اکبر معصوم بیگی:گرامی باد سوم خرداد، سالروز شهادت امیر پرویز پویان ویارانش

در تمام این سالیان، خوداندیشی، اندیشه ورزی، ژرف نگری و ناوابستگی فکری پویان برایم سرمشق بوده است. اما بیش از هرچیزآنچه برایم اهمیت داشته این است که پویان همه ی دانش ، فرهنگ ، تجربه ی زندگی و هستی خودرا در پهنه ی عمل به کارگرفت تا در این جهان وارونه که عرصه ی تاخت و تاز نیرو های تباهی و پلشتی است چیزی را دیگرگون کند، و جان در سر این کار کرد.

در سراسر سالیانی که بر من گذشته است، پویان برای من مظهرشاخص روشنفکری متعهد به آرمان های والای آزادی، برابری و ستیز بی زنهار با بدی و شرّ و ستم بوده است. اما تنها این نبوده است. پویان به عکس خیل روشنفکران جهان سومی، با آن که در عنفوان جوانی در نبرد نابرابر با نیروهای سیاهی و تاریکی جان باخت و چندان مجال زیستن نیافت، بسیار با فرهنگ و چیز خوانده بود. به موسیقی خوب و مرغوب گوش می کرد، ادبیات می شناخت، از شیفتگان هنر بود ودر یک کلام، به اصطلاح بسیار جامع و همه جانبه بود. تک ذهنی و متحجر نبود.کافی است به نوشته ی کوتاه و فشرده ی او در بزرگداشت زنده یاد صمد بهرنگی نگاه کنید تا ببینید قوام و استواری و طراوت نثر فارسی او تا همین امروز همچنان حفظ شده است. گذشته از این، او از معدود انقلابیان روشنفکری بود که از احساس حقارت بری بود و، چنان که در جایی نوشته ام، در زمانی که کم و بیش هیچ نوشته ی انقلابی بدون اتکا به بزرگان و نظریه پردازان مارکسیسم و نقلِ مکّررگفتار ها و قول های این بزرگان نوشته و منتشر نمی شد، در سراسر جزوه ی «رد تئوری بقا» یش حتی یک بار برای تضمین نوشته ی خود از هیچ «اتوریته»ی مارکسیست نام نمی برد و نقلی نمی آورد .

ادامهٔ مطلب »

گشایش یا انسداد سیاسی؟ / پرویز صداقت

آن‌چه مایلم به‌عنوان جمع‌بندی ارائه کنم این است که برخلاف آن‌چه در بدو امر به نظر می‌رسد آرایش سیاسی موجود نه نشانه‌ی گشایش که حاکی از یک انسداد ساختاری بین دو جناح محافظه‌کار و میانه‌رو است. این دو هیچ‌کدام راهی برای چالش‌های بنیادی موجود در اقتصاد سیاسی ایران ندارند. تنها راه برون‌رفت، توسعه‌ی نهادهای جامعه‌ی مدنی، تشکل‌های مستقل، رسانه‌های مستقل است برای این که بتوانیم در فضای دوقطبی موجود صدای سومی ایجاد کنیم،

توضیح: مقاله‌ی حاضر، متن سخنان ارائه‌ی شده در نشستی است که در تاریخ یکم خردادماه 1396 در دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ارزیابی برنامه‌ی ششم توسعه برگزار شد.

پرسشی که مایلم در این جلسه مطرح کنم این است که برنامه‌ی ششم و سیاست‌های اقتصادی موجود تا چه حد قادر به حل بحران‌های موجود هستند. در ادامه، با توجه به پاسخ این پرسش به این سؤال بپردازم که آیا آرایش سیاسی موجود، یعنی آن چیزی که در روزهای اخیر (انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا) شاهد تحولاتی در آن بودیم، نویدبخش حل بحران‌های موجود خواهد بود؟ آیا قادر به گشایش خواهد بود یا نه برعکس این بیانگر نوعی انسداد سیاسی است که قادر به حل بحران‌های ما نیست؟

یک مسأله‌ی کلیدی در بحث حاضر وجود دارد به این ترتیب که در طول برنامه‌های مختلف اقتصادی جمهوری اسلامی، در سال‌هایی عملکرد بسیار بدتر از برنامه بوده و در سال‌هایی هم بهتر از برنامه عمل کرده‌ایم. این امر نشان‌دهنده‌ی اشکالاتی جدی است. این که دایماً یا جلوتر از برنامه‌ها و یا عقب‌تر از برنامه‌ها هستیم ناشی از چیست؟ چند مشکل کلیدی وجود دارد. ادامهٔ مطلب »

مبارزان ق.س.د به نزدیکی شهر رقا رسیدند؛ تبهکاران به داخل شهر رقا فرار می کنند +[ویدیو]

مرکز خبر – خبرگزاری فرات:نیروهای سوریه دمکراتیک که چندی پیش به‌دلیل شرایط نامساعد جوی، موقتاً عملیات آزادسازی رقا را چند روز متوقف کرده بودند، تحرکات جدیدی خود را افزایش داده‌اند.

منابعی از ق.س.د دلیل توقف موقت عملیات را «طوفان‌های شن موجود در منطقه» اعلام کرده بودند.با این حال، بامداد امروز مبارزان به‌سوی روستای حَمرات نَوسا در ۶ کیلومتری شرق رقا پیشروی کردند و درگیری‌های شدید هم‌اکنون نیز در این روستا در جریان است. نیروهای سوریه دمکراتیک تا‌کنون توانسته اند دو محله این روستا را از اشغال تبهکاران آزاد کنند.همچنین در پیشروی های ق.س.د در جبهه غربی شهر رقا، درگیری‌های شدیدی مابین مبارزان و تبهکاران داعش در روستای سَرحبیه در جریان است.از روز شنبه تاکنون ۱۳ تبهکار در ادامه این پیشروی مبارزان به هلاکت رسیده‌اند. گزارش شده که بسیاری از تبهکاران که تاب مقاومت در برابر مبارزان ق.س.د را ندارند، از روستاها به درون شهر رقا فرار می‌کنند.

آسانژ: جنگ واقعی تازه شروع شده

یکی از اعضای تیم حقوقی آسانژ‌ هم به گاردین گفته «دلیل اصلی که او از ابتدا به سفارتخانه اکوادور پناهنده شده، خطر تعقیب قضایی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی آمریکا بوده و تا زمانیکه این اتهام وجود دارد، دلیل او برای پناهندگی به سفارتخانه هم همچنان باقی است.»

میدان :جولیان آسانژ پس از آنکه مقامات قضایی سوئد به صورت غیرمنتظره‌ای تحقیقاتشان درباره اتهام تجاوز جنسی از سوی آسانژ را لغو کردند گفته «جنگ واقعی تازه شروع شده است.» لغو این تعقیب قضایی به مبارزه سختی درباره استرداد او به سوئد پایان داد، هرچند همچنان پرسش‌های بزرگی درباره آینده او وجود دارد.

بنیانگذار ۴۵ساله ویکی‌لیکس در بالکن سفارت اکوادور در لندن – جایی که او از سال ۲۰۱۲ برای اجتباب از استرداد به آنجا پناهنده شده – ظاهر شد و گفت تصمیم روز جمعه برای لغو تحقیقات درباره اتهامش «پیروزی بزرگی» است.

او پس از اینکه مشتش را به نشانه سلام و پیروزی بالا گرفت، گفت «تهدیدهایی» که به وسیله مقامات آمریکایی درباره بازداشت او به جرم جاسوسی صورت گرفته «تحمل نخواهد شد» و ویکی‌لیکس افشای پرونده‌ها درباره سازمان جاسوسی آمریکا (CIA) را افزایش داده است. ادامهٔ مطلب »

اطلاعیه شماره۴ ستاد هماهنگی ایرانیان آزادیخواه گوتنبرگ و حومه

ما به عهد تاکنونی خود عمل کردیم و توانستیم، با هم باشیم . در کنار یکدیگر جا بگیریم . همصدا بشویم و نیروی اپوزیسیون آزادیخواه مقیم گوتنبرگ را در برابرکلیت نظام جمهوری اسلامی به نمایش بگذاریم

با سپاس و درود فراوان از همه شما ها که با پیام های « ستاد هماهنگی اعتراض به حضور جمهوری اسلامی در گوتنبرگ » همراه شدید و روزجمعه از ساعت سه و نیم بعد از ظهر تا ساعت هشت و نیم شب در کنار هم بودیم . از همه تان سپاسگزاریم!
ما نشان دادیم که با کنارهم بودن ؛ بدل به قدرتی می شویم که جمهوری اسلامی جرئت نمایش وپیشروی خود را جزدرسایه حمایت پرهزینه پلیس سوئد وبهره گیری ازاعمال شرایط سخت پلیسی، نخواهد توانست سیاست های ضد انسانی خود را درشهرما ( گوتنبرگ) پیش ببرد
ما نشان دادیم که با همه چند سویه نگری های دید و درک سیاسی مان ، می توانیم در کنارهم باشیم و نقشه پیشروی رژیم اسلامی و عوامل آنرا درشهرگوتنبرگ برای چندمین بار خنثی نماییم و آنها را مجبور نماییم که همچنان با چراغ خاموش حرکت کنند. ادامهٔ مطلب »

گفت و شنود راديو فرهنگ با محمدرضا شالگونى در مورد نتيجه انتخابات رياست جمهورى

توجه با همه تلاشي كه رهبرى حتا با دخالت روزانه و حمايت تلويحي از رييسي ميتوان اين انتخابات را شكست بزرگى براى رهبري و يك نه بزرگ براى وى دانست و از طرف ديگر بعنوان يك تحليل گر سياسى و مخالف اين رژيم نبايد پوشيده بدانيم كه يك پيروزى هم براى نظام بود كه مردم را پاى صندوق راى كشاندند ، اما هيچگاه خسته نشويم از اينكه بگوييم انتخابات معنا ندارد و تناقض جمهورى اسلامى بجايى رسيده كه براى كسب مشروعيت ناگزير به پذيرش مسايلى شده كه محكوميت خودش را در عمل آشكار ميكند ، توجه دوستان را به شنيدن اين گفتگو جلب مينمايم

 

قطاری که خالی می‌رود! امین حصوری

مکرر گفته‌ می‌شود، رأی‌دادن در فضای برانگیخته از گفتمان «اصلاح‌طلبیْ»[25] عملی سلبی است (برای پیش‌گیری از وقوع «چیزی»)، درحالی‌که در همین فضا رأی‌ندادن می‌تواند عملی ایجابی باشد (برای کمک به شکل‌گیری تدریجیِ یک سوژه‌ی جمعی).

چنین به‌نظر می‌رسد که باید بی‌وقفه ارزیابی و داوری و دخالت کنیم؛ حتی اگر در مقاطعی هیچ رغبتی به درگیرشدن دگرباره با روندهای نمایشی که از همه‌‌ی پرده‌هایش بوی جان‌کاه شکست و خودتخریبی برمی‌خیزد نداشته باشیم؛ گواینکه بر ما به‌یقین معلوم نیست که این بی‌رغبتی ما صرفاً حاصل سر‌خوردگی است یا از اطمینان نسبی به بی‌ثمر بودن این درگیری. اما دلیل این اجبار (باید) بسیار ساده است، و همزمان قاطع: این نمایشْ واقعی است و نه‌فقط واقعیت زندگی‌های‌ امروزمان را ترسیم می‌کند، بلکه بیش‌و‌کم مسیر بخشی از فرازهای آتی این واقعیت را هم ترسیم می‌کند (گیریم در هیات پرده‌های بعدی نمایش). پس روشن است که هر کاری که آگاهانه -در برابر روند جاری- می‌کنیم و یا نمی‌کنیم، نوعی مداخله است، بی‌نیاز به تصمیم پیشین ما برای مداخله‌گری یا کناره‌گیری، یا فرضاً اعلام بیرونی و حتی درونیِ این تصمیم. از این منظر، ارزیابی و داوری ما پایه‌ی برسازنده‌ی مداخله‌ای است که خواه‌ناخواه (فارغ از نیت‌مندی‌های‌مان) درگیر آن هستیم. اگر چنین است چه بهتر که ارزیابی‌ها و مداخله‌های‌مان را در مسیر جمعی‌تر و فعال‌تری قرار دهیم، یعنی در قدم نخست در معرض ارزیابی‌ها و داوری‌های «دیگران». در این‌معنا، سخن‌گفتن (با صدای بلند) نه‌فقط رویه‌ای‌ست برای شنیده‌شدن و شنیدن و خلق امکانات بازاندیشی و فراروی (در ساحت اندیشه‌ورزی درباره‌ی امر عمومی)، بلکه همچنین ضرورتی است برای غلبه بر انزوایی اجباری (جبر تاریخ؟!)؛ چرا که اندیشه‌ها و رویکردهای ما نسبت به نیروها و ساختارهای کلانی که زندگی‌ها و سرنوشت جمعی ما را در دستان خود گرفته‌اند، به‌میانجی بازیابی‌ و هم‌صدایی و تکثیر رویکردهای متجانس، هویت‌ساز اند؛ و دشوار بتوان سوژه‌ای جمعی را در پیکار علیه نظم مسلط به تصور درآورد که بی‌نیاز از یک هویت جمعی باشد: گیریم هویتی متکثر، که صرفاً در ساحت جهت‌گیری استراتژیک یک «ما» خلق می‌کند. جستاری که در پی می‌آید مشارکت ناچیزی‌ست (در قالب قطعاتی پراکنده) معطوف‌به این فرآیندِ مفروض؛ فرآیندی که تاریخ متاخر ما هر دم با نهیب زمخت‌تر و هراس‌انگیزتری ضرورت برسازی آن را یادآور می‌شود: ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: