خبر از کانون نویسندگان ایران:ابلاغ حکم به عضو سابق هیئت دبیران کانون

بکتاش آبتین به دلیل انتشار تصویر صورت ضرب دیده فرزند ناصر زرافشان توسط ماموران امنیتی، به «تبلیغ علیه نظام»، متهم شده است

پنجاه میلیون ریال جریمه نقدی و سه ماه کار اجباری در سازمان بهزیستی (بدل از یک سال حبس) حکمی است که شعبه ۲ دادگاه انقلاب کرج روز ۱۱ خرداد به بکتاش آبتین شاعر ، فیلمساز و عضو سابق هیئت دبیران ابلاغ کرد. اتهام بکتاش آبتین در این پرونده «تبلیغ علیه نظام» است و مستندات آن انتشار عکس در صفحه‌ی اینستاگرام.

پاییز ۱۳۹۵ ماموران امنیتی و انتظامی مانع برگزاری مراسم کانون نویسندگان ایران به‌مناسبت سالگرد قتل زنده‌یادان محمد مختاری و محمدجعفر پوینده در گورستان امامزاده طاهر کرج شدند. در یکی از یورش‌های ماموران به جمعیت بکتاش آبتین و مزدک زرافشان (فرزند ناصر زرافشان عضو کانون و یکی از وکلای پرونده قتل‌های سیاسی پاییز ۱۳۷۷) مورد ضرب و جرح قرار گرفتند. در این حمله صورت مزدک به شدت آسیب دید. آنها سپس بازداشت و روز سوم به قید کفالت آزاد شدند. بیرون بازداشتگاه بکتاش آبتین از صورت آسیب دیده‌ی مزدک زرافشان عکس گرفت و آن را درصفحه‌ی اینستاگرام خود قرار داد. دادستانی کرج برای انتشار این عکس پرونده‌ای تشکیل داد و آبتین را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بارها احضار و بازجویی کرد و سرانجام روز 11 خرداد حکم دادگاه را به او ابلاغ کرد: پنجاه میلیون ریال جریمه نقدی و سه ماه کار اجباری در سازمان بهزیستی (بدل از یک سال حبس) ادامهٔ مطلب »

Advertisements

شادباش نوروزی کانون نویسندگان ایران

سالی که گذشت برای مردم ایران ، سال فشارهای اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی افزون تر بود . برای ما نویسندگان و اهل فرهنگ، در همچنان بر پاشنه ی سانسور و سرکوب آزادی چرخید. حرکت‌های اعتراضی مردم و افزایش اعتصاب‌ها و اعتراض‌های معلمان ، کارگران، پرستاران ، مال باختگان ، دانشجویان و دیگر لایه های اجتماعی به جان آمده در سراسر سال و به ویژه در دی ماه گذشته ، پیامد چنین اوضاع وخیمی است که همچنان ادامه دارد و واپسین نمونه‌ی چشمگیر آن برآمدِ حرکت اعتراضی زنان بر ضدّ تبعیض جنسیّتی است .

عاشقا ! خیز کامد بهاران

چشمه‌ی کوچک از کوه جوشید

گل به صحرا در آمد چو آتش

رود تیره چو توفان خروشید

دشت از گل شده هفت رنگه

نوروز برخاسته از بهترین جلوه های تاریخ و فرهنگ مردم ایران در پاسداشت و ستایش نوزایی طبیعت و شادی و رامش زندگی مردمان است .

سالی که گذشت برای مردم ایران ، سال فشارهای اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی افزون تر بود . برای ما نویسندگان و اهل فرهنگ، در همچنان بر پاشنه ی سانسور و سرکوب آزادی چرخید. حرکت‌های اعتراضی مردم و افزایش اعتصاب‌ها و اعتراض‌های معلمان ، کارگران، پرستاران ، مال باختگان ، دانشجویان و دیگر لایه های اجتماعی به جان آمده در سراسر سال و به ویژه در دی ماه گذشته ، پیامد چنین اوضاع وخیمی است که همچنان ادامه دارد و واپسین نمونه‌ی چشمگیر آن برآمدِ حرکت اعتراضی زنان بر ضدّ تبعیض جنسیّتی است . ادامهٔ مطلب »

مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران برگزار شد

بی‌تردید آنچه در تصمیم حاکمیت مبنی بر عدم دخالت نهادهای امنیتی در برگزاری این دوره‌ی مجمع عمومی کانون تاثیر بسزا داشته، اعتراضات سراسری مردم در هفته‌های اخیر بوده است.
کانون نویسندگان ایران – ۱٨ بهمن ۱٣۹۶

مجمع عمومی عادی سالانه‌ی کانون نویسندگان ایران روز جمعه ۱٣ بهمن در منزل یکی از اعضا برگزار شد. این مجمع باید شهریور ۱٣۹۵ تشکیل می‌شد؛ اما روز برگزاری با یورش ماموران امنیتی به محل مجمع، متوقف ماند. چند ماه بعد هیئت دبیران برای تکمیل اعضای خود ناچار شد انتخابات مکاتبه‌ای برگزار کند (پیش‌تر گزارش آن منتشر شد). در سالگشت انتخابات تکمیلی، هیئت دبیران تصمیم گرفت مجمع عمومی را فرا بخواند. به همین منظور کمیسیون تدارک مجمع را مامور کرد تا کارهای لازم را انجام دهد. تلاش‌های کمیسیون تدارک مجمع عمومی روز سیزدهم بهمن ۱٣۹۶ منجر به برگزاری مجمع شد؛ البته در فضایی از بیم و امید. ادامهٔ مطلب »

بیانیه کانون نویسندگان ایران:در نوزدهمین سالگرد قتل تبهکارانه ی محمد مختاری و محمدجعفر پوینده یاد جان باختگان آزادی را گرامی می داریم

روز جمعه هفدهم آذرماه ساعت ٣ عصر بر مزار محمد مختاری و محمد جعفر پوینده در گورستان امامزاده طاهر کرج گرد می آییم و یاد و نام جانباختگان راه آزادی اندیشه و بیان را گرامی می داریم.
کانون نویسندگان ایران
١٤ آذر ١٣٩٦

در آستانه ی نوزدهمین سالگرد قتل های سیاسی پاییز ١٣٧٧ و حذف فیزیکی محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، دوتن از اعضای متعهد کانون نویسندگان ایران، سیاهی آن روزهای رعب و وحشت و تهدید چنان بر قامت پاییز سایه می افکند که هر قلب روشنی را به درد می آورد و انگیزه ی دادخواهی برای خون های پاک ریخته شده را در ذهن هر آزادی خواه، بیش از پیش بیدار می کند.

اکنون نوزده سال از جنایتی می گذرد که در راستای اجرای سیاست سرکوب و حذف مخالفان و دگراندیشان رخ داد. گرچه چنین سیاست هایی در حکومت های پیشین نیز به شکل های مختلف از تهدید و به بند کشیدن و داغ درفش کردن به اجرا درمی آمد، در دوران حاکمیت جدید به برنامه ای سازمان یافته، علنی و همه جانبه بدل شد که اگر هم جناحی از حاکمیت، در یک مورد خاص، قتل های پاییز ٧٧، زیر فشار افکار عمومی نتوانست آن را انکار یا پرده پوشی کند، طرح و اجرای آن را به نیروهای خودسر سازمان های امنیتی نسبت داد. اما بر کم تر کسی پوشیده است که برنامه ای سازمان یافته برای نابودی نویسندگان، هنرمندان و روشنفکران مستقل و منتقد در کار بود که طی چند سال، نخست با سرهم کردن و پخش برنامه ی ننگینی چون «هویت» در تلویزیون جمهوری اسلامی، برای پاپوش دوزی و بدنام کردن روشنفکران و آن گاه احضار مکرر نویسندگان مستقل و اعضای کانون نویسندگان ایران به مراکز امنیتی و ایجاد فضای رعب و وحشت و تهدید به قتل طرح ریزی شد و سپس چون نتوانستند روشنفکران مستقل را از پا در آورند کمر به قتل آنان بستند. ادامهٔ مطلب »

گزارش ویژه/ قرق گورستان در هفدهمین سالروز درگذشت احمد شاملو

لشکرکشی برای گروهی از آدم‌های غیر مسلح که به مدنی‌ترین شیوه خواسته‌اند مراسمی برگزار کنند، چه معنایی جز سرکوب و تحمیل سکوت و سکون دارد؟! چه معنایی جز برملا کردن عمق بی‌حقوقی انسان‌ها در آن جامعه دارد؟ این بی‌تابی در مقابل جزیی‌ترین رفتارهای مدنی ناشی از چیست؟! چه چیز در پس این سرکوب حفظ و حمایت می‌شود؟ و آیا این شیوه در جامعه‌ای چنین جوشان تا کجا تا کی می‌تواند ادامه داشته باشد؟!

دیروز دوم مرداد هفدهمین سالروز درگذشت احمد شاملو بود و قرار کانون نویسندگان ایران به برگزاری مراسم نکوداشت او. کاری چنین سهل و عادی اما در هفده سال گذشته عرصه‌ی کشاکش نهان و آشکاری بوده است که اگر وصف و خبرش را گرد آوریم چیزی می‌شود در ردیف مثنوی هفتاد من کاغذ. در میان آن تهدیدها و مزاحمت‌ها و محاصره‌ها و «نوآوری» هایی مثل نصب بلندگو و پخش روضه خوانی و نوحه گویی، کانون دلخوش به اجرای همان اندک «مراسم» بود و امیدوار به بهبود وضع. سال گذشته ماموران در ترفندی عجیب درهای گورستان را بستند تا از انجام مراسم کانون جلوگیری و به خیال خودشان صورت مسئله را پاک کنند، و شد آنچه دیدیم.
امسال هم با یک در نیمه باز و گماردن ماموران اطلاعاتی و ماشین‌های پلیس در جلوی آن از ورود اعضای کانون که برای ماموران شناخته شده بودند یا کسانی که ظن شرکت در مراسم بر آنها می‌رفت جلوگیری می‌کردند؛ پس جمعیت دو بخش شد بخشی داخل گورستان بر مزار بودند و دیگران بیرون در پشت نرده‌ها. و هردم بر میزان جمعیت دو سو افزوده می‌شد گرچه هنوز با شمار ماموران برابری نمی‌کرد! دقایقی از زمان تعیین شده برای مراسم نگذشته بود که ماموران جمعیت داخل را بیرون راندند و در آستانه‌ی در، دو گروه درهم رفت، جمعیت وسعت گرفت و صدای شعر و کف برخاست. ماموران، از امنیتی و انتظامی، در کار پخش و پلا کردن جمعیت بودند که دل در انجام کار داشت و پا یاری‌اش نمی‌کرد تا به فریادها و هل دادن‌های ماموران گام بردارد. پس ترفندی به کار بردند تا مگر هراس در پراکندن جمعیت یاریشان کند. پر صدا به سوی جوانی (بهنام ابراهیم زاده)رفتند دستهایش را پیچانده با خود بردند. یورش دوم به طرف بکتاش آبتین یکی از اعضای هیئت دبیران کانون بود او را نیز کشان کشان بردند. هدف سوم جوانی دیگر . . . (نام نامعلوم). اما جمعیت به هراس که نیفتاد هیچ، فریاد «ولش کن، ولش کن» سر داد.  ادامهٔ مطلب »

شاعر و آینه: گزارش یک مراسم در جزیره ی ثبات! اکبر معصوم بیگی

رئیس دانا را نیم ساعت بعد آزاد می کنند و راهی تهران می شود. می مانیم تا ببینیم تکلیف آبتین چه می شود. از آبتین خبری نیست. به همراه ناصر زرافشان به طرف در ماشین رو می رویم که حالا محل استقرار فاتحان گورستان است . کاشف به عمل می آید که از آبتین عزیز خواسته اند که تعهد بدهد که دیگر به گورستان نیاید، آبتین هم گفته است خلافی نکرده ام که » تعهد » بدهم. هنوز از سرنوشت او خبر دیگری نداریم.

جسم شاعر بزرگی هفده سال پیش به » خواب ابدی» رفته اما شعر او چنان زنده است که از پس این همه سال حکومت همه ی نیرو و عِذه و عُده ی خود را بسیج می کند تا دوستداران شاعر به رسم هرسال بر مزار این همیشه بیدار گرد نیایند و به این دُر خوشاب شعر معاصر فارسی ادای احترام نکنند. از جمعه صبح( گمان که جمعه است و مراسم در این روز برگزار می شود!) گورستان را قرق می کنند، هشدار می دهند که به سر مزار نروید و چون می دانند که هشدار ها بی فایده است، دوشنبه از صلات ظهر در گورستان بیتوته می کنند، یک درِ گورستان را به کلی می بندند، یک لته ی در ماشین رو را پیش می کنند، می ایستند و آدم های نشان کرده را جلب می کنند، اخطار می دهند که: تو نروید و اگر احیاناً سر بپبچید، می گیرندتان و در خودرو های منتظر بازداشت نیروی انتظامی می چپانندتان. اما، در هر حال، با همه ی فشار ها و تعقیب و گریزها ، اهانت ها و تهدید به بگیر و ببندد ها و زبان آکنده از خشونت لفظی خاص این نیروها، دویست – سیصد نفری از دوستداران شاعر توانسته اند با وجود تعقیب و گریز های بی وقفه خودرا به مزار شاملوی بزرگ برسانند .امسال بنابردرخواست کانون نویسندگان ایران هریکی از دوستداران شاعر شاخه گل سرخی به دست، همه ی کوشش خودرا به کار می برند تا از دست نگاهبانان جزیره ی ثبات بگریزند و شاخه ی گل را نثار مزار شاعر کنند. حلقه ی محاصره هر لحظه تنگ تر می شود، حتی نمی گذارند یک دقیقه در جایی بایستی : در بیرون، از ورود اعضای » کانون» اکیداً جلوگیری می کنند، به نام و نشان دقیق صداشان می کنند و خط و نشان می کشند که:» بروید، بازداشت می کنیم، نمی گذاریم احدی تو برود،

گزارش ویژه/ قرق گورستان در هفدهمین سالروز درگذشت احمد شاملو

ادامهٔ مطلب »

بیانیه کانون نویسندگان ایران درهفدهمین سالگرد درگذشت شاملو

در هفدهمین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ آزادی، احمد شاملو، دوشنبه دوم مردادماه ۱۳۹۶ ساعت ۵ عصر در گورستان امام‌زاده طاهر گرد هم می­ آییم و مزارش را گلباران می­ کنیم …

در هفدهمین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ آزادی، احمد شاملو، یادش را گرامی می ­داریم،

یادِ او
که جهان را آباد و رها می­ خواست و انسان را جویای شکوه از یاد رفته‌اش؛ که پایش را بریده بودند اما همچنان به‌پا و استوار بر استوای زمین ایستاده بود؛ برای عدالت، آزادی و برابری و برای هرآنچه برای ما به یادگار نهاده‌ است.
در این روزها که حصار شرارت بی‌صداتر از همیشه و بی‌چهره‌تر از پیش می‌کوشد تنگ و تنگ­تر شود و سیاهی به هزار ترفند در تقلاست تا آن کلام کوچک دوستی را از خاطرمان ببرد بر مزار او گرد هم می­ آییم؛
نه به آئین پرستش مردگان مرگ
یا به هیئت سوگواران حِرفَت
از این رو که آن شکسته‌ی رنگ‌آجین امروز سنگِ نشان ماست، تا فراموشمان نشود چه سرهای پرشور و چه جان‌های زیبایی بر این راهِ تفته رفته­است.
پس شانه به شانه­ ی هم هر کدام با شاخه گلی سرخ در دست می‌آییم و یک‌صدا «خطابه‌ی آسان در امید» می‌خوانیم: ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: