشکر هفت تپه، اعم از کارگران رسمی، قراردادی و روزمزدی ابتدا درمقابل کارخانه تجمع کرده وسپس به طرف تجهیزات مکانیکی و سایر قسمت‌ها  راهپیمائی کردند. درادامه آن ها با حضور در برابر دفتر مدیریت مجتمع، خواسته‌های صنفی خود را مطرح کردند.

 براساس گزارشات، مطالبات کارگران عبارت هستند از:

– پرداخت حقوق معوقه سال جاری. علیرغم وعده‌های کارفرما، در پایان ماه خرداد، حقوق کارگران پرداخت نشده و کارگران حتی حقوق فروردین امسال را نیز دریافت نکرده اند. عدم دریافت حقوق در شرایطی صورت می گیرد که با سقوط نرخ برابری  ریال در برابر دلار، هر دلار آمریکا در بازار آزاد به بالاتر از 20 هزار تومان افزایش یافته است.این درحالی است که در اول فروردین امسال نرخ برابری دلار ۱۴ هزار و ۹۰۰ تومان بود و بنابراین در این سه ماهه ارزش برابری پول ملی،  بیش از پنج هزار تومان سقوط کرده است. بدین ترتیب حتی اگر امروز حقوق فروردین کارگران پرداخت شود آن ها یک چهارم حقوق دریافت نشده خود، یا قدرت خرید خود را از دست داده اند. اما عدم پرداخت سه ماهه حقوق ها، صرف نظر از کاهش قدرت خرید، موجب شده است که برخی از کارگران  حتی توان خرید مواد غذایی برای تامین نیازهای روزانه خود را هم نداشته باشند و برخی دیگر ازکارگران که کودکان کم سن و سال و شیرخوار دارند نیز در خرید مایحتاج و تهیه شیر خشک فرزندانشان با مشکل  مالی روبرو شوند. ادامهٔ مطلب »

امیرجواهری لنگرودی:خود کشی کردن ؛ یا خودکشانی شدن ؛ ابعاد ناپیدای مسئله در این است .

« به‌نظر می‌رسد پرونده موسوم به طبری دارای ابعادی غیر اقتصادی هم هست. بدون وجود شبکه‌هایی فعال در هر سه قوه و چه بسا نهادهای دیگر بعید است فسادی شکل بگیرد که یک متهمش در رومانی از دنیا رانده شود . نکند سر و ته پرونده زده شود. لطفا مراقب داروی نظافت باشید»

خبر کوتاه بود : براساس گزارش خبرنگار رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی از رومانی، جسد غلامرضا منصوری، قاضی متهم به فساد مالی که بر اساس حکم دادگاهی در رومانی به‌صورت موقت و مشروط آزاد بود، روز جمعه در بیرون هتل محل اقامت وی پیدا شد.
ماجرا این بود ؛ روحانی غلامرضا منصوری به دریافت ۵۰۰ هزار یورو رشوه متهم است و پس از تشکیل دادگاه اکبر طبری، معاون اجرایی صادق لاریجانی، رئیس پیشین قوه قضائیه، نام وی بر سر زبان‌ها افتاد و مشخص شد که در خارج از کشور به سر می‌برد.

ابتداء رد پای او را در آلمان و شهر هانور رصد کردند . تصاویری از او به شکل خانه به دوش و تلفن به دست از نقطه ای به نقطه دیگر فرار می کرد، در شبکه های اجتماعی دیده شد
فعالان سیاسی ، روزنامه نگاران بدون مرز از فرانسه و دادخواهان و آزادیخواهان با شواهد و ادله بدنبال او بودند.
بفاصله چند روز رد پای او در رومانی دیده شد و پیروی شکای و پیگیری های لازم گزارش‌هایی مبنی بر بازداشت او در رومانی منتشر شد، اما قاضی دادگاهی در شهر بخارست تصمیم گرفت این متهم تا تاریخ ۲۰ تیر ماه تحت شرایط خاصی آزاد باشد. ادامهٔ مطلب »

کانال تلگرامی « هم راه کارگران» منتشر می کند:«دستاوردی» به نام «کاچی»/ یادداشت سوم

مصوبه مزدی شورای عالی کار و تبلیغ راهبرد سیرت زدایی از جنبش مستقل کارگری زیر پوشش«دستاوردی» به نام «کاچی»!/ فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی ِ بعد از سحرگه نیست..

مصوبه مزدی شورای عالی کار و تبلیغ راهبرد سیرت زدایی از جنبش مستقل کارگری زیر پوشش«دستاوردی» به نام «کاچی»!/ فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی ِ بعد از سحرگه نیست..
******

در پایان یادداشت دوم پرسشی را مطرح کردیم در مورد سهم بازیگران حداقل دستمزد امسال در آن چه خانم نسرین هزاره مقدم «کاچی» نامیدند. ایشان در نتیجه گیری نهایی گزارش مورخ 22 خرداد خود نوشته اند: «باید قبول کرد همین ۲۷۰ هزار تومان نیز امتیاز کوچکی است که در زمینِ نابرابر و ناترازِ کنشگری مزدی، نصیب کارگران شده است؛ کارگرانی که از همان فردای بیستم فروردین ماه که افزایش مزد ۲۱ درصدی به تصویب رسید، ساکت ننشستند و با تمام قدرت و توانی که داشتند، حقوق قانونی خود را از تمام مجاری موجود پیگیری کردند.»

هم راه کارگران:مصوبه مزدی شورای عالی کار و رابطه تورم با «دستاوردی» به نام «کاچی»/یادداشت دوم

 

کانال تلگرامی« هم راه کارگران » منتشر کرده است:یادداشت اول مصوبه مزدی شورای عالی کار و «دستاوردی» به نام «کاچی

 

ادامهٔ مطلب »

رضا سپیدرودی « بسیج قانون »؟ کدام قانون؟ کدام بسیج؟ نقدی بر دیدگاههای فروزان افشار

شکل دادن به آرایش قوایی که بتواند از حق کارگر دفاع کند نه با امید بستن به سال های متوالی مشاجرات بی حاصل بر سر بندهای قانون کار در دادگاههای ما، و نه با حمایت از نیروهایی که خود سازندگان سرکوب مزدی و تبلور بی قدرتی آحاد طبقه ما بوده اند، که مستلزم افزایش تلاش برای تشکل یابی اردوی بزرگ دهها میلیونی کار و زحمت کشور است. در میان صف امضاءکنندگان نامه اعتراض به مصوبه ناعادلانه مزد سال ۹۹ از همه آنان که به طبقه ما دلبستگی دارند؛ رنج ها و مرارت های ما دغدغه فکری شان است؛ تلاش می کنند و کنشگرند، برادرانه و رفیقانه می خواهیم که در این دوره پرخطر و مشحون از خوف و فلاکت، به استقلال طبقاتی کارگران وفادار بمانند و به طبقه خودشان در متحد، متشکل و نیرومندتر شدن یاری رسانند.

پس از انتشار بیانیه ای با بیش از ۶ هزار امضا در اعتراض به مصوبه ناعادلانه حداقل دستمزد سال ۱۳۹۹ شورای عالی کار، حمایت و تشویق گروه کارگری این شورا، طرح مطالبه «بالا بردن وزن کارگران در ساختار موجود شورای عالی کار» در عین تاکید بر سازو کار ارتجاعی سه جانبه گرایی و انتقادات گسترده ای که به امضاکنندگان این بیانیه به خاطر اعلام حمایت از گروه کارگری این شورا صورت گرفت، دو راه در برابر امضاکنندگان بود: یک راه این بود که مسیری را که با امضای خود کلید زده بودند ترک کنند، شکافی را که با این اقدام در جنبش کارگری پدید آورده بودند ببندند و در شرایطی که جامعه آبستن شورش های بزرگ دیگر است همه ظرفیت های فکری، رسانه ای و سازمانگری خود را در خدمت گسترش جنبش مطالباتی مزد و حقوق بگیران قرار دهند. ادامهٔ مطلب »

کانال تلگرام » هم راه کارگران » پاسخ می دهد اتهام نزنید! نقد پذیر باشید و بازاندیشی کنید!

تعویض میدان بازی از طریق متهم کردن منتقدان به نداشتن راه حل، شما را از تنگنای دفاعی به فراخنای تعرضی علیه منتقدان تان نمی کشاند. به این دلیل ساده که کار شما جز تقدیم شش هزار امضا به نیروهای شبه امنیتی سیاه پرونده هیچ ثمری نداشته. شما با امضاهای تان حتی هزار تومان هم نتوانسته اید حداقل دستمزد کارگران را بالا ببرید. با هیچ نوع فرافکنی نمی شود این نتیجه محتوم مسیر شما را کتمان کرد.

بگذارید بی مقدمه به یک ادعای برخی از امضاکنندگان بیانیه اعتراض به مصوبه حداقل دستمزد نگاه کنیم.
جناب آقای هاشم نیافر نوشته اند:

« نقد واقعی و اثبات کننده، در عمل یعنی حرکت اعتراضی اثربخش صورت می پذیرد. اگر انجام داده اند بیان کنند تا بقیه هم با آنان همراه شوند.»

آقای کاظم فرج الهی خطاب به منتقدان بیانیه نوشته اند: بهتر نبود بجای این همه اتلاف وقت در نقد و بدگویی و اتهام زنی در عمل یک گام رادیکال برداشته و به امضاءکنندگانِ بیانیه راه های عملی تر و بهتر اعتراض را نشان می دادید؟

آقای حسین اکبری در حمایت از اقدام امضاءکنندگان نوشته اند: بسیار نادرست است که کسانی با توجه به این‌که این موضوع اهمیت جدی دارد به جای پرداختن به راه‌های دیگر اعتراض _ اگر قابلیت سازماندهی آن را دارند _ به مقابله با این شیوه‌ی اعتراضی و به ضدیت و دشمنی با بانیان این رفتار اعتراضی بپردازند…

این نمونه ها نشان از نوعی هماهنگی فکری در دفاع از امضاءهاست. اشتراک مواضع مو نمی زد. هر چند واقعا از منطق و استدلال بکلی عاری است. به دلایل زیر: ادامهٔ مطلب »

اول ماه مه، روز تجلی مطالبات کارگران نگاهی به جدول بالماسکه هفته کارگر سال ۱۳۹۹ خانه کارگری ها!امیر جواهری لنگرودی

واقعیت این‌ است‌ که جنبش مستقل کارگری و نیروهای این جنبش نمی توانند نسبت به برنامه‌های خانه کارگر و بالماسکه‌ای که هر سال برای منحرف کردن مطالبات و اهداف جنبش کارگری راه می‌اندازد، بی تفاوت باشند.
در برابر این نمایش مبتذل، تشکل‌ها و فعالین مستقل کارگری می‌توانند برنامۀ اقدام و عمل خود را ارائه و متحداً در برابر هر تحمیل و تحریفی که خانۀ کارگر دست‌اندر کارش است، مقاومت کنند.

رهانندۀ برتری در کار نیست،
نه آسمان، نه قیص، نه خطیب.
خود به رهایی خویش برخیزیم، ای تولید گران!
رستگاری مشترک را بر پا داریم!
تا راهزن، آنچه را که ربوده رها کند،
تا روح از بند رهایی یابد،
خود به کوره خویش بر دمیم
و آهن را گرما گرم بکوبیم !
نبرد نهائی‌ست این.
به هم گرد آئیم
و فردا «بین الملل »
طریق بشری خواهد شد .

سرود انترناسیونال، ترجمۀ احمد شاملو

اول ماهِ مه سال ۱۳۹۹ در دورۀ بحران کرونایی، تعطیلی و قرنطینۀ اجباری بخش‌های زیادی ازکارگران، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و دیگر گروه‌های رنج و کار جامعه در راه است. نخستین روزماهِ مه، روزِ ماست، ازآن ماست. باید با همۀ توان برای طرح خواسته‌های بی پاسخ مانده به استقبالش رفت. اول ماهِ مه، روز همبستگی بین المللی کارگران است.
این روز نه تنها روز بزرگداشت کار پررنج کارگران جهان، بلکه روزی است که بخش عظیمی از اردوی کار، با صدای رسا، اعتراض حق طلبانۀ خود را به گوش جهانیان می‌رساند و مطالبات خویش را در شرایط سخت کرونایی رسانه‌ای خواهند نمود! ادامهٔ مطلب »

هم راه کارگران:نقدی بر بیانیه اعتراض به مصوبه حداقل دستمزد: تبدیل نقطه عزیمت در سازمانگری به نقطه هزیمت از سازمانگری در امر ایجاد تشکل کارگری (یادداشت سوم)

در واقع مهم ترین نکته مورد تاکید آقای فرج الهی در پاسخ به چیستی مختصات «کارگر فاقد امنیت شغلی و بی‌حقوقِ امروز» ناتوانی کارگر در«پیگیری، تشکل کارگری و تشکل‌یابی و ایجاد سازمان‌های کارگری» است و برای این که این ناتوانی را موکدا نشان بدهند اضافه می کنند که «تازه اگر این کارگر بخواهد پیگیر مساله تشکل‌یابی و ایجاد تشکل‌های مستقل خود باشد، باز به مانع می‌خورد چراکه در فصل ششم قانون کار، جلوی ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری گرفته شده»
سوالی که می ماند این است: اگر به زعم آقای فرج الهی کارگر «اصولاً توان پیگیری تشکل کارگری و تشکل‌یابی و ایجاد سازمان‌های کارگری را ندارد» پس ایشان چرا بیانیه ای را امضا کرده که در گوشه ای از آن بر همین حق تاکید شده؟

درپایان یادداشت دوم وعده کرده بودیم که یک نمونه مشخص از روشن کردن چراغ راهنمای چپ و چرخش به راست را بررسی می کنیم. آن نمونه گفتگویی است که خانم نسرین هزاره مقدم با اقای کاظم فرج الهی در ایلنا مورخ ۲۸ فروردین ۹۹صورت داده اند. این گفتگو نمونه جالبی از روشن کردن راهنمای چپ و پیچیدن به راست است. خانم هزاره مقدم می پرسند: « کارگر فاقد امنیت شغلی و بی‌حقوقِ امروز، دارای چه مختصاتی است؟ اِلیناسیون قانون کار در گذر زمان، کارگر را از حقوق اولیه خود محروم کرده است؛ آیا ارتباط مستقیمی میان این بی‌حقوق‌سازی و فقدان قدرت چانه‌زنی طبقه کارگر وجود دارد؟» آقای فرج الهی که یکی از امضاکنندگان بیانیه هستند، در پاسخ می گویند: « عملاً در شرایط موجود با استفاده از ظرفیت‌های زیرکانه‌ای که به زیان طبقه کارگر در بخشی از قانون کار پیش‌بینی شده، کارگران را در یک تله قانونی گرفتار کرده‌اند. با استفاده از ماده هفت قانون کار و تفسیرهایی که از تبصره‌های آن می‌کنند، با حاکمیت مطلق قراردادهای موقت در بازار کار، در عمل حق امنیت شغلی را از کارگران سلب کرده‌اند. کارگرِ بدون امنیت شغلی که مجبور است هرچند سال یا حتی هرچند ماه، کارگاه محل اشتغال خود را عوض کند و گاه و بیگاه بیکار باشد، همیشه بدون امنیت شغلی و بدون سابقه کار است. کارگری که «بدون سابقه کار» است، همیشه مزدش کم و نزدیک به حداقل است و مزایای مزدی به او تعلق نمی‌گیرد. این کارگرِ بدون امنیت شغلی و بدونِ ثبات کار، اصولاً توان پیگیری تشکل کارگری و تشکل‌یابی و ایجاد سازمان‌های کارگری را ندارد و تازه اگر این کارگر بخواهد پیگیر مساله تشکل‌یابی و ایجاد تشکل‌های مستقل خود باشد، باز به مانع می‌خورد چراکه در فصل ششم قانون کار، جلوی ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری گرفته شده است. خب کارگری که نه امینت شغلی دارد و نه متشکل است، چطور می‌تواند در مورد دستمزد خود چانه‌زنی کند؟ اصلاً کجا باید چانه‌زنی کند؟»
نتیجه گیری ایشان این است که: «در شورایعالی کار که تنها محل و جایگاه برای حل و فصل دعوا میان طبقه کارگر و کارفرماست، باید هر دو گروه تعداد برابر نماینده داشته باشند و تصمیمات تنها براساس نظرات و استدلالات همین دو گروه گرفته شود.»

https://t.me/hamrahekargaran1/51
لینک به یادداشت دوم

https://t.me/hamrahekargaran1/53

ادامهٔ مطلب »

محسن حکیمی:آخرین دفاع آلبرت پارسونز، از جان باختگان جنبش اول ماه مه

آخرین دفاع آلبرت پارسونز، از جان باختگان جنبش اول ماه مه
محسن حکیمی

چنان که می دانیم، در پی جنبش طبقۀ کارگر آمریکا برای ۸ ساعت کار در روز، که با تظاهرات کارگران شیکاگو در اول ماه مه ۱۸۸۶ ابعاد گسترده ای به خود گرفت، روز چهارم مه از درون تجمع کارگران در میدان «هی مارکتِ» شهر شیکاگو بمبی به طرف پلیس پرتاب شد و چند تن از افراد پلیس کشته شدند. سال ها بعد معلوم شد که کارگران هیچ نقشی در این بمب اندازی نداشته اند و در واقع پرتاب بمب به سوی پلیس توطئۀ خودِ پلیس برای سرکوب جنبش کارگران بوده است. این جنبش سرکوب شد و در جریان آن شمار زیا۸ تن از رهبران این جنبش در تابستان و پائیزِ سال بعد به محاکمه کشیده شدند. قاضی «گری»، رئیس بیدادگاهی که این کارگران را محاکمه کرد، یکی از آنان را به ۱۵ سال زندان و بقیه را به اعدام محکوم کرد. از اعدامیان، دو تن تقاضای عفو کردند، که پذیرفته شد و محکومیت شان به حبس ابد تقلیل یافت، یکی دیگر خود را در زندان کشت و ۴ تن دیگر در نوامبر ۱۸۸۷ به دار کشیده شدند. ازاین ۴ تن یکی آلبرت پارسونز بود، که در اینجا به مناسبت اول ماه مه امسال (۲۰۲۰) آخرین دفاع او را به شرحی که در کتاب «مرگ در هی مارکت»1 آمده بازگو می کنم. ادامهٔ مطلب »

پاسخ کانال تلگرامی «هم راه کارگران» ، به نوشته آفای هاشم نیافر با عنوان : «همدستی فرقه گرایان با حکومت در قانون خواندنی دستمزد سال ۹۹»

در مبارزه برای مزد شایسته نه به مار پناه ببریم نه به عقرب!
در حالی که هنوز دو یادداشت دیگر از مجموعه یادداشت های مربوط به نقد ما بر بیانیه اعتراض به مصوبه حداقل دستمزد باقی است، با همان اولین یادداشت ما، پاسخی از سوی آقای هاشم نیافر منتشر شد که سرشار از اتهام و تناقضات زننده است.

در مبارزه برای مزد شایسته نه به مار پناه ببریم نه به عقرب!

در حالی که هنوز دو یادداشت دیگر از مجموعه یادداشت های مربوط به نقد ما بر بیانیه اعتراض به مصوبه حداقل دستمزد باقی است، با همان اولین یادداشت ما، پاسخی از سوی آقای هاشم نیافر منتشر شد که سرشار از اتهام و تناقضات زننده است.
آقای نیافر نوشته اند: « گروه «همراه کارگران» که اولین بار است چنین اسمی را شنیده ایم هیچ توضیحی نداده اند که از چه زمانی تشکیل شده است؟ چه جمعیتی را تشکیل می دهند؟ اهداف و سبک کارشان چیست؟….» و بعد یادآور شده اند که آنان مطالب یک «فرقه پوسیده خارج از کشوری» را «به طرق مختلف تکرار می کنند».
منتسب کردن جریانی که ایشان به صراحت می گویند «اولین بار است چنین اسمی را شنیده ایم» به یک «فرقه پوسیده خارج کشوری» را واقعا چه می توان نامید؟ وقتی آقای نیافر بدون هیچ شناختی از یک جریان آن را به یک- به زعم خود – «فرقه پوسیده خارج از کشوری» وصل می کند، چه تصویری از وفاداری خودش به حقیقت در نقد و داوری را به خواننده منتقل می کند؟ این شیوه سنجاق کردن جریان ها فقط به معنای آن است که ایده درخشان «یک مقدار کار مستقل برای کشف حقیقت» جایگاه بسیار پست و بی مقداری در بنیان های بینشی آقای نیافر دارد. راستی ما از خوانندگان خود می پرسیم: میان «یک کوه من بلان فاکت، دو سطر نتیجه» تا بستن چشم و منتسب کردن جریانی ناشناخته به یک «فرقه پوسیده» بدون هر نوع فاکت، چند هزار کیلومتر فاصله است؟ ادامهٔ مطلب »

امیرجواهری لنگرودی:چه کسانی از ایجاد وحشت و دلواپسی در شهرستان لنگرود سود میبرند؟

همشهریان عزیز تنها این شمایید که در برابر زبونی و ناکارآمدی مسئولان فاسد شهری و رو در رویی با چنین مصیبت‌هایی باید خودتان را سازمان بدهید و با هر سطح از نافرمانی مدنی، دست به دست هم دهید و یکی شوید.

سخنی با مردم شرافتمند و همشریان صاحبدل دلمان در لنگرود!

برپایه خبرهای موثق و نگران کننده‌ای که ازصبح دیروز تا حال بدست من رسیده است، شهرستان لنگرود با جمعیت نزدیک به  ۱۵۰۰۰۰ هزار نفری را بدل به گورستانی کرده‌اند که کمتر کسی به خود جرأت می‌دهد که از خانه‌اش پا به بیرون بگذارد و گذران کند.

بیمارستان‌ها از پذیرش بیمار سرباز می‌زند. سردخانۀ بیمارستان امینی پُر و بدل به گورستانی شده، که می‌گویند: با جو شدید امنیتی که فراهم ساخته‌اند، اسامی جانباختگان را در لحظه به بیرون نمی‌دهند و برای خاکسپاری آنان تمهیداتی را به ثبت می‌رسانند تا افکار عمومی را از چند و چون آن بی خبر نگهدارند.

برای من که سال‌هاست هر روزه نظاره گر وضعیت شهرمان لنگرودهستم، آشکار است و بویژه حالا دیگر بیش از پیش  روشن شده، که جان مردم این شهر همچون خود تمامیت کشور برای سران و حاکمان شهری و مسئولان ریز و درشت آن، هیچ  و واقعاً هیچ ارزشی ندارد. نگاهی به کارنامۀ مسؤلان شهر در امر اطلاع رسانی در برخورد با شیوع و فراگیر شدن کرونا از یکطرف و بی خبر گذاشتن مردم شهر در برابر مرگ دو برادر هنرمند از طرف دیگر، جای هیچ تردیدی را باقی نمی‌گذارد که باید متحداً عمل کرد و نبردی  صد چندان را برای سالم سازی محیط آعاز نمود. ادامهٔ مطلب »

سپیده قلیان: همه‌اش که نباید ترسید, راه که بیفتیم ترسمان می‌ریزد

من، به سهم خودم، قدم اول را با شکایت از آمنه سادات ذبیح‌پور و صدا و سیما و مدیر بخش خبری «بیست و سی» برداشتم. شکایتی نه از سر اعتماد به قوه‌ی قضاییه، یا امید به رسیدگی، بلکه از موضع برداشتن یک قدم رسمی برای اخلال در بازی خطرناک بازجو-خبرنگارها. اما این تنها قدم اول است و آخر کار نیست.

پخش اعترافات اجباری تلویزیونی، به عنوان یک ابزار تهدید، فشار و سرکوب، یک سنت امنیتی چهل ساله در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی است. همواره و پس از هر اعتراض، تجمع یا رخدادی، تعدادی بازجو-خبرنگار به خط می‌شوند تا نامستندی در توجیه واقعه بسازند. این نامستندها که احتمالاً شاخص‌ترین نمونه‌ی آن، «مستند هویت» در توجیه قتل‌های زنجیره‌ایِ قبل و بعد از ۱۳۷۵ بوده است، همیشه بخشی از آنتن صدا و سیما را به خود اختصاص داده است.

هر چند ظاهراً، آنچنان که در قضیه‌ی دروغ بزرگ سقوط هواپیمای اوکراینی، موکداً ثابت شد، این نه فقط متهمان و محکومان و زندانیان سیاسی، که مسئولین حکومت هم می‌توانند سوژه‌ی نامستندها باشند!

بخش عمده‌ی ما، شاید تصور کنیم که تمام مردم ایران، این شانتاژهای خبری را نادیده می‌گیرند و از روی آن‌ها عبور می‌کنند. اما متاسفانه چنین نیست. تکرار و تکرار و تکرار، در دروغگویی‌های امنیتی، می‌توانند عوامل پروپاگاندا و جنگ روانی‌ای باشند که در دراز مدت، به شکلی حقیقی، به باورهای بدنه‌ی مردم معترض و جان به لب آمده آسیب بزنند. به ویژه برای کسانی که در شهرهای کوچک‌تر زندگی می‌کنند، این نامستندها می‌توانند زندگی را تلخ و مختل کنند. ادامهٔ مطلب »

یاشار جاوید:نقش مستقیم خامنه ای در فاجعه ی ساقط کردن هواپیمای مسافربری

بی تردید بعد از فاجعه ی ساقط کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی توسط پدافند سپاه پاسداران وارد فضای جدیدی شده ایم. از یک طرف بحران بزرگی در بین خود حکومتیان بوجود آمده است و از طرف دیگر دره ی عمیق بی اعتمادی و نارضایتی گسترده مردم از حاکمان استبداد فقاهتی و امنیتی همچنان وجود دارد و آن‌ها را از هم جدا می کند.

بعد از گذشت سه روز از فاجعه ی گذشت ناپذیر ساقط کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی و کشته شدن176 مسافر بیگناه، بالاخره مسئولان حکومتی مجبور به اعتراف به جنایت شان شدند. سه روز انکار و بازی دادن افکار عمومی و جریحه دار کردن احساسات مردم، خصوصا ً خانواده‌های داغدار کشته شدگان، مسئولان حکومت اسلامی با صدور بیانیه ای جنایت شلیک به هواپیمای بوئینگ پرواز تهران – کیف را بعنوان «خطای انسانی» پذیرفتند. حال اگر خوش بینانه بپذیریم که ساقط کردن هواپیما اشتباه «سهوی» بوده ولی این پرسش همچنان مطرح است که این همه تلاش برای لاپوشانی حقیقتی که دست کم بخشی از مقامات از همان لحظه ساقط کردن هواپیما از آن مطلع بودند به چه علتی بود؟ همه این‌ها در حالی بود که جمهوری اسلامی در فضای بوجود آمده از ترور قاسم سلیمانی، «سرباز صفر ولایت»، که ترامپ فاشیست همانند یک مائده آسمانی به جمهوری اسلامی داده بود در حال اسطوره سازی از رامبو خود بود، و موشک پرانی به پایگاه های امریکائی ها (البته با هماهنگی قبلی با امریکا) در عراق را هم « سیلی» زدن به آمریکا بعنوان مقدمه ی «انتقام سخت» از آمریکا  در بوق و کرنا کرده بود و داشت رجزخوانی می کرد. ادامهٔ مطلب »

عاطفه رنگریز: نه! سکوت نخواهم کرد

نه، من سکوت نخواهم کرد، خواه در دیوارهای تنگ زندان، و خواه در این زندان بزرگتر که نامش را «آزادی» گذاشته اند. من در برابر هر تق که به گوشم می‌رسد موظفم که دستِ خود را به نشانه‌ی زنده بودن تکانی دهم و کاری کنم. در برابر هر تقِ مرگ نغمه‌ی آزادی سر خواهم داد و سر خَم نخواهم کرد در برابر صدایِ تیزِ بلندگو که به کرات می‌گوید: مرگ! خوب می‌دانم تاریخ به ما بدهکار است و ما سهم‌مان را از تاریخ نگرفته‌ایم، به درازای تاریخِ کارگر و زن بودن سهم خود را می‌خواهم و سهم تمام ستم‌دیدگان این سرزمین بلاخیز را.

شش ماه در زندان گذشت، محصور در دیوارهای سیمانی و تنفس در فضای مسمومِ بی‌عدالتی و شنیدنِ صدای زنانی که هرگز نشنیده بودم، و پس از آزادی به قید وثیقه بخشی از خود را نزد آنها جا گذاشتم.

🔹سرخوشی حاصل از به آغوش کشیدنِ خویشاوندان و رفقایم با خبر مرگِ دو عزیز، دیری نپایید و عرقِ سردی بر تنم نشست. و در این اوضاع و احوال با از دست دادن کار و خانه و کاشانه، و اشک‌ها و دلواپسی‌های مادرم تصور آزادی از آنچه که در ذهنم نقش بسته بود متفاوت شد.

🔹و بعد اعتراضات آبان از راه رسید و پاییز خونین تمام رویای بهارِ آزادی مرا فرو ریخت. با بار سنگین وثیقه‌ی دوستی که به من اعتماد کرده بود، زندگی من در لبه‌ی مرگ و آزادی می‌لغزید: صدایِ اعتراضاتی که با کشتار و دستگیری همراه شد؛ فریاد مطالبه معیشت و زندگی شایسته که انگار صدای خودم بود، پاسخش گلوله شد و زخم و دستبند و تهدید. ادامهٔ مطلب »

رضا سپیدرودی:حلقه اصلی پیشروی به سوی بلوک کارگری – سوسیالیستی پس از خیزش آبان

راه کارهای عملی ناشی از الزامات وضعیت کنونی، همین گام ها و همین فصل مشترک های پایدار مطالباتی است که میان مجموعه ای از نیروهای همسو و همسرنوشت پدیدار می شود. درک این فصل مشترک ها، تعمیم آنها، خصلت بندی دقیق کسری های موجود و طرح آن کسری ها به عنوان ضرورت های فوری که باید از طریق اقدام جمعی، کنشگری آگاهانه بر بستر هم اندیشی و نقد عملکردها پاسخ بگیرد، چنانچه با حداکثر تمرکز برای پیروزی در هر جنگ موضعی مشخص طبقاتی درآمیزد، می تواند به شکل گیری بلوک کارگری-سوسیالیستی شتاب دهد.

خیزش آبان ماه که پایه اصلی آن فرودستان، کارگران، حاشیه نشینان، بی ثبات کاران و محذوفان بوده اند، با سرعتی سرسام آور و در ابعادی گسترده، حل قطعی مساله قدرت سیاسی را در کانون اصلی جدال سیاسی و طبقاتی نشانده و فضای جدیدی ایجاد کرده که در آن تحلیل درست رویدادهای سیاسی، اقتصادی، کارگری و… همه حوزه های دیگر بیش از هر زمان دیگر به شکلی بلاواسطه بر پایه منافع «پائینی ها» و در چهارچوب موقعیت انقلابی امکان پذیر است.

حالا هر مبارزه سیاسی، هر طرح اقتصادی، هر کنش، هر نقشه و هر اقدام مهم نه با واسطه، یا میانجی، که بدون واسطه و میانجی براین پایه سنجش می شود که چقدر پائینی ها را به عنوان یک نیروی مستقل تقویت می کند، به میدان می آورد و فضای پیشروی برای آنان بوجود می آورد. به عبارت دیگر وارد فاز جنگ های موضعی طبقاتی در موقعیت انقلابی شده ایم. از مهم ترین تفاوت های جنگ های موضعی در موقعیت پیشاانقلابی با دوره انقلابی، درجه و آهنگ برانگیختگی کنش ها و جزر و مد نیروها، سرعت شکل گیری راهکارها و تغییرات معنا دار کمٌی در درجه قطعیت و پیگیری آنها، همچنین درآمیختگی های وسیع تر شکل های مختلف اقدام و اعتراض است. ادامهٔ مطلب »

خشونت ما یا خشونت آنها؟ محمدرضا شالگونی

در هر حال ، فراموش نباید کرد که دنیای ما از خشونت انقلابات در رنج نیست ، بلکه از خشونت فاجعه بار و بی پایان نظام های بهره کشی و بی حقی حاکم درعذاب است. اینها ( همان طور که مارک تواین ، نویسنده معروف امریکایی یادآوری کرده است) هزاران سال ادامه داشته اند ، در حالی که خشونت های انقلابی بیش از چند روز یا حداکثر چند ماه دوام نمی آورند. خشونت انقلاب ، هر جا که لازم باشد ، جز دفاع از خودِ مردم به جان آمده از بهره کشی و ستم گری چیز دیگری نیست. پس بگذارید به جای مقابله با خشونت احتمالی انقلاب با خشونت جباران و بهره کشان دربیفتیم.

خشونت کلمه ای است که هیچ یک از ما در فهمیدن معنای آن مشکلی نداریم ، زیرا تقریباً همه ما از آنچه این کلمه می رساند ، تجربه ای شخصی داریم. بعلاوه اکثر مردم در اکثر جوامع امروزی ظاهراً از خشونت ابراز بیزاری می کنند. با این همه ، در دنیایی آکنده از خشونت گرفتار آمده ایم که گاهی به نظر می رسد راه رهایی از آن به روی مان بسته است. چرا؟ به نظر من ، پاسخ به این سؤال بدون داشتن تصوری از قدرت سیاسی ( و البته در تحلیل نهایی ، نظام اقتصادی – اجتماعی مسلط ) ناممکن است ، زیرا قدرت سیاسی خود نه فقط فشرده ترین کانون خشونت است ، بلکه در تولید ، توزیع و تعریف آن نقش تعیین کننده ای دارد. در حوزه سیاسی است که تصور نسبتاً ساده و روشن ما از خشونت ، پیچ وتاب می خورد و به معمایی ناگشودنی تبدیل می گردد.  اما پیش از هر چیز بگذارید منظورمان از خشونت را صراحت بدهیم: ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: