عیدی نعمتی:صدایی که درد مشترک بود

شورشی ، صدایی که درد مشترک بود ، مفهوم والای روشنفکری ، و همیشه بر دولت و نه با دولت . تا بود قلم در دستش به واکاوی درد انسان ، قامت استوار کرد واز انسان وُ عشق گفت . حضور قاطع او در پهنه ی ادبیات ما از الک تاریخ گذشته است همچون نیمای بزرگ و حذف او ازاین تاریخ نا ممکن .

بگذار ناسزا بگویند ، بگذار حتا استاد شفیعی کدکنی نیز ، سنگ که نه ، گِلی پرتاب کند بر این حلاج که انکار عدو بود و الله وُ اکبر وصفی از او . بگذار استاد شاعرش نداند . بگذار حتا سنگ مزارش را بشکنند ، دل مردم دوستدارش را . او همیشه با ماست در رگبارهای تابستان وُ در برگ ریزان پاییز ، در زندان وُ در خیابان های شورشی ، صدایی که درد مشترک بود ، مفهوم والای روشنفکری ، و همیشه بر دولت و نه با دولت . تا بود قلم در دستش به واکاوی درد انسان ، قامت استوار کرد واز انسان وُ عشق گفت . حضور قاطع او در پهنه ی ادبیات ما از الک تاریخ گذشته است همچون نیمای بزرگ و حذف او ازاین تاریخ نا ممکن .

«دشنه در دیس» است

حرامیان در گوشه وُ کنار

پیچیده در مه وُ

رفته با خیال

در ساحل انتظار

قدم می زند

شاعرِخسته ادامهٔ مطلب »

Advertisements

«غلط املایی» در توئیت رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی

غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در پیامی توئیتری به اشتباه واژه «شکرگزار» را «شکرگذار» نوشت.

حداد عادل یکشنبه ۲۶ آذر برای توجیه بودجه اختصاص‌یافته به موسسات زیرمجموعه فرهنگستان سلسله‌ای از توئیت‌ها را منتشر کرد و در نخستین توئیت این اشتباه املایی معروف را مرتکب شد.«گزاردن» به معنای «اداکردن و به جا آوردن» است و «گذاشتن» به معنای «نهادن و قراردادن». بسیاری از دانش‌آموزان از دوران ابتدایی با تفاوت بین این دو واژه آشنا می‌شوند.حدادعادل سپس در توئیت دیگری با تشکر از کاربران توئیتش را اصلاح کرد. ادامهٔ مطلب »

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:رضا شهابی در زندان سکته کرده است

در ملاقاتی که روز چهارشنبه خانواده با رضا شهابی در زندان داشته است نیمه چپ صورت رضا افتادگی داشته و زیر چشمش نیز فرو رفتگی خاص داشته است. و رضا گفته به پزشک زندان که مراجعه کردم؛ به من گفته سکته خفیف کرده ای.

در ملاقاتی که روز چهارشنبه خانواده با رضا شهابی در زندان داشته است نیمه چپ صورت رضا افتادگی داشته و زیر چشمش نیز فرو رفتگی خاص داشته است. و رضا گفته به پزشک زندان که مراجعه کردم؛ به من گفته سکته خفیف کرده ای.

پزشک متخصص پیش از این تشخیص داده بود شهابی توان جسمی تحمل زندان ندارد. علاوه بر این رضا مکرر فشار خونش بالا بوده و در زندان خون دماغ شده است. سر دردهای شدید مکرر داشته است. ولی مسئولین زندان و دادستانی تهران بی توجهی کرده اند و هر از گاهی با تاخیر های بدون توجیه وی را برای معاینه به بیمارستان اعزام کردند و به تشخیص پزشک متخصص هم توجه نکردند تا اینکه متاسفانه این کارگر زندانی سکته کرد. حتی پس از سکته نیز برای معاینه و جلوگیری از تشدید بیماری اش به بیمارستان اعزام نشده است.

ادامهٔ مطلب »

«آوازخوانِ رقصِ برده‌گان» گزیده ای از سخنرانی ها و مقالات میرجعفرپیشه‌وری (۱۳۲۴-۱۳۲۵) ترجمه: النازانصاری،هژیرپالسچی

این کتاب گزیده‌یی است از سخنرانی‌ها و مقالات میرجعفر پیشه‌وری، صدر فرقه‌ی دموکرات آذربایجان، در فاصله‌ی تاسیس فرقه تا سقوط خونین دولت ملی آذربایجان، به همراه مقدمه‌یی مفصل که تلاشی است برای نوشتن تاریخ مردمی جنبش آذربایجان. منجنیق این کتاب را به صفرخان قهرمانیان تقدیم کرده است که ۳۲ سال را در زندان گذراند و نیز به روح‌الله صفدری، فدایی ساده‌ی فرقه‌ی دموکرات که مصاحبه‌یی با او را در ضمیمه‌ی کتاب خواهید خواند و هنوز کاکل سپیدش را در رویای برابری و آزادی به نسیم می‌سپارد.

توضیح منجنیق: درخواست مجوز انتشار برای این کتاب سه بار در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رد شده است. دو بار در ارشاد خاتمی و یک بار در ارشاد احمدی‌نژاد. موضوع آن اما هنوز تازه است و پرداختن به آن اهمیت دارد. پس عجیب نیست که هفتاد سال بعد از ۲۱ آذر ۱۳۲۴ رادیو آزادیِ اروپای آزاد که حالا بخش فارسی آن «رادیو فردا» شده است، به این فکر افتاده باشد که مدیران و کارمندانش را اجیر کند تا اسناد «تازه»یی را ترجمه کنند و حرف‌های «جدید»ی بزنند. مشی رادیو آزادیِ اروپای آزاد هنوز همان است که بود، همان رادیوی دوران جنگ سرد با این تفاوت که حالا در زمین بایرِ این روزهای جهان، پهلوان میدان است. حرف رادیو آزادیِ اروپای آزاد اما حرف جدیدی نیست و وقتی خبرنگار مستخدم آن می‌نویسد: فلان سند بعد از هفتاد «تکلیف را معلوم کرد»، شوخی کرده است. تکلیف این حرف‌هایی که رادیو فردا می‌گوید خیلی وقت پیش معلوم شده بود، از همان هفتاد سال پیش، بر تلی از جنازه‌های مثله‌شده و بر دار و کتاب‌های سوخته تکلیف این حرف‌ها معلوم شده بود. منجنیق اما در کتاب «آوازخوانِ رقصِ برده‌گان» نشان می‌دهد که چرا هنوز تکلیف هیچ چیزی معلوم نیست، که چرا در جنبش مردم آذربایجان مازادی وجود دارد که هنوز هم رادیوها و نشریات حامی «جهان آزاد» را وامی‌دارد در مورد آن بنویسند، و دروغ و یاوه بنویسند. این کتاب گزیده‌یی است از سخنرانی‌ها و مقالات میرجعفر پیشه‌وری، صدر فرقه‌ی دموکرات آذربایجان، در فاصله‌ی تاسیس فرقه تا سقوط خونین دولت ملی آذربایجان، به همراه مقدمه‌یی مفصل که تلاشی است برای نوشتن تاریخ مردمی جنبش آذربایجان. منجنیق این کتاب را به صفرخان قهرمانیان تقدیم کرده است که ۳۲ سال را در زندان گذراند و نیز به روح‌الله صفدری، فدایی ساده‌ی فرقه‌ی دموکرات که مصاحبه‌یی با او را در ضمیمه‌ی کتاب خواهید خواند و هنوز کاکل سپیدش را در رویای برابری و آزادی به نسیم می‌سپارد.

کتاب «آوازخوانِ رقصِ برده‌گان» را بخوانید:

برنامه ای از رادیو فرهنگ اعتصاب کارگران نیشکر هفته تپه اخبار و اعتراضات کارگری در یکشنبه۱۲ آذر ۱۳۹۶ امیر جواهری لنگرودی مدافع حقو ق کارگران

 

فیلم:تجمع و سخنرانی پرشور کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه

تجمع و سخنرانی پرشور کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه در سومین روز اعتصاب، روبروی دفتر مدیریت شرکت با حضور خبرنگاران

بازهم جلوگیری ، باز هم سرکوب

در اثنایی که یکی از دبیران مشغول صحبت با فرد لباس شخصی بود، یکی از ماموران امنیتی آمد و با رضا خندان مهابادی عضو هیئت دبیران کانون احوالپرسی کرد و او را به سمت خودرویی برد و در خودرو نشاند. سپس به سوی اکبر معصوم بیگی، یکی دیگر از اعضای هیئت دبیران، آمد و او را نیز به همین ترتیب در خودرو نشاند. طولی نکشید که ناصر زرافشان را هم به آن ها اضافه کردند. جمعیت از در شرقی وارد گورستان شد تا سر مزار گرد آید که ماموران، محسن حکیمی (عضو کانون) را داخل خودرو بردند.

امروز هفدهم آذر بنا بود مراسم یادبود نوزدهمین سالگرد قتل سیاسی محمد مختاری و محمد جعفر پوینده دو نویسنده‌ی عضو کانون نویسندگان ایران بر مزار آنها برگزار شود اما ماموران امنیتی همچون سال پیش بر درهای ورودی ایستاده بودند و از ورود اعضای کانون و دیگر کسانی که برای شرکت در این مراسم آمده بودند جلوگیری می‌کردند. شرح ماجرا این است که طبق روال هر سال، امسال نیزکانون نویسندگان ایران از یک هفته قبل، از طریق رسانه های اجتماعی اعلام کرد که در روز جمعه 17 آذر1396 بر مزارِ جانباختگان راه آزادی گرد می آییم و یادشان را گرامی می داریم. اما دوستدارانِ این کشتگان ستم، با ممانعت نیروهای امنیتی روبرو شدند. هنوز چند دقیقه به ساعت 15 مانده بود که به محض ورود جمعی از دبیران کانون نویسندگان، یک نفر از لباس شخصی ها با بیان این که « بنا به حکم دادستان کرج، مراسم لغو شده است» مانع ورود دبیران و مردم شد.

ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: