محمد رضا شالگونی:نفرتِ مدافعان تاریخ تازیانه از فدائیان خلق قابل فهم است

 نفرتِ مدافعان تاریخ تازیانه از فدائیان خلق قابل فهم است محمد رضا شالگونی

نفرتِ مدافعان تاریخ تازیانه از فدائیان خلق قابل فهم است
محمد رضا شالگونی

در پایان می خواهم آنچه را که قبلاً در جایی دیگر در باره جنبش فدایی نوشته ام ، یک بار دیگر تکرار کنم: چهرۀ تاریخی چریک فدایی خلق در شرایطی در حافظه لایه‌های مترقی مردم ایران به عنوان یکی از نمادهای ایستادگی در مقابل استبداد و نابرابری ثبت شده، که اولاً مردم با تمام وجود از بیداد و خفقان رژیم شاهنشاهی رنج می‌بردند؛‌ ثانیاً هر مقاومت مردمی را دربرابر آن می‌ستودند و ثالثاً از زنان و مردانی که نام “فدایی خلق” بر خود نهاده بودند، جز فداکاری بی ریا و سر سپردگی به انبوه لگدمال شدگان چیزی نمی‌دیدند.

تصادفی نیست که اکنون لیبرال های ولایتمدار پناه گرفته در زیر عبای روحانیت حاکم ، مانند رضا خجسته رحیمی و محمد قوچانی و امثال آنها ، همراه با «سربازان گمنام امام زمان» برای خراب کردن این چهره تاریخی به تلاش برخاسته اند. ادامهٔ مطلب »

سعید محمدی:آیا چنین جامعه‌ای می‌خواهیم؟

آری نداشتن تشکل و سازماندهی طبقه‌ی کارگر، توده‌های زحمتکش را به قهقرا برده و می‌برد. در این میان خلاء یک سازمان سیاسی سراسری و موثر و هدایت گر به خوبی مشاهده می‌شود. سازمانی که پایش روی زمین سفت باشد و علاوه بر استفاده از تمامی امکانات ماهواره‌ای و اینترنتی و… مستقیما در بین پیشروان و توده‌های کارگر به تبلیغ و ترویج و نهایتا به سازماندهی بپردازد، این ممکن نیست مگر با هدف آموزش و تربیت سیاسی توده‌ها در یک فعالیت دراز مدت.

آری نداشتن تشکل و سازماندهی طبقه‌ی کارگر، توده‌های زحمتکش را به قهقرا برده و می‌برد. در این میان خلاء یک سازمان سیاسی سراسری و موثر و هدایت گر به خوبی مشاهده می‌شود. سازمانی که پایش روی زمین سفت باشد و علاوه بر استفاده از تمامی امکانات ماهواره‌ای و اینترنتی و… مستقیما در بین پیشروان و توده‌های کارگر به تبلیغ و ترویج و نهایتا به سازماندهی بپردازد، این ممکن نیست مگر با هدف آموزش و تربیت سیاسی توده‌ها در یک فعالیت دراز مدت.

کانون مدافعان حقوق کارگر:فساد اقتصادي نفس مردم را بریده است. آخرین نمونه گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس در باره‌ی سازمان تامین اجتماعی است. بانک‌ها، گمرکات، شهرداری‌ها، ادارات، شرکت‌ها و موسسات اقتصادی دولتی یا خصوصی ،کوچک و بزرگ بیمه‌ها و خلاصه هر جایی که می‌باید ظاهرا کار و فعالیتی صورت گیرد از فساد مبرا نیست. از یک مدرسه و بیمارستان دور‌افتاده گرفته تا یک موسسه کلان در پایتخت در همه جا آلودگی موج می‌زند.
لغات رانت، مافیا، اختلاس، سوءاستفاده و رشوه و میلیارد همچون نقل و نبات حتا در محافل خصوصی دو سه نفره در اتوبوس و مترو و مهمانی و کوچه و خیابان در همه جا ورد زبان همگان است. هر جا كه موردي از تجاوز به اموال عمومي را طرح ميكنيم ، متقابلا 3 یا 4 داستان واقعی و عجیب‌تر و بی‌شرمانه تر را مي شنویم. همه‌ی اینها در کشور و شرایطی صورت می‌گیرد که گوش فلک را با موعظه‌های اخلاقی و سخنرانی‌های تمام نشدنی و… پر کرده اند. در کشور ما جریانات چپ و رادیکال و انسان دوست متهم به بی اخلاقی و چسبیدن به دنیا می‌گردند. می‌گفتند که ازمعنویت به دور هستند در پاسخ به اعتراضات و مطالبات مردم می‌گفتند که ما برای نان انقلاب نکردیم و زیر بنای الاغ هم اقتصاد بود! برای ما افسانه بافی کرده و داستان‌ها و روایات می‌گفتند. ادامهٔ مطلب »

نقد و نظر با بهروز فراهانی زندگی، مرگ و میراث نلسون ماندلا

 نقد و نظر با بهروز فراهانی زندگی، مرگ و میراث نلسون ماندلا

نقد و نظر با بهروز فراهانی زندگی، مرگ و میراث نلسون ماندلا

نقد و نظر با بهروز فراهانی
زندگی، مرگ و میراث نلسون ماندلا

هژیر پلاسچی:آقای سهیمی! چه کسی سرکوب را تمام نمی‌کند؟ |

من در این متن آشکار خواهم کرد که محمد سهیمی، استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و نویسنده‌ی مقالات انگلیسی در پانزده سال اخیر، فرازهایی از تاریخ بعد از انقلاب ۵۷ را نفهمیده است، فرازهایی از آن را تحریف می‌کند و در مواردی نه چندان اندک به روشنی و آگاهانه دروغ می‌گوید.

من در این متن آشکار خواهم کرد که محمد سهیمی، استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و نویسنده‌ی مقالات انگلیسی در پانزده سال اخیر، فرازهایی از تاریخ بعد از انقلاب ۵۷ را نفهمیده است، فرازهایی از آن را تحریف می‌کند و در مواردی نه چندان اندک به روشنی و آگاهانه دروغ می‌گوید.

در پی بحثی مکتوب میان محمدرضا نیکفر و اکبر گنجی، فردی به نام محمد سهیمی که خودش را «استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، سردبیر وبسایت اخبار ایران و گزارش‌های خاورمیانه و تحلیلگر مسائل ایران» معرفی می‌کند که در پانزده سال گذشته «مقاله‌های او در بسیاری از نشریات و وبسایت‌های انگلیسی» به چاپ رسیده و نیز بنا به نوشته‌ی خودش عضو سابق «جنبش مسلمانان مبارز» و فعال ملی – مذهبیِ فعلی است، مقاله‌ی بلندی در پاسخ به نیکفر نوشته است تحت عنوان «آقای نیکفر، چه کسی خشونت را شروع کرد و چرا؟» [۱] او در این مقاله تلاش کرده با توسل به استنادهای تاریخی نشان دهد که جمهوری اسلامی آغازکننده‌ی خشونت نبوده است و مخالفان جمهوری اسلامی خشونت را آغاز کرده‌اند. این نوشته البته تازگی ندارد و سال‌هاست که بلندگوهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی با استناداتی کمابیش مشابهِ استنادات سهیمی خواسته‌اند ثابت کنند حکومت و دستگاه‌های سرکوب آن بر حق بوده‌اند؛ بیش از آنْ اصلاح‌طلبان حکومتی در داخل و خارج از کشور نیز بارها همین حرف‌ها را تکرار کرده‌اند و از جنایت‌های جمهوری اسلامی تا مقطع مرگ آیت‌الله خمینی و بر سر کار آمدن دولت هاشمی رفسنجانی به اشکال مختلف دفاع کرده‌اند. من در این متن قصد ورود به بحث جاری میان نیکفر و گنجی را ندارم و بنابراین خودم را موظف نخواهم دانست که از نیکفر و نظریات او دفاع کنم. من در این متن آشکار خواهم کرد که محمد سهیمی، استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و نویسنده‌ی مقالات انگلیسی در پانزده سال اخیر، فرازهایی از تاریخ بعد از انقلاب ۵۷ را نفهمیده است، فرازهایی از آن را تحریف می‌کند و در مواردی نه چندان اندک به روشنی و آگاهانه دروغ می‌گوید. ادامهٔ مطلب »

صادق افروز:حمله به غزه ، شماره دو

نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری اسرائیل و فاصله زمانی کم از گذشت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ، برخی از تحلیلگران سیاسی را به این نتیجه گیری عجولانه رسانده است که حتما بین این همزمانی ها و بمباران مجدد غزه یک رابطه ای وجود دارد . حتما ناتانیاهو به منظور بهره برداری های سیاسی  در آستانه انتخابات دست به چنین اقدامی زده است . ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: