نامه مریم اکبری منفرد به سفرای بازدید کننده از اوین

مریم اکبری منفرد که در زندان رجائی شهر طی دوران محکومیت می کرد، در اردیبهشت ۹۰ به همراه ۸ زن زندانی دیگر به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او در آنجا و پس از اعتراض به شرایط زندان و نوشتن نامه های متعدد به مراجع تقلید، مسئولان نظام و احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد به بند زنان زندان اوین منتقل شد و تا امروز در آنجا تحمل محکومیت می کند. دو برادر مریم اکبری منفرد در سالهای ۶۰ و ۶۳ به اتهام ارتباط و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط دادگاه های انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک او و خواهر دیگرش نیز در سال ۶۷ و موج اعدام زندانیان سیاسی در تابستان آن سال اعدام شدند. اکبری منفرد پیشتر در نامه ای به احمد شهید از قول قاضی صلواتی خطاب به خود گفته بود که: “تو جور خواهر و برادرهایت را می کشی.”

مریم اکبری منفرد زندانی سیاسی محبوس در بند نسوان (زنان) زندان اوین، در نامه ای خطاب به سفرایی که اخیرا از زندان اوین بازدید کردند از مواردی که از چشم آنان توسط مسئولین پنهان نگه داشته شده سخن گفته است. خانم منفرد که تجربه حضور در چند زندان را دارد و اکنون هشتمین سال حبس خود را در این زندان سپری می کند در توصیف وضعیت زنان در زندانهایی که شاهدش بوده می گوید “به قهقرا رفتن انسان و انسانیت را با چشم های خویش شاهد بودم.”

متن کامل این نامه را به نقل از هرانا در ادامه بخوانید؛
به سفرای محترم آقای اکتایتو تلمیودین سفیر محترم اندونزی, آقای ژوان کوتریا سفیر محترم پرتغال و دیگر سفرای محترم؛

برای تمامی کسانی که قلبشان برای انسان و انسانیت می تپد, برای ارزشی فراسوی مرزهای جغرافیایی.

به عنوان شاهد حرف می زنم. شاهد روزهای ناتمام و دهشتناک شهرری و گوهردشت و اوین, جایی که نفس یاری نمی رساند. سوله های تاریک و سقفی بلند بدون پنجره و روزنه و نور طبیعی؛ سوله هایی مملو از دود سیگار با دویست نفر جمعیت در هر سوله با ازدحام سرو صدا و بهم ریختگی اعصاب و روان زندانیان , “به قهقرا رفتن انسان و انسانیت را من با چشم های خویش شاهد بودم.”  ادامهٔ مطلب »

Advertisements

نامه کادریه اُرتاکایا به خانواده اش

صبح روز گذشته ۷ نوامبر یک فعال مدنی کُرد به نام "کادریه اُرتاکایا" (قدریه) هنگام عزیمت به کوبانی در مرز شمال کُردستان از سوی نیروهای ارتش ترکیه هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

صبح روز گذشته ۷ نوامبر یک فعال مدنی کُرد به نام «کادریه اُرتاکایا» (قدریه) هنگام عزیمت به کوبانی در مرز شمال کُردستان از سوی نیروهای ارتش ترکیه هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

NNSROJ: صبح روز گذشته ۷ نوامبر یک فعال مدنی کُرد به نام «کادریه اُرتاکایا» (قدریه) هنگام عزیمت به کوبانی در مرز شمال کُردستان از سوی نیروهای ارتش ترکیه هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.کادریه (قدریه) 28 ساله و دانشجوی فوق لیسانس معماری دانشگاه مرمره بود. وی که بیش از یک ماه پیش به همراه گروهی از دوستانش برای کمک به غیر نظامیان و حمایت از مقاومت کوبانی از استانبول به مناطق مرزی در مجاورت این شهر رفته بود، پیشازعزیمت به کوبانی با نوشتن نامه ای خطاب به خانواده اش از آنان خواسته بود که راه او را ادامه دهند و از مبارزه اش حمایت کنند.

متن کامل نامه کادریه آرتاکایا:
برگردان: NNSROJ
ادامهٔ مطلب »

نامه شاهرخ زمانی به دخترش

البته دخترم  مبارزه تاوانی دارد که خود انسان و اطرافیانش باید بپردازند و از این بابت من برای تو و اطرافیان متاسفم و برای خود خرسندم که راه انسانی زیستن و انسانی فکر کردن و به فکر هم نوعانم بودن و اینکه تنها راه نجات مبارزه طبقاتی و سرنگونی سرمایه داری است را پیدا کردم و هرچند که خودم و عزیزانم به شدت تحت فشار و ستم هستیم، اما این تنها راه است و نمی توان در جامعه سرمایه داری هم آگاهی داشت و هم برده وار ظلم و ستم را پذیرفت.

البته دخترم مبارزه تاوانی دارد که خود انسان و اطرافیانش باید بپردازند و از این بابت من برای تو و اطرافیان متاسفم و برای خود خرسندم که راه انسانی زیستن و انسانی فکر کردن و به فکر هم نوعانم بودن و اینکه تنها راه نجات مبارزه طبقاتی و سرنگونی سرمایه داری است را پیدا کردم و هرچند که خودم و عزیزانم به شدت تحت فشار و ستم هستیم، اما این تنها راه است و نمی توان در جامعه سرمایه داری هم آگاهی داشت و هم برده وار ظلم و ستم را پذیرفت.

سلام دخترم :
من و تو مانند بسیاری از انسانها در این جهان تحت سلطه سرمایه زندگی میکنیم و هیچ گونه ازادی برای زیستن و تصمیم گرفتن برای خود نداریم ، یا باید بدون فکر و اندیشه تن به  نظام و سیستم استثمارگرانه سرمایه داری  بدهیم و چون بردگان مانیکورت فکر کنیم که این تقدیر و سرنوشت ماست و بگوییم خداوندا رضایم به رضای تو وهرچه تو بخواهی ان درست است و ستم دیدن و ستمکش بودن و استثمار شدن توسط مافیای قدرت و ثروت را سرنوشت محتوم خود بدانیم و یا در پی جستجوی علل برآییم و به اندیشه و تفکر بپردازیم که در آن صورت حاکمان یا عوامل سرمایه داری از اندیشیدن و جستجوگر بودن ما به وحشت افتاده آن اندک آزادی برده وار را نیز از ما سلب میکنند و برای زهر چشم گرفتن از بقیه انسانها زندگی را بر آنهایی که به دنبال آگاه شدن و کسب حق و حقوق هستند به جهنمی مضاعف تبدیل می کنند و چنان سرکوب و فشار را افزایش می دهند که دنیا را برای افراد فعال ، آگاه به حق و حقوق واندیشه گر تاریک و ظلمانی می کنند طوری که در چنین وضعیتی فقط با اگاهی طبقاتی و تحلیل درست از خود و دشمن می توان نوری برآن تاباندو درک کرد که چرا و در ترس از چه چیزی دشمن چنین سرا سیمه حتی تمامی اصول و قانون و پرنسیب های تبلیغی خودرا نیز زیر پا می گذارد؟ ادامهٔ مطلب »

آسمان برای ما تله نمی گذارد – نامه ای از فرهاد وکیلی

آسمان برای ما تله نمی گذارد - نامه ای از فرهاد وکیلی

آسمان برای ما تله نمی گذارد – نامه ای از فرهاد وکیلی

پایگاه خبری/ تحلیلی روز (NNSROJ) در راستای انتشار تصاویر، آثار و نامه های جانباختگان 19 اردیبهشت 1389 زندان اوین، چندین عکس و یک نامه منتشر نشده «فرهاد وکیلی» را منتشر می کند.این نامه در پاییز سال 1387 در زندان اوین نوشته شده است.فرهاد وکیلی به همراه شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان و مهدی اسلامی در 19 اردیبهشت در زندان اوین اعدام شدند.

هنگامه دختر گلم و…

بدان که تو دوران کودکی سختی را سپری کردی، در آن زمان من و مادرت شرمنده تو بودیم، بر خلاف برادرانت در آن زمان ما از کمترین امکانات برخوردار بودیم. اما تو بسیار خوب مسیر تکامل را پیمودی. هیچگاه نخواستم تفکر و باورهای خود را به تو تحمیل یا از تو بخواهم چون من فکر کنی، زیرا من هم اکنون همه کسانی را که در دوران کودکی و خردسالیم در کمال نادانی و جهل مطالبی منفی و نادرست در باره خودم به من القا نمودند، نخواهم بخشید. من والدین خود را دوست دارم، اما اکنون فراتر از افکار قدیمی و محدود کننده پیش می روم. پس از همان ابتدا خواستم تو خودت مسیرت را انتخاب کنی، اما در کنارت بودم. گاها با تذکری یا تشویقی و یا اشارەایی زنگ خطری را برایت به صدا در آوردم. اما تو در هر حال تو و …خوب بودید و در این روزگار پست و آلوده تا حدی توانستید حافظ ارزشها باشید. ادامهٔ مطلب »

نامه:سلام بر همه مردم ، سلام بر کارگران / نامه نیما ابراهیم زاده فرزند کارگر زندانی

نامه:سلام بر همه مردم ، سلام بر کارگران / نامه نیما ابراهیم زاده فرزند کارگر زندانی

نامه:سلام بر همه مردم ، سلام بر کارگران / نامه نیما ابراهیم زاده فرزند کارگر زندانی

 من نیما ابراهیم زاده فرزند کارگر زندانی در بند ودوستدار کودکان  بهنام ابراهیم زاده هستم، بیش از یک ماه است که در بیمارستان محک کودکان بستری شده ام، بیش از دوسال ونیم است که پدرم به جرم دفاع از ما کودکان وجامعه کارگری در زندان بسر می برد، اولین ملاقات ودیدار با پدرم بعد از ماهها انفرادی ومحروم از ملاقات را هنوز یاد دارم دیدن ان لحظات دهشناک وپر از تشویش ونگرانی، هنگامیکه پدر را برای اولین بار بعد از ماهها از بند 209 وزرارت اطلاعات به سالن ملاقات آوردند قلب من به شدت مجروح شد، حسرت اینکه  پدر نمی تواند در کنارما بماند و به ما نزدیک شود  در ان لحظه دوست داشتم با تمام وجودم پدرم را در اغوش بگیرم اما وجود شیشه های بیرنگ وبیروح که حتی به سختی می توانستم پدر را در انسوی میله های زندان ببینم اجازه این را به من نمی داد که پدر را با تمام وجودم در اغوش بگیرم، ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: