سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه: اسماعیل بخشی برای اعتراف علیه خود زیر فشار است

سندیکای کارگران هفت تپه اعمال فشار بر اسماعیلی بخشی نماینده کارگران و عضو سندیکای کارگران هفت تپه، را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط این کارگر زندانی می باشد.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت تپه برای نوشتن تکذیبیه در مورد شکنجه و اذیت و آزار روحی و روانی در حین دستگیری و بازداشت تحت فشار وزارت اطلاعات قرار دارد.

به گزارش رسیده اسماعیل بخشی مدتهاست بدون هیچگونه بازجویی در سلول انفرادی بازداشتگاه امنیتی وزارت اطلاعات در اهواز نگهداری می شود. این تداوم بازداشت عملا از دو جهت برای مقامات امنیتی سود دارد یک اینکه به واسطه اینکه اسماعیل در زندان است نمی تواند شکایاتش در مورد ضرب و شتم در حین بازداشت و آزار و اذیت روحی و روانی در دوران بازداشت را پیگیری کند و همچنین باقیمانده آثار شکنجه در دوران بازداشت در طی مدت بازداشت مجدد از بین می رود دوم اینکه با نگه داشتن وی در سلول انفرادی بدون هیچگونه بازجویی، تلاش دارند با اعمال فشارهای روحی و روانی بر اسماعیل بخشی ، او را برای نوشتن نامه تکذیبیه تحت فشار قرار دهند. ادامهٔ مطلب »

لیلا گوون: تا من نگویم بس است، جسم من نخواهد گفت بس است

کسانی که در مواجهه با این اعتصاب سکوت پیشه کرده‌اند من را خواهند کشت… این اعتصاب غذا آزمونی برای جامعه به شمار می‌رود. کسانی که نتوانند این آزمون را با موفقیت طی کنند فردا نخواهند نتوانست بگویند ما حافظان حقوق هستیم، ما انسان هستیم. اگر زنان ایمان و اراده داشته باشد، هیچ نیرویی نمی‌تواند زنان را از ارزش‌هایی که به آن باور دارند بازگرداند. زیرا زنی که برخوردار از اراده باشد بدون تردید پیروز خواهد شد.

لیلا گوون ریاست مشترک ک.ج.ک و نماینده‌ی جولمرگ از حزب دمکراتیک خلق‌ها، صد روز است که در مخالفت با انزوا و حصر عبدالله اوجالان دست به اعتصاب غذا زده است. راهپیمایی‌ای که از ١۵ شهر شمال کردستان و ترکیه با شعار« در صدمین روز با لیلا حصر را درهم خواهیم شکست» آغاز گردید هدف حمله‌ی نیروهای پلیس قرار گرفت.

نخواهم گفت بس است
لیلا گوون از طریق دخترش صبیحه تمیزکان با آژانس خبری ژن نیوز سخن گفته و در یکصدمین روز اعتصاب غذای خود این پیام را به افکار عمومی کردستان و ترکیه رساند:

«صد روز است که من در اعتصاب غذا به سر می‌برم، ۶٠ روز است زندانیان سیاسی ایستادگی می‌کنند. این انزوا، انزوایی جدید نیست، بیست سال است بدون وقفه تداوم دارد. تمامی کردها در حصر به سر می‌برند. حصر در سرتاسر میهن گسترده شده است. هیچ اراده‌ای محکوم به تنهایی در یک جزیره نشده است. حتی اگر نگه داشته شود برای صلح مبارزه نکرده است. اما آقای اوجالان این مبارزه را به پیروزی رسانده است. اقدامی را که ما به آن دست زدیم باعث شد تا حصر بیست ساله اندکی بیشتر هویدا شود. قبلا نیز در مقابله با حصر فعالیت‌هایی صورت می‌گرفت، اما بعد از مدتی از دستور کار خارج می‌گردید. ادامهٔ مطلب »

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه:سه اتهام جدید اسماعیل بخشی نشراکاذیب،فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقامات

به دلیل اخبار ضد و نقیضی که از وضعیت سلامتی آقای اسماعیل بخشی و انتقال وی به بیمارستان منتشر شده ، جهت رفع نگرانی خانواده وی،روز چهارشنبه درخواست ملاقات ارائه اما مورد موافقت قرار نگرفت و یکشنبه، مجددا درخواست ارائه شد و امیدوار هستیم که با این درخواست موافقت گردد

فرزانه زیلابی وکیل آقای اسماعیل بخشی

*تبصره  ماده ۴۸ و محروم نمودن فرد بازداشت شده از دسترسی به خدمات حقوقی وکیل انتخابی را یک شکنجه مصوب در قانون آیین دادرسی کیفری کشورمان می دانم.*

 آقای اسماعیل بخشی که پس از حدود یک ماه بازداشت با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه ۴۰۰ میلیونی آزاد شده بود ،چون به درخواست  خانواده و وکیلشان ، مبنی بر ارجاع وی به پزشکی قانونی،در طول مدت بازداشت ترتیب اثر داده نشده بود با ناامیدی از نتیجه اقدام قانونی  با انتشار رنجنامه ای از دوران بازداشت خود اعلام نمود که توسط مامورین حین دستگیری و در طول مدت بازداشت  مورد آزار و اذیت بدنی ، روحی و روانی واقع شده است و در همین خصوص شکایتی را علیه مأمورین امنیتی اداره اطلاعات  مطرح نمود.متأسفانه در حالی که پیگیری های  قانونی و پزشکی  پرونده یاد شده در حال انجام  بود .یکم بهمن ماه با فک قرار وثیقه قبلی دوباره بازداشت شد و در اختیار اداره اطلاعات قرار گرفت.در همین اثنا کارگری که شاهد پرونده بود نیز دستگیر و بازداشت گردیده بود.

 سه اتهام جدید تفهیم شده به موکل نشراکاذیب ،فعالیت تبلیغی علیه نظام  و  توهین به مقامات می باشند. ادامهٔ مطلب »

یاشار دارالشفاء:از سرمایه‌داری ایران تا سرزمین عجایب روشنفکران

پشتوانه‌ی قوی در سنت مارکسی داشتن یعنی: تبیین پدیده‌های سیاسی و اجتماعی بااهتمام جدی به استفاده از مفاهیم «نقد اقتصاد سیاسی»؛ یعنی نهادن «ساختار تولید»، «تحلیل طبقاتی» و «انقلاب اجتماعی» در مرکز نگرش و واکاوی‌ها.

نسخه‌ی چاپی (پی دی اف)

مقدمه

آقای عادل مشایخی در یادداشتی با عنوان «نکاتی درباره سرمایه‌داری در ایران» در روزنامه شرق (6/11/1397) کوشیده‌اند با اتکا بر – به زعم ایشان – «سخنان از سر تیزبینی و دقت مراد فرهادپور» در نشست مؤسسه پرسش (27/10/1397)، نشان دهند که «هر بحثی درباره سرمایه‌داری در ایران باید مبتنی بر درکی از منطق سرمایه باشد که مهم‌ترین خطوطش را مارکس کشف و صورت‌بندی کرده است … [و] ماندن در سطح فلاکت‌ها و پرهیز از طرح مسئله‌ی «شرایط وقوع فلاکت» به بهانه‌ی اجتناب از ورود به بحث‌های «انتزاعی و بیهوده»، حاصلی جز تقویت عوام‌گرایی و تشدید عوام‌زدگی ندارد».

از این نظر باید از صراحت کلام و دقت نظر آقای مشایخی بسیار سپاسگزار بود که در فضایی که در آن، به نام «نقد اقتصاد سیاسی» و متکی بر «ژارگون»‌های مارکسی، محتویاتِ «علم اقتصاد واقعا موجود» (یا به قولِ گالبرایت «علم اقتصاد کلاه‌بردارانه») تکرار و ترویج می‌شود، همگان را دعوت به جدی گرفتن «منطق سرمایه» (به ویژه مبتنی بر صورتبندی مارکس) و چگونگی  ساز و کارش در ایران می‌کند.

آنچه اما محل انتقاد به این یادداشت است، یکی «تاریخِ بحث درباره منطق سرمایه در ایران» است و دیگری «نایستادن در طرف پیشگویی الهام‌زده و مشتی الاغ مبهوت».

تاریخ بحث درباره منطق سرمایه در ایران

از نگاه آقای مشایخی سه نکته‌ی درخشان در سخنان فرهادپور هست: ادامهٔ مطلب »

*نگاهی به تحولات ونزوئلا با روبن مارکاریان: زمینه‌های فراز و نشیب چپ در آمریکای لاتین. سیاست تغییر رژیم نامطلوب، سیاست دائمی ایالات متحده. دلایل حمایت طرفداران ایرانی رژیم‌چنج از کودتا در ونزوئلا

حقايقي تكان دهنده از شكنجه و قتل زنداني سياسي وحيد صيادي نصيري

خواهر وحيد صيادي نصيري، زنداني سياسي كه در پي 60 روز اعتصاب غذا در زندان قم جانسپرد، در گفتگو با راديو ندا حقايقي تكاندهنده از شكنجه و قتل برادرش در زندان و تهديد خانواده از سوي ماموران امنيتي مي گويد!

خواهر وحيد صيادي نصيري، زنداني سياسي كه در پي 60 روز اعتصاب غذا در زندان قم جانسپرد، در گفتگو با راديو ندا حقايقي تكاندهنده از شكنجه و قتل برادرش در زندان و تهديد خانواده از سوي ماموران امنيتي مي گويد!

گوش كردن فايل صوتي با مديا پلير

گوش كردن فايل صوتي با ريل پلير

جزئیاتی از شکنجه‌های سپیده قلیان و اسماعیل بخشی

اسماعیل بخشی جراحات ناشی از این شکنجه‌‌‌ها و وضعیت خود در روزهای اول بازداشت را این طور توصیف کرد: «در روزهای اول، به سختی می‌توانستم راه بروم. سرما خوردگی و تب شدیدی داشتم. تمام صورتم ورم کرده بود و لخته‌های خون از دماغم خارج می‌شد. فکم را نمی‌توانستم تکان بدهم و غذا نمی توانستم بخورم. ادرارم با سوزش شدید همراه بود و آنقدر درد داشتم که خوابیدن هم برایم زجرآور بود. پس از تقریبا دو ماه، هنوز در دنده‌های شکسته‌ام، شکم‌، کلیه‌ و گوش‌هایم و بیضه‌ها احساس درد می‌کنم.»

اسماعیل بخشی و سپیده قلیان دو مدافع حقوق کارگران که اکنون بار دیگر در خطر شکنجه قرار دارند، به عفو بین‌الملل از شکنجه‌های‌شان گفته بودند:

سپیده قلیان گفت در طول راه شوش به اهواز که سوار یک ون شده بودند ماموران اطلاعات به او دستور می‌دادند که سرش را پایین بیاورد، به گردنش محکم ضربه می‌زدند، او را مورد انواع توهین‌های جنسی قرار می‌دادند و مجبور می‌کردند که خودش را «فاحشه» بنامد.

اسماعیل بخشی گفت که ماموران اطلاعات موهایش را می‌کشیدند، با مشت به تمام سر، صورت، گلو، سینه، شکم و کمرش می‌زدند و با چنگ گلویش را می‌گرفتند. ماموران پاهایش را از هم باز کرده و همین طور که فحش‌ و دشنام می‌دادند به بیضه‌هایش مشت می‌زدند و مجبورش می‌کردند که علیه خود الفاظ رکیک به کار برد و خودش را تحقیر کند: «درد ضربه‌ها به طرز وحشتناکی شدید بود و من سه بار از هوش رفتم.»

اسماعیل بخشی جراحات ناشی از این شکنجه‌‌‌ها و وضعیت خود در روزهای اول بازداشت را این طور توصیف کرد: «در روزهای اول، به سختی می‌توانستم راه بروم. سرما خوردگی و تب شدیدی داشتم. تمام صورتم ورم کرده بود و لخته‌های خون از دماغم خارج می‌شد. فکم را نمی‌توانستم تکان بدهم و غذا نمی توانستم بخورم. ادرارم با سوزش شدید همراه بود و آنقدر درد داشتم که خوابیدن هم برایم زجرآور بود. پس از تقریبا دو ماه، هنوز در دنده‌های شکسته‌ام، شکم‌، کلیه‌ و گوش‌هایم و بیضه‌ها احساس درد می‌کنم.» ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: