بیانیه کانون نویسندگان ایران درهفدهمین سالگرد درگذشت شاملو

در هفدهمین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ آزادی، احمد شاملو، دوشنبه دوم مردادماه ۱۳۹۶ ساعت ۵ عصر در گورستان امام‌زاده طاهر گرد هم می­ آییم و مزارش را گلباران می­ کنیم …

در هفدهمین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ آزادی، احمد شاملو، یادش را گرامی می ­داریم،

یادِ او
که جهان را آباد و رها می­ خواست و انسان را جویای شکوه از یاد رفته‌اش؛ که پایش را بریده بودند اما همچنان به‌پا و استوار بر استوای زمین ایستاده بود؛ برای عدالت، آزادی و برابری و برای هرآنچه برای ما به یادگار نهاده‌ است.
در این روزها که حصار شرارت بی‌صداتر از همیشه و بی‌چهره‌تر از پیش می‌کوشد تنگ و تنگ­تر شود و سیاهی به هزار ترفند در تقلاست تا آن کلام کوچک دوستی را از خاطرمان ببرد بر مزار او گرد هم می­ آییم؛
نه به آئین پرستش مردگان مرگ
یا به هیئت سوگواران حِرفَت
از این رو که آن شکسته‌ی رنگ‌آجین امروز سنگِ نشان ماست، تا فراموشمان نشود چه سرهای پرشور و چه جان‌های زیبایی بر این راهِ تفته رفته­است.
پس شانه به شانه­ ی هم هر کدام با شاخه گلی سرخ در دست می‌آییم و یک‌صدا «خطابه‌ی آسان در امید» می‌خوانیم: ادامهٔ مطلب »

کشتار مردم محکوم است! کانون نویسندگان ایران

کانون نویسندگان ایران به خانواده‌های کشته‌گانِ این رخداد تسلیت گفته و هشدار می‌دهد که این یورش خونبار، هرگز نباید دستاویز حاکمیت برای بسته‌تر کردن هرچه بیشتر فضای جامعه شود …

موج حمله‌های مسلحانه‌ی کور زندگی و جان مردم جهان را از شرق تا غرب آماج خود قرار داده است. هنوز خبر حمله‌ی مسلحانه به لندن تازه بود که حمله‌‌ای دیگر روز چهارشنبه، هفدهم خرداد ۱٣۹۶، در دو نقطه از تهران رخ داد. اقدامی که به کشته و زخمی شدن بیش از پنجاه تن انجامید. اگر چه «تروریسم» پدیده‌ی تازه ای نیست و پیشینه‌ای دراز دارد؛ اما نوترین شکل آن در قامت و نام «داعش» همه‌ی بی‌رحمی‌ها و قساوت‌ها و نیز غیرانسانی‌ترین شیوه‌های کشتار را یک‌جا به نمایش گذارده است. پدیده‌‌ای چنین شوم بدون ویرانه‌های وسیع سیاسی و اجتماعی، بدون حامیان قدرتمند نمی‌توانست پا بگیرد، بگسترد و به حیات ننگین خود ادامه دهد. پیداست که در اینجا و آنجای جهان دولت‌هایی بر اساس منافع خود گاه با آن می‌ستیزند و گاه، به وقت لزوم، با آن می آمیزند و تقویتش می‌کنند. طوری که «داعش» و دیگر گروه های تبهکارِ ظاهرالصلاح تر در کنار نقش اصلی خود، به اسم عام، به پرده‌ی استتارکننده ی جنایت‌ها و رذالت‌های تروریسم دولتی بدل شده اند. حمله های مسلحانه ی کور در همه‌ی شکل‌های خود نه تنها جان و سلامت انسان‌های بی گناه را می‌گیرد، نه تنها وحشت می‌پراکند بلکه به دولت‌ها بهانه می‌دهد تا آزادی‌های مردم، به ویژه آزادی های اجتماعی، سیاسی و مدنی و نیز آزادی بیان را هر چه بیشتر محدود کنند. ادامهٔ مطلب »

فیلم/ هوشنگ گلشیری : آنقدر عزا برسرمان ریخته اند که فرصت زاری نداریم

ما حاضریم بهای آزادی بیان وجامعه مدنی راپرداخت کنیم.
هوشنگ گلشیری ( ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ – ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ )
فیلم/  هوشنگ_گلشیری قتلهای زنجیره ای  آذر۷۷

 

بازداشت دو هنرمند جوان در جنوب

سه‌شنبه شب 233 آذر ماموران امنیتی حسن موسوی (سید خون) را در خرمشهر و رئوف دلفی را در آبادان بازداشت و به محل نامعلوم منتقل کردند. وضعیت ، دلیل و محل بازداشت آنها تا امروز معلوم نشده است. رئوف دلفی و حسن موسوی هر دو شاعر و هنرمند هستند.

سه‌شنبه شب 233 آذر ماموران امنیتی حسن موسوی (سید خون) را در خرمشهر و رئوف دلفی را در آبادان بازداشت و به محل نامعلوم منتقل کردند. وضعیت ، دلیل و محل بازداشت آنها تا امروز معلوم نشده است. رئوف دلفی و حسن موسوی هر دو شاعر و هنرمند هستند.

سه‌شنبه شب 233 آذر ماموران امنیتی حسن موسوی (سید خون) را در خرمشهر و رئوف دلفی را در آبادان بازداشت و به محل نامعلوم منتقل کردند. وضعیت ، دلیل و محل بازداشت آنها تا امروز معلوم نشده است. رئوف دلفی و حسن موسوی هر دو شاعر و هنرمند هستند.
دلفی (شاعر و بازیگر) و موسوی (شاعر و روزنامه‌نگار) در شبکه اجتماعی اینستاگرام فعال بودند و نسبت به مسایل اجتماعی و امنیتی بودنِ فضای فرهنگی رویکردی انتقادی داشتند.
حسن موسوی به دنبال جلوگیری نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم یادبود محمد مختاری و محمد‌جعفر پوینده و ضرب و شتم و بازداشت تعدادی از اعضای کانون نویسندگان ایران در دوازدهم آذر ، با انتشار مطلبی با عنوان «باز هم گرفتند و بردند و زدند» در کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام خود، به سیاست‌های امنیتی در مورد مراسم بزرگداشت نویسندگان کشته شده در قتل‌های زنجیره‌ای انتقاد کرده بود.

بیانیه ‌کانون نویسندگان ایران: هجدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده

در هجدهمین سالگرد قتل جانباختگانِ راه آزادی، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، کانون نویسندگان ایران بار دیگر اعلام میکند که با آرمانهای پاک و آزادیخواهانه ی یاران از دست رفته ی خود برای دست یابی به آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا، بر همان پیمان است که بود، هرگز حتا یکدم از دادخواهی در نمیگذرد و تا محاکمه و مجازات آمران و عاملانِ جنایتهای سه دهه ی اخیر و برچیده شدن تمامی بساطِ شکنجه و آزار و آزادی کُشی دمی از پای نمینشیند.

در هجدهمین سالگرد قتل جانباختگانِ راه آزادی، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، کانون نویسندگان ایران بار دیگر اعلام میکند که با آرمانهای پاک و آزادیخواهانه ی یاران از دست رفته ی خود برای دست یابی به آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا، بر همان پیمان است که بود، هرگز حتا یکدم از دادخواهی در نمیگذرد و تا محاکمه و مجازات آمران و عاملانِ جنایتهای سه دهه ی اخیر و برچیده شدن تمامی بساطِ شکنجه و آزار و آزادی کُشی دمی از پای نمینشیند.

هجده سال از خزان هولناک سال۱٣۷۷ گذشت. اما روشنایی هنوز در پرده های تو در تو و تاریکِ ابهام زندانیست. هر چند در آن پاییز مرگبار شاخه ها و برگ های قتلهای سازمانیافته و سیاسی- عقیدتی نمایان شد، اما ریشه های رویکرد ارتجاعی کشتار و حذف مخالفان و دگراندیشان نه تنها همچنان برجا مانده است بلکه سیر آن را میتوان تا نخستین سالهای پاگرفتن حاکمیت جدید پی گرفت. حذف فیزیکی مخالفان و منتقدان در بسیاری از شهرها به گونه ای شکل گرفت که رعب و وحشت را در بدنه ی جامعه بپراکند. پیام نمایندگان ستم روشن بود: هر صدای آزادی خواهانه ای را در گلو خفه می کنیم! سپس برای زمینه سازی فرهنگی – تبلیغاتی ساخت برنامه های تلویزیونی بر ضد روشنفکران مستقل در دستور کار قرار گرفت. دور تازه ی سرکوبِ آزادیخواهان با برنامه های ننگینی چون»هویت» از سوی کارگزاران امنیتی در سیمای جمهوری اسلامی آغاز شد .آن گاه نوبت به احضار و تهدید نویسندگان، شاعران و همه ی روشنفکران مستقلی رسید که درپی تجدید فعالیت نهاد مستقل اهل قلم، کانون نویسندگان ایران، بر آمده بودند. طرح ناکام به دره انداختن اتوبوس حامل نویسندگان در سفر ارمنستان و ربودن یکی از فعالان کانون، این چرخه ی وحشت افکنی را به اوج های تازه ای رساند. ادامهٔ مطلب »

کانون نویسندگان ایران:دوم آذر سی و یکمین سال درگذشت غلامحسین ساعدی

نقادان تیزقلم اگر دلمرده نباشند پای بر گلویش می‌فشارند، بی‌اعتنایی و تشخیص آگاهانۀ مردم جانش را می‌گیرد. هر چند که به ظاهر اکثریت با شبه‌هنرمندان است ولی قدرت واقعی در هنر ماندگار برای تمام نسل‌هاست که بدست هنرمندان واقعی ملت پرداخته می‌شود. . .

نقادان تیزقلم اگر دلمرده نباشند پای بر گلویش می‌فشارند، بی‌اعتنایی و تشخیص آگاهانۀ مردم جانش را می‌گیرد. هر چند که به ظاهر اکثریت با شبه‌هنرمندان است ولی قدرت واقعی در هنر ماندگار برای تمام نسل‌هاست که بدست هنرمندان واقعی ملت پرداخته می‌شود. . . «

شبه‌هنرمند زائیدۀ سانسور است

توضیح: غلامحسین ساعدی هنگام مرگ در دوم آذر ۱۳۶۴ هنوز پنجاه سال نداشت (دی ۱۳۱۴) اما کارنامه ی پرباری از داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه، فیلمنامه و ترجمه فراهم آورده بود و شهرت و محبوبیتی بسزا . روانپزشکی مجرب بود و مهمتر از هرچیز انسانی متعهد. از اعضای موثر کانون نویسندگان ایران در دور اول (دهه ۴۰) و یکی از دبیران دوره دوم فعالیتهای کانون (اواخر دهه ۵۰) بود. او در سال ۱۳۶۰ ناچار به فرار از ایران شد خودش در این باره گفته است:»ابتدا با تهدیدهای تلفنی شروع شده بود. در روزهای اول انقلاب ایران بیشتر از داستان‌نویسی و نمایشنامه نویسی که کار اصلی من است، مجبور بودم که برای سه روزنامه معتبر و عمده کشور هر روز مقاله بنویسم.

. . . پیش از قلع و قمع و نابود کردن روزنامه‌ها، بعد از نشر هر مقاله، تلفن‌های تهدیدآمیزی می‌شد تا آنجا که مجبور شدم از خانه فرار کنم و مدت یک سال در یک اتاق زیر شیروانی زندگی نیمه مخفی داشته باشم. در این میان برادرم را دستگیر کردند و مدام پدرم را تهدید می‌کردند که جای مرا پیدا کنند و آخر سر دوستان ترتیب فرار مرا دادند و من با چشم گریان و خشم فراوان و هزاران کلک از راه کوه‌ها و دره‌ها از مرز گذشتم و به پاکستان رسیدم و با اقدامات سازمان ملل و کمک چند حقوقدان فرانسوی ویزای فرانسه را گرفتم و به پاریس آمدم.»

اما زندگی او در فرانسه چندان نپایید و چهار سال بعد از ورودش درگذشت در حالی که هنوز جوان بود. گلشیری جایی در علت مرگ او گفته بود:»دق کرد».

غلامحسین ساعدی یکی از سخنرانان شبهای شعر گوته معروف به «ده شب شعر» بود. در اینجا بخش هایی از سخنرانی او را نقل می کنیم:

ادامهٔ مطلب »

بیانیه ی کانون نویسندگان ایران در اعتراض به جلوگیری از برگزاری مراسم سالگرد درگذشت احمد شاملو

کانون نویسندگان ایران با سپاس و قدردانی از ایستادگی مردم، اقدام اخیرِ ماموران انتظامی و امنیتی را نمونه ی آشکارِ نقض آزادی بیان و اندیشه می داند و این گونه رفتارهای سرکوب گرانه را محکوم می کند.

کانون نویسندگان ایران با سپاس و قدردانی از ایستادگی مردم، اقدام اخیرِ ماموران انتظامی و امنیتی را نمونه ی آشکارِ نقض آزادی بیان و اندیشه می داند و این گونه رفتارهای سرکوب گرانه را محکوم می کند.

مردم آزاده !

روز دوّم مرداد ۱۳۹۵ به فراخوان کانون نویسندگان ایران، قرار بود شانزدهمین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ آزادی، برسرِ خاک او برگزار شود، امّا حاکمیت در ضدّیت با احمد شاملو و کانون نویسندگان ایران، یک باردیگر نشان داد که در سرکوب آزادیِ اندیشه و بیان، از هیچ خشونتی دریغ نمی کند. در کمال ناباوری، ماموران امنیتی درهای گورستان عمومی را بستند تا شاید مانع از اجرای برنامه های کانون شوند امّا مردم آزادی خواه و دوستداران شاملو، فضای امنیتی و پلیسی را برنتابیدند و در پشت درهای بسته، به بیانیه ی کانون نویسندگان ایران گوش فرادادند و سپس به شعرخوانی پرداختند.

کانون نویسندگان ایران با سپاس و قدردانی از ایستادگی مردم، اقدام اخیرِ ماموران انتظامی و امنیتی را نمونه ی آشکارِ نقض آزادی بیان و اندیشه می داند و این گونه رفتارهای سرکوب گرانه را محکوم می کند. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: