گزارش ویژه/ قرق گورستان در هفدهمین سالروز درگذشت احمد شاملو

لشکرکشی برای گروهی از آدم‌های غیر مسلح که به مدنی‌ترین شیوه خواسته‌اند مراسمی برگزار کنند، چه معنایی جز سرکوب و تحمیل سکوت و سکون دارد؟! چه معنایی جز برملا کردن عمق بی‌حقوقی انسان‌ها در آن جامعه دارد؟ این بی‌تابی در مقابل جزیی‌ترین رفتارهای مدنی ناشی از چیست؟! چه چیز در پس این سرکوب حفظ و حمایت می‌شود؟ و آیا این شیوه در جامعه‌ای چنین جوشان تا کجا تا کی می‌تواند ادامه داشته باشد؟!

دیروز دوم مرداد هفدهمین سالروز درگذشت احمد شاملو بود و قرار کانون نویسندگان ایران به برگزاری مراسم نکوداشت او. کاری چنین سهل و عادی اما در هفده سال گذشته عرصه‌ی کشاکش نهان و آشکاری بوده است که اگر وصف و خبرش را گرد آوریم چیزی می‌شود در ردیف مثنوی هفتاد من کاغذ. در میان آن تهدیدها و مزاحمت‌ها و محاصره‌ها و «نوآوری» هایی مثل نصب بلندگو و پخش روضه خوانی و نوحه گویی، کانون دلخوش به اجرای همان اندک «مراسم» بود و امیدوار به بهبود وضع. سال گذشته ماموران در ترفندی عجیب درهای گورستان را بستند تا از انجام مراسم کانون جلوگیری و به خیال خودشان صورت مسئله را پاک کنند، و شد آنچه دیدیم.
امسال هم با یک در نیمه باز و گماردن ماموران اطلاعاتی و ماشین‌های پلیس در جلوی آن از ورود اعضای کانون که برای ماموران شناخته شده بودند یا کسانی که ظن شرکت در مراسم بر آنها می‌رفت جلوگیری می‌کردند؛ پس جمعیت دو بخش شد بخشی داخل گورستان بر مزار بودند و دیگران بیرون در پشت نرده‌ها. و هردم بر میزان جمعیت دو سو افزوده می‌شد گرچه هنوز با شمار ماموران برابری نمی‌کرد! دقایقی از زمان تعیین شده برای مراسم نگذشته بود که ماموران جمعیت داخل را بیرون راندند و در آستانه‌ی در، دو گروه درهم رفت، جمعیت وسعت گرفت و صدای شعر و کف برخاست. ماموران، از امنیتی و انتظامی، در کار پخش و پلا کردن جمعیت بودند که دل در انجام کار داشت و پا یاری‌اش نمی‌کرد تا به فریادها و هل دادن‌های ماموران گام بردارد. پس ترفندی به کار بردند تا مگر هراس در پراکندن جمعیت یاریشان کند. پر صدا به سوی جوانی (بهنام ابراهیم زاده)رفتند دستهایش را پیچانده با خود بردند. یورش دوم به طرف بکتاش آبتین یکی از اعضای هیئت دبیران کانون بود او را نیز کشان کشان بردند. هدف سوم جوانی دیگر . . . (نام نامعلوم). اما جمعیت به هراس که نیفتاد هیچ، فریاد «ولش کن، ولش کن» سر داد.  ادامهٔ مطلب »

Advertisements

شاعر و آینه: گزارش یک مراسم در جزیره ی ثبات! اکبر معصوم بیگی

رئیس دانا را نیم ساعت بعد آزاد می کنند و راهی تهران می شود. می مانیم تا ببینیم تکلیف آبتین چه می شود. از آبتین خبری نیست. به همراه ناصر زرافشان به طرف در ماشین رو می رویم که حالا محل استقرار فاتحان گورستان است . کاشف به عمل می آید که از آبتین عزیز خواسته اند که تعهد بدهد که دیگر به گورستان نیاید، آبتین هم گفته است خلافی نکرده ام که » تعهد » بدهم. هنوز از سرنوشت او خبر دیگری نداریم.

جسم شاعر بزرگی هفده سال پیش به » خواب ابدی» رفته اما شعر او چنان زنده است که از پس این همه سال حکومت همه ی نیرو و عِذه و عُده ی خود را بسیج می کند تا دوستداران شاعر به رسم هرسال بر مزار این همیشه بیدار گرد نیایند و به این دُر خوشاب شعر معاصر فارسی ادای احترام نکنند. از جمعه صبح( گمان که جمعه است و مراسم در این روز برگزار می شود!) گورستان را قرق می کنند، هشدار می دهند که به سر مزار نروید و چون می دانند که هشدار ها بی فایده است، دوشنبه از صلات ظهر در گورستان بیتوته می کنند، یک درِ گورستان را به کلی می بندند، یک لته ی در ماشین رو را پیش می کنند، می ایستند و آدم های نشان کرده را جلب می کنند، اخطار می دهند که: تو نروید و اگر احیاناً سر بپبچید، می گیرندتان و در خودرو های منتظر بازداشت نیروی انتظامی می چپانندتان. اما، در هر حال، با همه ی فشار ها و تعقیب و گریزها ، اهانت ها و تهدید به بگیر و ببندد ها و زبان آکنده از خشونت لفظی خاص این نیروها، دویست – سیصد نفری از دوستداران شاعر توانسته اند با وجود تعقیب و گریز های بی وقفه خودرا به مزار شاملوی بزرگ برسانند .امسال بنابردرخواست کانون نویسندگان ایران هریکی از دوستداران شاعر شاخه گل سرخی به دست، همه ی کوشش خودرا به کار می برند تا از دست نگاهبانان جزیره ی ثبات بگریزند و شاخه ی گل را نثار مزار شاعر کنند. حلقه ی محاصره هر لحظه تنگ تر می شود، حتی نمی گذارند یک دقیقه در جایی بایستی : در بیرون، از ورود اعضای » کانون» اکیداً جلوگیری می کنند، به نام و نشان دقیق صداشان می کنند و خط و نشان می کشند که:» بروید، بازداشت می کنیم، نمی گذاریم احدی تو برود،

گزارش ویژه/ قرق گورستان در هفدهمین سالروز درگذشت احمد شاملو

ادامهٔ مطلب »

بیانیه کانون نویسندگان ایران درهفدهمین سالگرد درگذشت شاملو

در هفدهمین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ آزادی، احمد شاملو، دوشنبه دوم مردادماه ۱۳۹۶ ساعت ۵ عصر در گورستان امام‌زاده طاهر گرد هم می­ آییم و مزارش را گلباران می­ کنیم …

در هفدهمین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ آزادی، احمد شاملو، یادش را گرامی می ­داریم،

یادِ او
که جهان را آباد و رها می­ خواست و انسان را جویای شکوه از یاد رفته‌اش؛ که پایش را بریده بودند اما همچنان به‌پا و استوار بر استوای زمین ایستاده بود؛ برای عدالت، آزادی و برابری و برای هرآنچه برای ما به یادگار نهاده‌ است.
در این روزها که حصار شرارت بی‌صداتر از همیشه و بی‌چهره‌تر از پیش می‌کوشد تنگ و تنگ­تر شود و سیاهی به هزار ترفند در تقلاست تا آن کلام کوچک دوستی را از خاطرمان ببرد بر مزار او گرد هم می­ آییم؛
نه به آئین پرستش مردگان مرگ
یا به هیئت سوگواران حِرفَت
از این رو که آن شکسته‌ی رنگ‌آجین امروز سنگِ نشان ماست، تا فراموشمان نشود چه سرهای پرشور و چه جان‌های زیبایی بر این راهِ تفته رفته­است.
پس شانه به شانه­ ی هم هر کدام با شاخه گلی سرخ در دست می‌آییم و یک‌صدا «خطابه‌ی آسان در امید» می‌خوانیم: ادامهٔ مطلب »

کشتار مردم محکوم است! کانون نویسندگان ایران

کانون نویسندگان ایران به خانواده‌های کشته‌گانِ این رخداد تسلیت گفته و هشدار می‌دهد که این یورش خونبار، هرگز نباید دستاویز حاکمیت برای بسته‌تر کردن هرچه بیشتر فضای جامعه شود …

موج حمله‌های مسلحانه‌ی کور زندگی و جان مردم جهان را از شرق تا غرب آماج خود قرار داده است. هنوز خبر حمله‌ی مسلحانه به لندن تازه بود که حمله‌‌ای دیگر روز چهارشنبه، هفدهم خرداد ۱٣۹۶، در دو نقطه از تهران رخ داد. اقدامی که به کشته و زخمی شدن بیش از پنجاه تن انجامید. اگر چه «تروریسم» پدیده‌ی تازه ای نیست و پیشینه‌ای دراز دارد؛ اما نوترین شکل آن در قامت و نام «داعش» همه‌ی بی‌رحمی‌ها و قساوت‌ها و نیز غیرانسانی‌ترین شیوه‌های کشتار را یک‌جا به نمایش گذارده است. پدیده‌‌ای چنین شوم بدون ویرانه‌های وسیع سیاسی و اجتماعی، بدون حامیان قدرتمند نمی‌توانست پا بگیرد، بگسترد و به حیات ننگین خود ادامه دهد. پیداست که در اینجا و آنجای جهان دولت‌هایی بر اساس منافع خود گاه با آن می‌ستیزند و گاه، به وقت لزوم، با آن می آمیزند و تقویتش می‌کنند. طوری که «داعش» و دیگر گروه های تبهکارِ ظاهرالصلاح تر در کنار نقش اصلی خود، به اسم عام، به پرده‌ی استتارکننده ی جنایت‌ها و رذالت‌های تروریسم دولتی بدل شده اند. حمله های مسلحانه ی کور در همه‌ی شکل‌های خود نه تنها جان و سلامت انسان‌های بی گناه را می‌گیرد، نه تنها وحشت می‌پراکند بلکه به دولت‌ها بهانه می‌دهد تا آزادی‌های مردم، به ویژه آزادی های اجتماعی، سیاسی و مدنی و نیز آزادی بیان را هر چه بیشتر محدود کنند. ادامهٔ مطلب »

فیلم/ هوشنگ گلشیری : آنقدر عزا برسرمان ریخته اند که فرصت زاری نداریم

ما حاضریم بهای آزادی بیان وجامعه مدنی راپرداخت کنیم.
هوشنگ گلشیری ( ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ – ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ )
فیلم/  هوشنگ_گلشیری قتلهای زنجیره ای  آذر۷۷

 

بازداشت دو هنرمند جوان در جنوب

سه‌شنبه شب 233 آذر ماموران امنیتی حسن موسوی (سید خون) را در خرمشهر و رئوف دلفی را در آبادان بازداشت و به محل نامعلوم منتقل کردند. وضعیت ، دلیل و محل بازداشت آنها تا امروز معلوم نشده است. رئوف دلفی و حسن موسوی هر دو شاعر و هنرمند هستند.

سه‌شنبه شب 233 آذر ماموران امنیتی حسن موسوی (سید خون) را در خرمشهر و رئوف دلفی را در آبادان بازداشت و به محل نامعلوم منتقل کردند. وضعیت ، دلیل و محل بازداشت آنها تا امروز معلوم نشده است. رئوف دلفی و حسن موسوی هر دو شاعر و هنرمند هستند.

سه‌شنبه شب 233 آذر ماموران امنیتی حسن موسوی (سید خون) را در خرمشهر و رئوف دلفی را در آبادان بازداشت و به محل نامعلوم منتقل کردند. وضعیت ، دلیل و محل بازداشت آنها تا امروز معلوم نشده است. رئوف دلفی و حسن موسوی هر دو شاعر و هنرمند هستند.
دلفی (شاعر و بازیگر) و موسوی (شاعر و روزنامه‌نگار) در شبکه اجتماعی اینستاگرام فعال بودند و نسبت به مسایل اجتماعی و امنیتی بودنِ فضای فرهنگی رویکردی انتقادی داشتند.
حسن موسوی به دنبال جلوگیری نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم یادبود محمد مختاری و محمد‌جعفر پوینده و ضرب و شتم و بازداشت تعدادی از اعضای کانون نویسندگان ایران در دوازدهم آذر ، با انتشار مطلبی با عنوان «باز هم گرفتند و بردند و زدند» در کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام خود، به سیاست‌های امنیتی در مورد مراسم بزرگداشت نویسندگان کشته شده در قتل‌های زنجیره‌ای انتقاد کرده بود.

بیانیه ‌کانون نویسندگان ایران: هجدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده

در هجدهمین سالگرد قتل جانباختگانِ راه آزادی، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، کانون نویسندگان ایران بار دیگر اعلام میکند که با آرمانهای پاک و آزادیخواهانه ی یاران از دست رفته ی خود برای دست یابی به آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا، بر همان پیمان است که بود، هرگز حتا یکدم از دادخواهی در نمیگذرد و تا محاکمه و مجازات آمران و عاملانِ جنایتهای سه دهه ی اخیر و برچیده شدن تمامی بساطِ شکنجه و آزار و آزادی کُشی دمی از پای نمینشیند.

در هجدهمین سالگرد قتل جانباختگانِ راه آزادی، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، کانون نویسندگان ایران بار دیگر اعلام میکند که با آرمانهای پاک و آزادیخواهانه ی یاران از دست رفته ی خود برای دست یابی به آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا، بر همان پیمان است که بود، هرگز حتا یکدم از دادخواهی در نمیگذرد و تا محاکمه و مجازات آمران و عاملانِ جنایتهای سه دهه ی اخیر و برچیده شدن تمامی بساطِ شکنجه و آزار و آزادی کُشی دمی از پای نمینشیند.

هجده سال از خزان هولناک سال۱٣۷۷ گذشت. اما روشنایی هنوز در پرده های تو در تو و تاریکِ ابهام زندانیست. هر چند در آن پاییز مرگبار شاخه ها و برگ های قتلهای سازمانیافته و سیاسی- عقیدتی نمایان شد، اما ریشه های رویکرد ارتجاعی کشتار و حذف مخالفان و دگراندیشان نه تنها همچنان برجا مانده است بلکه سیر آن را میتوان تا نخستین سالهای پاگرفتن حاکمیت جدید پی گرفت. حذف فیزیکی مخالفان و منتقدان در بسیاری از شهرها به گونه ای شکل گرفت که رعب و وحشت را در بدنه ی جامعه بپراکند. پیام نمایندگان ستم روشن بود: هر صدای آزادی خواهانه ای را در گلو خفه می کنیم! سپس برای زمینه سازی فرهنگی – تبلیغاتی ساخت برنامه های تلویزیونی بر ضد روشنفکران مستقل در دستور کار قرار گرفت. دور تازه ی سرکوبِ آزادیخواهان با برنامه های ننگینی چون»هویت» از سوی کارگزاران امنیتی در سیمای جمهوری اسلامی آغاز شد .آن گاه نوبت به احضار و تهدید نویسندگان، شاعران و همه ی روشنفکران مستقلی رسید که درپی تجدید فعالیت نهاد مستقل اهل قلم، کانون نویسندگان ایران، بر آمده بودند. طرح ناکام به دره انداختن اتوبوس حامل نویسندگان در سفر ارمنستان و ربودن یکی از فعالان کانون، این چرخه ی وحشت افکنی را به اوج های تازه ای رساند. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: